تبلیغات
.:: هستن؛ مخمل آبی ::.
.:: هستن؛ مخمل آبی ::.
برای آسانتر خواندن متن، دکمه های Ctrl و + را همزمان فشار دهید

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چهار دوره برخورد بیل و کلنگی با مسائل نرم افزاری؛ نگاه نرم‌افزاری، حلقه مفقوده شوراهای شهر

حسین آذربایجانی

در طول چهار دوره‌‌ای که از عمر شورای شهر گذشته، می‌توان به تحلیلی از محتوا و مختصات این چهار دوره شورا نشست. در این چهار دوره، بخش عمده‌ای از اعضای شوراهای شهرها را در رده اول «مهندسان» و در پله دوم «معلمان» تشکیل می‌داده‌اند. بخش اعظم اعضای شوراهای شهر را لااقل در استان قزوین مهندسانی تشکیل می‌داده‌اند که عمدتا رشته‌هایشان مربوط به «سخت‌افزارهای شهر» بوده و چاره بسیاری از معضلات و مشکلات شهری را در نگاه‌های سخت‌افزاری مثل «پل‌سازی» یا «دوربرگردان» خلاصه کرده‌اند.

در سوی دیگر نیز معلمانی بوده‌اند که به عنوان «فرهنگی» و با حمایت بدنه رای دانش‌آموزان و اولیا و همکاران خود وارد شورا شده‌اند و نهایت عملکرد فرهنگی‌شان به برگزاری چند جلسه تقلیل یافته و تمام شده است. البته هر چهار دوره شوراهای شهر انتخاب مردم بوده‌اند و عملکردشان هم مورد ارزیابی رای‌دهندگان قرار نگرفته است.

در این میان چیزی که از آن غافل مانده یا خود را به تغافل زده‌اند؛ ضرورت نگاه نرم‌افزاری و فرهنگی و اجتماعی به شهر است.

با این اوصاف در هر چهار دوره شورای شهر یک مشکل اساسی مشاهده می‌شود که وضعیت فرهنگی و اجتماعی شهرهای ما را به نقطه‌ای اسفبار رسانده است. این میان نکته‌ای مهم و حیاتی عمدا یا سهوا نادیده انگاشته شده که اصل و اساس تمدن و مدنیت به معنای شهرنشینی است. معضل اینجاست که نگاه کارشناسی در حوزه‌های روانشناسی و جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی و به طور کلی نگاه پژوهش محور و دانشگاهی در زمینه‌های علوم انسانی در شوراهای شهر ما وجود ندارد. شهر صرفا جمع کردن چند خانه و مرکز خرید و خیابان و... گرداگرد یک میدان و چند پل و... نیست؛ بلکه ذات و هویت شهر به شهروندان آن است و ذات و هویت این مردمان و شهروندان به فرهنگ و تمدن آنهاست.

یکی از مهمترین عواملی که باعث شده زندگی در شهرهای ما طاقت‌فرسا و به نوعی فرسایشی شده و انواع و اقسام بیماری‌های روانی مثل افسردگی و خودکشی و... رشدی سرسام‌آور داشته باشند؛ همین نبود نگاه پژوهش محور فرهنگی و علوم انسانی در شوراهای شهرهاست. در طی این 4 دوره تمام مسائل شهر را در شورای شهرها به سخت‌افزار و خیابان و آسفالت و پل تقلیل داده‌ایم و از اصل و اساس شهرنشینی و تمدن یعنی فرهنگ غافل مانده‌ایم.

اگر می‌خواهیم شهری متمدن‌تر و «شهر»تر داشته باشیم، راه درست توجه به علوم انسانی و فرهنگ؛ آن هم با رعایت اصول پژوهش و نوآوری است. بسیاری از مشکلات شهرهای ما با یک کار پژوهشی علوم انسانی قابل حل است؛ اما شوراها و شهرداری‌های ما در طی 4 دوره گذشته چکار کرده‌اند؟ بیماری که پادرد داشته و پایش را می‌شده با اندکی ماساژ درست کرد، به اتاق عمل برده و پایش را قطع کرده‌اند، بعد تصمیم گرفته‌اند برایش پای مصنوعی بسازند.

بعدش پای مصنوعی‌اش را از پلاستیک ساخته‌اند و موقعی که دیده‌اند با آن پای مصنوعی درست راه نمی‌رود، گفته‌اند پای مصنوعی را تخریب کنید تا پای بتنی بسازیم. پای بتنی هم تعریفی نداشته و آن را هم تخریب کرده‌اند تا پای فولادی کار بگذارند و.... الی آخر. در این مسیر ناصواب و نه چندان عقلانی هم چه بسیار سرمایه‌ها و بودجه‌ها که هدر رفته و به جیب پیمانکاران سرازیر شده در حالی که می‌شد همان ابتدا با یک هزارم همین بودجه و سرمایه و در یک هزارم زمان این تخریب و تعمیرهای پیاپی، با ارزیابی صحیح و پژوهش محور مشکل و یک نسخه فرهنگی و اجتماعی، به راحتی معضل را برطرف کرد و دیگر این همه لقمه را دور سر نچرخاند. آیا تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران در انتخابات پیش‌رو در شورای شهر به این مهم توجه خواهند داشت؟ رای دهندگان چطور؟

سفله‌پروری بزرگان و انحراف از آرمان ها؛ جاده صاف کن «مجاهدان شنبه» / نقش بزرگان جریان‌های سیاسی در گسترش چاپلوسی و تملق

حسین آذربایجانی
پیش‌تر در این صفحه نوشته بودیم انقلاب مشروطه روز جمعه پیروز شد و زمانی که این پیروزی مسجل شده بود، مطالب و نامه‌های فراوانی در پی آن منتشر شد و برخی افراد که نقشی در آن جنبش و پیروزی آن نداشتند، ناگهان با قطار فشنگ و چهره‌های انقلابی در عکس‌ها ظاهر شدند. این افراد که تا روز قبل از پیروزی مشروطه هر یک در دخمه دنجی از ترس پنهان شده بودند؛ یکباره پس از پیروزی مشروطه این‌طور وانمود کردند که این همان‌ها بودند که مشروطه را به پیروزی رساندند و از قضا، در ابتدای صف مجاهدان قرار گرفتند. در مقابل «ستارخان» که بعدها در دوران استبداد در «پارک اتابک» زخمی شد یا «باقرخان» که در کوه‌های کرمانشاه سر بریده شد، ادعایی در مشروطه نداشتند و پس از آن، هزینه آن را هم پرداختند.

آن گونه که محسن رنانی، اقتصاددان و تحلیلگر سیاسی، تاکید می کند؛ اساسا طرز تفکر و نگاه این گروه مدعی با «مجاهدان روز جمعه» کاملا متفاوت است و اینها با استعداد عجیبی که دارند تا به امروز توانسته‌اند بسیاری از جهش‌های اجتماعی عظیم را از مسیر اصلی خود منحرف و مطالبات اصلی و برپاکنندگان این خیزش را به نفع خود مصادره کنند.

شماره گذشته در این صفحه (مخمل آبی) از «مجاهدان شنبه» نوشتیم که هم در میان اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان مانند موریانه نفوذ کرده و در حال جویدن و سست کردن ریشه‌های فکری و عقلی این دو جریان ریشه‌دار هستند. بعد از آن تحلیل، واکنش‌های متفاوت و متعددی مشاهده کردیم که بعضی از آنها با «جانا سخن از زبان ما می‌گویی» و بعضی دیگر با «تخریب نکن» به استقبال نویسنده آمدند. جالب است طبق آن مثل معروف قزوینی که «اگر حرف را زمین بیندازی صاحبش می‌آید و آن را بر‌می‌دارد» بعضی از همین مجاهدان شنبه نیز آن مطلب را توهین و تخریب قلمداد کرده و حتی نویسنده را متهم به «سیاهنمایی» هم نمودند. به هر روی این مرز پرگهر قانون دارد و بسیاری از چیزهایش روی اصول است؛ با اتهام پراکنی واهی نمی توان در پس و پشت نقاب‌های رنگارنگ پنهان شد و پژوهشگران و روزنامه‌نگارانی را که واقعیات را می‌نویسند؛ تهدید و یا متهم به «سیاهنمایی» کرد.

همچنان که در شماره پیشین تاکید شده بود؛ مجاهدان شنبه مختص جناح خاصی نیستند و هم در میان اصولگرایان و هم بین اصلاح‌طلبان رسوخ کرده‌اند. شیوه برخورد با اینان هم به درایت بزرگان این دو جریان قدرتمند برمی‌گردد که بخواهند به اصالت‌ها و هزینه‌های داده شده توجه کنند یا آنکه به بادمجان‌های دور قاب چاپلوسان دل خوش نمایند و هر کسی لقب و تعریف بزرگتری به نافشان بست، او را اول الاولین و آخرالآخرین بدانند و هزاران شطح و طامات و شرح کرامات برایش دست و پا کنند.

می‌گویند تاریخ بار اولش تراژدی است و اگر تکرار شود، بار دومش کمدی می‌شود. تاریخ معاصر ما پر از مجاهدان شنبه است؛ اما نخستین نمونه‌ای که بسیار واضح و روشن در تاریخ 100 سال اخیر از دوره محمدعلی شاه قاجار نقل شده و امروز هم تکرار کمدی آن را در دولت حسن روحانی می‌توان یافت؛ ماجرای «مجاهدان شنبه» مشروطیت است.

بر اساس آنچه در کتاب‌های تاریخ معاصر ما آمده؛ ظهر جمعه بود که خبر به محمدعلی شاه رسید که بند را آب برده و او پنهانی به سمت سفارت روسیه رفت و پناهنده شد. حوالی عصر بود که سردار اسعد و محمدولی‌خان و مجاهدان بختیاری و گیلانی از یک سو و ستارخان و باقرخان و مجاهدان آذربایجان از سوی دیگر به سمت بهارستان رفتند و ویرانه‌های مجلس را فتح کردند. تهران دقیقاً جمعه 24  تیرماه 1288 به‌ دست مجاهدان تبریز، گیلان و بختیاری فتح شد. اما درست یک روز بعد بود که تهران به دست مجاهدانی که در روزهای کوتاه استبداد محمدعلی شاهی در گوشه‌ای به دعاگویی سلطان مشغول بودند؛ تسخیر شد. مجاهدانی که از پستوی خانه‌ها بیرون آمده بودند و سهمشان را طلب می‌کردند. مجاهدانی که از 25 تیر 1288 در تاریخ به «مجاهدان روز شنبه» معروف شدند.

آنچنان که فرزانه ابراهیم‌زاده در تاریخ ایرانی می‌نویسد؛ گرچه ضرب‌المثل «مجاهدان روز شنبه» بعد از فتح تهران در ادبیات فارسی مصطلح شد؛ اما حضور چنین افرادی در تاریخ به این واقعه تاریخی منحصر نبود و این واقعه تنها لقبی برای آن‌ها به همراه داشت. تاریخ کشورهایی که سابقه انقلابی‌گری و تغییرات زیربنایی مانند ایران را دارند همیشه پر از افرادی به اصطلاح ابن‌الوقت است که ماهی از آب گل‌آلوده می‌گیرند. افرادی که به اصطلاح دیگر حزب باد هستند و هر طرف که منفعت داشته باشد همان سمت می‌روند.

ادبیات فارسی پیش از فتح تهران نیز بارها به چنین افرادی اشاره کرده است. معروف‌ترین نمونه آن شعر «شیران علم» مولانا است که معتقد است برخی از افراد مانند شیرهایی که روی پرچم هستند، به هر سمتی که باد می‌آید حمله می‌کنند و درباره‌شان می‌سراید: «این همه شیران ولی شیر علم/ حمله‌شان از باد باشد دم ‌بدم/ حمله‌شان پیدا و ناپیداست باد/ آنک ناپیداست هرگز گم مباد»

سفله‌پروری بزرگان؛ جاده صاف کن «مجاهدان شنبه»

این روزها در استان و کشور با تکرار کمدی داستان تراژیک «مجاهدان شنبه» روبروییم و آنچه این میان اسفبار است، رفتار سفله پرورانه برخی از سران دو جناح با این منفعت‌طلبان بوده که داد نیروهای اصیل و باریشه را درآورده است. نمونه این رفتارهای متقابل را می‌توان در فضای مجازی مشاهده کرد؛ جایی که اگر یکی از سران سیاسی عطسه کند؛ هزاران «لایک» و احسنت و آفرین در پی‌اش روانه می‌شود. جایی که سران سیاسی استان به لقب‌هایی عجیب و غریب ملقب می‌شوند؛ یکی از سیاسیون قزوین را طی حرکتی عجیب در حد یک قدیس معصوم بالا می‌برند و تهدید می‌کنند هر کسی به او بگوید بالای چشمت ابرو هست؛ شکمش را می‌درند و دیگری را در قیاسی غریب به حد قهرمانان تاریخی می‌رسانند و این میان آنچه اهمیت و البته تاسف اهل تفکر و تعقل را در پی دارد؛ واکنش و تایید ضمنی این بزرگان در مقابل تملقات گل درشت چاپلوسان است.

بزرگان هر دو جریان سیاسی باید پیش از هر چیزی نسبت به وجود و حضور چنین افرادی در جریان خودشان هشدارهای دلسوزان را جدی گرفته و جناح‌های باریشه را از لوث وجود افراد بی‌ریشه پالایش و پاک کنند. کاری که اگر در اسرع وقت انجام نشود؛ عواقب زیانباری چون ابتذال فضای سیاست استان یکی از اولین گردنه‌های قهقرای آن است. گردنه‌ای که هم اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان استان این روزها به آن بسیار نزدیک شده‌اند و چه بسا اصلا درون آن لیز خورده باشند و خودشان هم ندانند. 

بحر طویل؛ کاشکی منم شورا بودم شورای قصه ها بودم

غضنفر جادوغ آبادی

خوانندگان در شماره‌های پیشین اعتراض کردند که چرا اسم خودم را نمی‌نویسم تا در انتخابات به من رای بدهند. گفتم تف به ریا، این خاک بر سری‌ها چیست؟ من اگر می‌نویسم فقط به خاطر «احساس تکلیف» است. در انتخابات هم فقط ساده‌ها خودشان شرکت می‌کنند تا سنگ رو یخ شوند. زرنگ‌ها و خوب‌های جمع پشت سر بقیه می‌ایستند و از کوچکترها حمایت می‌کنند. اگر کوچکترها بردند که بهتر؛ بجای یک رای، چند رای خواهند داشت. اگر نبردند هم که آبروشان نمی‌رود. فردا ملت نمی‌توانند بگویند دور از جناب، فلانی با این همه اهن و تلپ آمد و همش 10 تا رای آورد! از این گذشته من نیازی به تبلیغات ندارم؛ حتی در ترینیداد و توباگو هم بچه 6 ماهه مرا ببیند می‌گوید «غضن جادوغ، غضن جادوغ» یعنی غضنفر جادوغ آبادی. خلاصه ما ریا نداریم و از آمدن اسممان نمی‌ترسیم.

آقایی که شما باشید، دیروز در علاف راستا می‌آمدم که بیایم ببینم دنیا دست کی است. مشغول هروله و حساب کتاب لفت و لیس و سکه‌های دم عیدم بودم که شنیدم یک خواننده کوچه بازاری منحرف دارد می خواند. دور از جناب، یک عده جوان مزلّف هم مشغول لهو و لعب و لولیدن در کنار همدیگر بودند. لعنتی به کلهم اجمعین فرستادم و کنار ایستادم تا این جمع منحرف متفرق شوند و خواننده را ارشاد کنم. آقایی که شما باشید دیدیم جمع متفرق نمی‌شود که نمی‌شود. تازه با افزایش جمعیت احتمال به انحراف کشیده شدن تعداد بیشتری از عوام وجود داشت. به همین خاطر مجبور شدم به یک شیوه قدیمی متوسل شوم و یکباره گفتم فرار کنید آمدند. ملت یکی دو پا داشتند دو پا هم قرض گرفتند همدیگر را لگد کردند و آنجا را به مقصد نامعلومی ترک کردند.

واسه پوله واسه پوله

آمدم سراغ خواننده فریب خورده و گفتم چه می‌خواندی مردک؟ گفت هیچی! گفتم بگو، منم خودی‌ام. شروع کرد به شعار دادن که انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست. گفتم مسلما انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست. هر کسی هم بگوید حق مسلم ما نیست، خودش را توی سیمان دفن می‌کنیم. ولی سوال مرا جواب بده: چی می‌خواندی؟ بگو نترس! کاریت ندارم. با حالت نزاری گفت:‌ «می‌گم که کاشکی شاه بودم...» گفتم اولا که مرگ بر شاه و خاندان خائن و حامی پدر خائنش که آمده بود قزوین سخنرانی کرده بود. ثانیا چرا می‌خواستی شاه باشی؟ گفت والا منظورم شاه شاه که نیست، یعنی می‌گویم مثلا کاش پولدار می‌شدم. همه‌اش واسه پوله وگرنه من که اهل این خاک بر سری‌ها نبودم. تازه یک فامیل هم داریم سرهنگ است.

چرا شاه خائن باشی؟ شورای خادم باش!

کفری شدم و بر سرش داد کشیدم که پدرسوخته بدهم پدر پدرسوخته‌ات را دربیاورند پدرسوخته؟ پدرسوخته سد معبر کرده‌ای، فامیل سرهنگ هم داری؟ با این حال و روزت حالا می‌خواستی پولدار هم بشوی پدرسوخته؟ بیچاره بساطش را گذاشت و الفرار... می‌دوید و داد می‌کشید همکارا شهرداری... زدم پشت پایش و پهن شد رو زمین، نشستم دستش را گرفتم و گفتم اینطوری داد نکش اینجا روستای جادوغ آباد است. یک دهیاری دارد که آن هم از خودمان است. ولی مرد حسابی اقلا به جای کاشکی شاه بودم و این خائن بازی‌ها بگو کاشکی شورا بودم. هم پولدار می‌شوی و هم کسی تو را خائن صدا نمی‌کند. تازه هر جایی هم خواستی بساط می‌کنی. گل از گلش شکفت و پرید هوا گفت واقعاً؟ گفتم بله که واقعاً! قبول نداری؟ بیا برو شورای روستای جادوغ آباد ببین چه خبر است.

جادوغ آباد کجاست؟

گفت جادوغ آباد دیگر چه جهنم دره‌ای است؟ گفتم دور از جناب، «جهنم دره» اتاق نشیمن خانه شوهرعمه ات است. جادوغ آباد همین جاست و قدیمی‌ترین روستای ایران است! گفت تو که خالی را می‌بندی، خجالت را بگذار کنار و بزرگتر ببند. مثلا بگو قدیمی‌ترین روستای جهان، قدیمی ترین روستای منظومه شمسی، قدیمی‌ترین روستای کهکشان راه شیری، برو بالاتر، کنتور که ندارد... اما حالا چرا جادوغ آباد؟ واقعا اسم دهات شما یعنی ظرف دوغ آباد؟ گفتم ظرف دوغ نیست؛ اول کشک است. آقایی که شما باشی اول یک فامیلی، قوم خویشی چیزی در لیست می بینی که قشنگ حرف می‌زند. دور از جناب، زبانت لال گولش را می‌خوری و به او رای می‌دهی. بعد می‌روی می‌نشینی کشکت را می‌سابی، بعدش آن کسی که با رای تو عضو شورای جادوغ آباد شده می‌آید و آب می‌بندد داخل آن کشک سابیده و برای تقویت تولید ملی دوغ تولید می‌کند تا مشت محکمی بر دهان یاوه گوی نوشابه‌های گازدار باشد. بعدش یادش می‌رود آب را قطع کند و کل روستا را دوغ برمی‌دارد. بعدا که آفتاب زد و آب‌ها خشک شد کل سر و کله روستا همینطور که می‌بینی کشکی می‌شود.

پروژه پیمانکاری یعنی شیتیل؟

ملتفت شد و دم گرفت: می‌گم کاشکی شورا بودم شورای جادوغ آباد بودم.... گفتم زکی، کدام شورا جیگر؟ گفت خودت الان گفتی شورای جادوغ آباد دیگر! گفتم آقایی که شما باشی، شورا شدن به این راحتی نیست که، بیا بنشین یادت بدهم. گفت من هیچ پولی در بساط ندارم، گفتم پول لازم نیست جیگر، بعضی از اعضای شورای جادوغ آباد هم آن اوایل که می‌خواستند بیایند، پولی در بساط نداشتند. اما الان قباله بهترین زمین‌های جادوغ آباد توی جیب‌شان است. تو هم بعد از این که شورا شدی پولدار می‌شوی و حق مشاوره مرا هم در قالب یکی دو تا پروژه پیمانکاری می‌دهی. گفت نت ورکه؟ گفتم نه جیگر، یک چیز خفن‌تر از نت ورک!

زادوولد پروژه‌های پیمانکاری

گفت این جور که شما می‌گویی پروژه پیمانکاری یعنی یک چیزی تو مایه‌های شیتیل؟ گفتم یک چیزی آن ور شیتیل! شیتیل زاد و ولد نمی‌کند، اما پروژه عین موش و خرگوش زاد و ولد می‌کند. گفت چه جوری؟ گفتم همین پروژه را می بینی؟ گفت کدوم پروژه؟ گفتم آقربون دهنت همین پروژه الان 200 میلیارد برای دهیاری جادوغ آباد خرج برداشته! گفت 200 میلیااااارد؟ گفتم تازه این سال اولش است. گفت مگر سال بعد هم دارد؟ گفتم بله که دارد جیگر؛ روال کار این طور است که شما توی شورای جادوغ آباد برای من لابی می‌کنی. به محبوبه خانم می‌گویی اگر تو به این پروژه رای دادی، من هم به پروژه شوهرخواهر تو رای می‌دهم. بعدش که پروژه رای آورد، جفت پاهایت را می‌کنی توی یک کفش و می‌گویی الا بلا باید این پروژه را بدهند به من! من هم پروژه را زخمی می‌کنم و هر سال می‌چسبم از شورا بودجه دوبله می‌گیرم. گفت چطور می‌گیری؟ مگر می‌شود؟ گفتم ما که تابحال کرده‌ایم و شده! تو پروژه را بگیر بده به من، با بقیه‌اش کاریت نباشد جیگر. حالا جواب بده بالاخره می‌خواهی شورا بشوی یا نه؟

سفرنامه کویر مصر؛ ضرورت استفاده از تجربیات استان اصفهان برای رونق گردشگری

حسین آذربایجانی

استان قزوین با داشتن بیشترین آثار ثبت شده تاریخی همچنان از درد «کمبود گردشگر» بر خود می‌پیچد و چاره را هر روز در چیزی می‌بیند؛ با این حال استان اصفهان به مدد تخصص و تجربه خود هر روز گردشگران بیشتری از اقصی نقاط جهان را به خود می‌خواند و از این راه به مراتب بیشتر از صنعت و کشاورزی استان ما کسب درآمد می‌کند.

هفته‌ای که گذشت دو روز تعطیل بود و از این فرصت استفاده کردیم تا همگام با گروه کوهنوردی «آبشار دومانچال» سفری بوم شناسانه به استان اصفهان داشته باشیم و در حاشیه این سفر، از تجربیات و تمهیداتی که این استان برای تبلیغات و گردشگری داشته، گزارشی تهیه کنیم. یکی از جاهای دیدنی که سراغش را گرفتیم، شهر اردستان بود و مسجد جامع آن که در مقیاسی بسیار کوچک، چیزی شبیه مسجد جامع یا مسجد نبی قزوین است؛ اما از نظر تعداد گردشگران و بازدیدکنندگان در رتبه‌بندی به مراتب بالاتر از این اثر تاریخی استان ما قرار می‌گیرد.

نظری بر معماری مسجد جامع اردستان

مسجد جامع اردستان بنایی تاریخی است و در مرکز محله محال اردستان و در شمال استان اصفهان واقع شده و از کهن‌ترین مساجد ایران است؛ نخستین مسجد دوطبقه تاریخ اسلام و دومین مسجد چهار ایوانی جهان اسلام که در دوره سلجوقی بنا گردیده است. هر چند قبل از این این مسجد به شکل عربی بوده اما در سال 553 ه.ق به شکل چهار ایوانی درآمده است و معمار بنا استاد محمود اصفهانی است.

آنچنان که خدمه و هیات امنای آگاه مسجد تعریف می‌کنند؛ مسجد جامع اردستان به سبک مسجد جامع اصفهان، شیوه رازی، بنا شده و اکنون مسجدی چهارایوانی است. این مسجد ورودی‌های متعددی دارد. ورودی اصلی که دالان طویلی است، در گوشه جنوب غربی مسجد قرار دارد که از یک سو به محله فهره، و از سوی دیگر به دشت محال راه دارد. نمای این ورودی از یک قوس، دو طاق نمای محرابی شکل، دولچکی، دونیم ستون آجری، ‌دو قاب تزیینی و دو سکوی آجری تشکیل شده است.

در قسمت شمالی مسجد دو ورودی قرارگرفته، ‌یکی به مدرسه علمیه متصل است و دیگری به فاصله اندکی، گذر شمالی را به داخل مسجد مرتبط می‌کند. این ورودی‌های متعدد عامل ارتباط فضاهای اطراف با مسجدند.

مسجد جامع اردستان که از چهار صفه تشکیل شده است، در مجموعه ای قرار دارد که علاوه بر مسجد شامل مدرسه حاج حسین نورالدین، حمام پایین مسجد جامع، حسینیه، آب انبار، کاروانسرا و بازارچه نیز است. مسجد جامع اردستان دارای چهار ایوان، شش ورودی و شبستان بزرگی در زیر گنبد است، در سمت شرقی مسجد، حسینیه‌ای است متصل به مسجد، که در ایام عزاداری و به ویژه عاشورا مورد استفاده قرار می‌گیرد، در سمت غربی این مسجد نیز مدرسه‌ای مشتمل بر حجره هایی در دو طبقه قرار گرفته است. مناره مسجد نیز در گوشه شمال غربی مسجد قرار دارد.

صفه‌های این مسجد شامل موارد ذیل است:
صفه صاحب الزمان: که شامل ایوان وگنبد خانه است و از قدیمی‌ترین قسمت‌های مسجد است. وضع طاق‌بندی و آجر کاری زیر گنبد از شاهکارهای هنری و فوق‌العاده مهم دوران سلجوقی و متعلق به اواخر قرن پنجم ه. ق است. در گنبد خانه مسجد کتیبه‌های زیبا به خط ثلث در طاق‌های قوسی و اطراف شبستان به چشم می‌خورد که در نگاه اول استنباط می‌گردد که فرد خیری به نام محمود اصفهانی معروف به غازی در سال 551 ه. ق آن را تعمیر نموده است.

ایوان شمالی: که به صفحه صفا معروف است در دوران پادشاهی شاه طهماسب صفوی و توسط معمار استاد حیدر علی بن ذوالفقار اردستانی از معماران زبردست قرن دهم هجری تکمیل گردیده است.

ایوان شرقی: که به صفه امام حسین و یا صفه امیر جمله معروف است که در قرن یازدهم ه. ق به اهتمام میر محمد سعید ملقب به امیر جمله المک ارسادات عظام حسینی اردستان احداث شده است.

ایوان غربی: که به صفه امام حسن مجتبی و یا حکیم‌الملک معروف است در این صفه کتیبه‌ای به خط نستعلیق وجود دارد که قسمت‌هایی از آن خراب شده، در سقف این ایوان نقاشی‌ها و آیات قرآنی به طرز زیبائی نقش بسته و در بالای آن مناره‌ای قرار دارد و می‌توان از ساکنین محترم آن اهالی آقای طالبی را نام برد که نقش اساسی در تعمیرات و حفظ این منبع ارزشمند ایرانی دارند.

تاریخچه مسجد جامع اردستان

در رابطه با تاریخچه این بنا باید گفت، در قرن 2 و 3 هـ . ق، بنای نخستین مسجد جامع اردستان به دست عمر بن عبدالعزیزآل ابودلف به انجام رسید. این مسجد قبلاً آتشکده یا معبد بوده است. هلاکوی مغول در قرن 7 هـ . ق به قتل و غارت ساکنان شهر پرداخت و آن را به صورت نیمه ویران درآورد.

تاریخچه ساخت مسجد جامع اردستان را می توان به سه دوره تقسیم کرد؛ دوره نخست ـ قرن سوم ه. ق، مسجد به صورت گنبدی ساخته شد.  دوره دوم‌ ـ در قرن سوم و چهارم ه. ق از صورت گنبدی به مسجدی کوشک مانند تبدیل شد. دوره سوم ـ در قرن ششم ه. ق در عهد سلجوقیان مسجد ویران و به صورت چهار ایوانی بنا شده است.

تحقیق و بررسی

نخستین بررسی انجام شده درباره مسجد اردستان توسط آندره گدار انجام شد. طبق نظر وی، این بنا از بناهای عصر سلجوقی (از زمان ملکشاه) است و در اصل در محل بنای قدیمی‌تری که ویران شده، ساخته شده است. وی ضمن ترسیم نقشه بنا، آثار باقی مانده از بنای قدیمی‌تر را در چند ستون، جرز و سرطاق‌های رواق ورودی شناسایی نمود و آنها را متعلق به قرن چهارم هجری دانست. همچنین وی این بنا را، از نوع مساجد ایرانی که به صورت کوشک گنبدی یا چهار طاقی معرفی می‌کند که بعدها در همان دوران سلجوقی به صورت چهار ایوانه در آمده است.

بررسی مهم دیگر توسط مرحوم زنده یاد دکتر باقر آیت‌ا... زاده شیرازی در حین انجام تعمیرات این مسجد انجام شد که مشخص گردید که مسجد اولیه دارای یک صحن مرکزی به وسعت صحن فعلی و چهار شبستان ستون دار، در چهار سمت آن بوده است.

باید گفت بنا دارای دو تاریخ احداث است؛ یکی 553 هجری قمری که در انتهای کتیبه بزرگ شبستان گنبدی آمده و دیگری 555 هجری قمری که در ایوان جنوبی شبستان ثبت شده است و به ظاهر چنین می‌نماید که شبستان و ایوان همزمان ساخته شده‌اند، حال آن که چنین نیست. واقعیّت این است که حدود سال 553 هجری قمری، هنگامی که مسجد اوّلیّه را به صورت مسجدی چهار ایوانه درآوردند و شبستان گنبدی را تبدیل به نمازخانه مسجد کردند، این شبستان را با کاشی‌هایی نظیر کاشی‌های بناهای جدید پوشاندند.

مسجد جامع اردستان از دیروز تا امروز

این مسجد در اصل شش ورودی داشته که از طریق دالان‌هایی به صحن مرکزی مربوط می‌‌شده، اما ظاهراً دو ورودی مسدود شده است. ورودی اصلی در گوشه جنوب باختری مسجد و سر راه دشت محال قرار گرفته و نمای آن دارای قوس پنج او هفت، دو طاقنمای محرابی شکل، دو لچکی، دو نیم ستون آجری، دو قاب تزیینی و دو سکوی آجری است. صحن مسجد به ابعاد ۸۴/۲۰×۱۰/۲۵ متر با ایوان‌ها و غرفه‌های دو طبقه در برگرفته شده است. ایوان جنوبی صحن با طاق گهواره‌ای و تزیینات بسیار زیبای گچ‌بری و آجرکاری و کتیبه نفیس و تاریخی مربوط به دوره سلجوقی مهمترین ایوان مسجد است. متاسفانه قسمت عمده تزیینات ایوان فروریخته، با این حال، کتیبه تاریخی آن تقریباً سالم باقی مانده است. این کتیبه به خط نسخ در متن تزیینی گچبری شده است. بر طبق مفاد این کتیبه، ساختمان ایوان جنوبی و رواق باختری متصل به آن در سمت راست و دو رواق متصل سمت چپ آن، در سال 555 هـ . ق توسط ابوطاهر بن غالی ساخته شده است.

این ایوان، از طریق درگاه‌های جانبی، به شبستان‌های مجاور گنبدخانه و به وسیله مدخلی با قوس جناغی، به داخل گنبدخانه راه پیدا می‌کند. برجانب باختری مدخل گنبدخانه، سنگ نوشته‌ای مشتمل بر فرمان شاه عباس اول مبنی بر تخفیف مالیات شیعیان اردستان، مورخ 1024 هـ . ق نصب، شده است.

در شبستان‌های مجاور گنبدخانه، هرکدام دو محراب کوچکتر به قرینه همدیگر با تزیینات مشابه قرار داشته که محراب‌های شبستان سمت چپ سالم‌تر برجای مانده‌اند. بر روی لایه‌‌های گچی ازاره شبستان‌های مسجد، به خصوص در شبستان‌های جنوبی، مجموعه‌ای از یادگاری‌ها و یادداشت‌ها متعلق به دوره‌های مختلف تاریخی به جای مانده که قدیمی‌ترین آنها مورخ 792 هـ . ق و مربوط به خواندن خطبه در مسجد است. با توجه به کتیبه‌های موجود، ایوان شمالی مربوط به اوایل دوره صفوی است و ایوان خاوری (‌معروف به صفه امیر جمله) نیز از ساخته‌های دوره صفوی است. به نظر می‌رسد که بنای اصلی مناره متعلق به دوره سلجوقی یا بعد از آن باشد.

موقعیت جغرافیائی مسجد به گونه‌ای است که از جنوب به آب انبار،‌ از مغرب به معبر باغ، از شمال به معبر باغ و از غرب به حمام عمومی و کاروانسرا محدود می‌گردد.

این مسجد در دوره اخیر به صورت علمی مورد مطالعه و تعمیر قرار گرفته و در سال 1311 به شماره 180 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

عبرتی برای شهر قزوین

آنچه درباره مسجد جامع اردستان بسیار قابل توجه و حائز اهمیت بود؛ باغستان سنتی دورادور مسجد است. دور تا دور این مسجد را باغستانی فرا گرفته که بر خلاف باغستان قزوین، نه تنها هیچ‌کس به فکر نابودی‌اش نیست و هر روز تبر و اره‌‌ای برای قطع درختانش تیز نمی‌شود و درختانش را به زهر یا آتش نمی‌خشکانند تا شهر (و حتی مسجد) را گسترش دهند؛ بلکه مردم و شهرداری و شورای اردستان به شدت مراقب و گوش به زنگ هستند تا در شرایط کم‌آبی، برای این باغ دور مسجد آب فراهم کنند و نگذارند حتی یک درخت این باغ از بی‌آبی تلف شود.

مردم و شورا و شهرداری اردستان در تلاشی قابل توجه طبق آموزه‌های ادیان اسلام و زرتشتی و مسیحی و یهود و..، برای درختان حرمتی در حد حرمت جان آدمی قائل‌اند و برای حفاظت از این باغ سرحال و آباد از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند. به همین خاطر هم هست که گردشگران از اقصی نقاط کشور و دنیا برای دیدن تنها مسجد جهان اسلام که در میان باغی در مرکز شهر قرار دارد به اردستان سرازیر می‌شوند و برای مردم این شهر تولید اشتغال و سرمایه و ثروت و رفاه و توسعه می‌کنند.

این در حالی است که ما در قزوین یکی از ارزشمندترین و نادرترین گونه‌های زیست بوم شهری ـ باغستانی را داریم که در دنیا کم‌نظیر است. باغستانی که چون انگشتری سبز، شهر را مثل نگینی در آغوش کشیده و می‌توان با اندکی تبلیغات بجا و کمی مدیریت بهینه این ظرفیت را هم مثل استان اصفهان تبدیل به گردشگر و اشتغال و ثروت کرد. صدهزار افسوس که ما جلوتر از نوک بینی خود را نمی‌بینیم و هر وقت سخن از باغستان به میان می‌آید؛ فورا به فکر می‌افتیم به هر بهانه‌ای تبر به دست سراغ درختان برویم و باغستان را نابود کنیم. غافل از اینکه همین باغستان به مراتب بیشتر از جاده و پل و خانه و... برای شهر قزوین و شهروندانش شغل و سرمایه و رفاه ایجاد خواهد کرد؛ اگر و فقط اگر... شاعر چه خوش گفته که میخانه اگر ساقی صاحبنظری داشت...

انتخابات شورای قزوین و سه گروه؛ تحلیلی بر انتخابات شوراهای شهر و روستا

حسین آذربایجانی

موعد ثبت‌نام از نامزدهای انتخابات شورای شهر و روستا به سرعت در حال نزدیک شدن است. از چند ماه پیش در میان هر دو جبهه اصولگرایان و اصلاح‌طلبان ـ اعتدالگرایان، بحث‌هایی درباره این انتخابات و لیست‌های مربوط به آن داغ شده و در فضای حقیقی و مجازی جریان دارد. در استان قزوین هم دو جبهه حامیان و مخالفان دولت چند ماهی هست که با وجود انکارهای سیاسی، کارهای عملیاتی خودشان را برای انتخابات شورای شهر آغاز کرده‌اند.

ده شهر مهم استان و سه دسته

بین 16 شهر موجود در استان قزوین، حداقل 10 شهر برای هر دو جناح سیاسی اهمیت خاصی دارند و هر دو برای تصاحب کرسی‌های بیشتری از پارلمان محلی این شهرها برنامه می‌ریزند. روشن است که در میان این 10 شهر نیز، مهمترین شهر استان برای همه فعالان سیاسی استان، خود قزوین به عنوان بزرگترین شهر و محل تمرکز قدرت و ثروت استان است. برای تصرف صندلی‌های شورا در این 10 شهر مهم و بخصوص مرکز استان، سه دسته عزم خود را جزم کرده‌اند؛ مستقل‌ها، گروه همسو با دولت، گروه مخالف دولت.

مستقل‌ها

 دسته اول آنهایی هستند که از نظر سیاسی اعلان استقلال کرده و به عدم عضویت در احزاب و گروه‌ها و حتی بی‌اطلاعی مفرط از وضعیت سیاسی استان و‌ کشور افتخار هم می‌کنند. شورای شهر مرکز استان به عنوان تقسیم کننده و تصمیم‌گیر بودجه‌ای حدودا 600 میلیاردی؛ یعنی 3 برابر بودجه عمرانی کل استان، برای افراد ظاهرا مستقل هم وسوسه‌انگیز به نظر می‌رسد. از همین‌رو در سیاهه طول و دراز افرادی که تاکنون اعلام نامزدی کرده‌اند، شمار نسبتا زیادی گفته‌اند به صورت «مستقل» می‌آیند. این میان اما توجه به حامیان مالی برخی از این «مستقل» ها چیزی است که بسیاری از پرده‌ها را کنار زده و حقایق جالب توجهی را آشکار می‌سازد.

به عنوان مثال؛ سازمان نظام مهندسی به عنوان یکی از مدعیان هر دوره لیست پروپیمانی می‌دهد و به خاطر قدرت مالی و تبلیغاتی و...‌اش در انتخابات گذشته بخش مهمی از کرسی‌های شورای شهر قزوین را مال خود کرد. با این حال توجه به نکاتی مثل سروکار دائم بسیاری از اعضای نظام مهندسی ساختمان با کمیسیون‌های ماده 5 و ماده 100 شهرداری و نفوذ اعضای شورای شهر در این دو کمیسیون نکات جالبی هستند که توجه به آنها بسیاری از ابهامات را در ذهن مخاطب روشن می‌کند.

اصولگرایان و مخالفان دولت

این دسته حساب ویژه‌ای روی انتخابات شورای اسلامی شهر باز کرده‌اند. این حساب بخصوص روی آن 10 شهر مهم استان واضح تر و گل درشت‌تر است. دعوت از سخنرانان خاص و خودنمایی نامزدهای بالقوه اصولگرایان در این سخنرانی‌ها نشانگر رقابتی بی‌امان میان طیف‌های مختلف جناح اصولگرا برای مطرح شدن به عنوان نامزد نهایی و قرار گرفتن در لیست اصولگرایان است. با این وجود برخی از حرکات بعضی از اصولگرایان مثل جماعت موسوم به «جمنا» موجب نگرانی و بعضا شگفتی بسیاری از اصولگرایان ریشه دار شده است. این دسته همچنان باد نخوت تصاحب کرسی‌های پارلمان شهری در 10 سال گذشته را در سر دارد و این حقیقت در تعدد نامزدها و لیست‌های آنان روشن است. منابع خبری ولایت می‌گویند برخی از سران این جریان در استان به شدت دنبال ایجاد وحدت میان گروه‌ها و افراد مدعی از پیش برنده بودن در انتخابات شورا هستند. کاری دشوار و طاقت فرسا که به خصوص با شرایط کنونی این جریان و تحرکات «جمنا» به نظر نمی‌رسد امکانپذیری‌اش به این سادگی‌ها باشد.

اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان

این گروه نیز به دنبال تکرار پیروزی‌های اخیر خود در دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری و مجلس است. با این حال شاید دچار اشتباهات محاسباتی بزرگی شود و به خاطر برخی از سطحی‌نگری‌ها قافیه را به رقیبان ببازد. یکی از این سطحی‌نگری‌ها که اخیرا به صورت جسته و گریخته خبرهایش به گوش تحلیلگران می‌رسد، این است که هر کسی خودش را به تنهایی معیار اصلاحات و اصلاح‌طلبی بداند. همین مساله باعث می‌شود معیار انتخاب اصلح و بستن لیست، نه شایستگی، رای آوری و توانمندی، بلکه به اتصال به یک شخصیت یا چاپلوسی از او تقلیل یابد.

رانت‌گریزی، تخصص‌گرایی و رای‌آوری

یکی از تحلیلگران ارشد اصلاح‌طلبان در این باره معیارهایی را مطرح کرده که با اصول و معیارهای اصلاحات منطبق است. محمدرضا جلایی‌پور، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران معیارهای رانت‌گریزی، تخصص‌گرایی و رای‌آوری را برای اعضای شورای شهر برشمرده است. خصوصیاتی که می‌تواند باعث اقبال عمومی مردم به اصلاح‌طلبان و همچنین پیروزی آنان در عرصه عمل در سطح شورای شهر نیز بشود.

به گفته جلایی‌پور، نخستین معیار و مشخصه این است که نامزد جریان اصلاحات در این انتخابات باید در سابقه و پیشینه‌اش نشان داده باشد که با رانت خواری سرو کار نداشته است. البته باید توجه کرد که تنها اذعان افراد به این امر کافی نیست؛ بلکه افرادی از دیگر اصلاح‌طلبان و پیشینه کاری فرد کاندیدا باید این امر را اثبات کند. در شوراهای شهر و روستا امکان و فرصت استفاده از رانت بسیار فراهم است. فرد و نزدیکان‌شان می‌توانند از رانت استفاده کنند. این ویژگی بسیار اهمیت دارد و اصلاح‌طلبان باید یک تیم قوی و قدرتمند برای تشخیص این ویژگی در تعیین مصادیق داشته باشند. فرد کاندیدا باید در گذشته‌اش زندگی شرافتمندانه اقتصادی داشته باشد؛ نه رانتی!

نفی استفاده ابزاری از ورزشکاران و هنرمندان در لیست اصلاح‌طلبان

این تحلیلگر ارشد اصلاح‌طلبان تصریح می‌کند:‌ مشخصه دوم که بعد از احراز ویژگی اول باید به آن توجه کرد، این است که تخصصی داشته باشد که به «درد امور شهری» بخورد. یعنی تخصص متناسب با مشکلات و معضلات شهری داشته باشد. جمعیت کثیری از ورزشکاران تخصصی برای مدیریت امور شهری ندارند. در شهر‌ها ما با مدیریت ناکارآمد شهری روبه‌رو هستیم؛ با مشکل ترافیک، فاضلاب و آلودگی هوا، با فساد مالی، با شهر فروشی مواجه هستیم؛ با شهر‌سازی‌های غیرقابل دفاع مواجه هستیم. لذا کسانی باید گزیده شوند که برای امور مختلف فنی، اقتصادی و اجتماعی شهر سر رشته داشته باشند تا بتوانند درست رای بدهند. نکته‌ای که در ادوار انتخاباتی پیشین به طور دقیق مورد توجه قرار نگرفته است.

به گفته این استاد دانشگاه؛ فقط داشتن مدرک تحصیلی کافی نیست؛ بلکه فرد باید در زندگی گذشته خود نشان داده باشد که مهارتی در این راستا دارد. فرد باید کارایی و کارآمدی‌اش را عملا نشان داده باشد.

از نظر این عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران؛ ویژگی و مشخصه سوم داشتن ارتباط مردمی و رای‌آوری کاندیدا است. در آن شهر یا روستایی که فرد کاندیدا می‌شود در بین مردم شناخته شده و محبوبیت داشته باشد. کارها و خدمت‌هایش را مردم دیده باشند. بنا براین داشتن پایگاه مردمی هم امری است که باید به آن توجه کرد به زور نمی‌توان فردی را به مردم تحمیل کرد.

این سه معیار یا...؟

این سه معیار برای بستن لیست اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش رو، می‌تواند نتایج خوبی را چه برای شهروندان و چه برای خود این احزاب و گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب به بار بیاورد؛ منتهی مساله اصلی این است که آیا شخصیت‌های بزرگ اصلاحات استان به این معیارها توجه کرده و پایبند خواهند بود، یا نه؛ هر کسی ساز خودش را می‌زند و می‌خواهد نیروی خودش را وارد گود بکند؟ 

«نان به نرخ روز» در بین اصولگرایان و اصلاح طلبان استان؛ «مجاهدان روز شنبه» در کمین انتخابات شورای شهر!

سینا آذری
یکی از مسایلی که پایبندی یک فرد به یک جریان را نشان می‌دهد، میزان هزینه‌ای‌ست که فرد حاضر است به خاطر آرمان‌های آن جریان پرداخت کند. این موضوع همیشه مورد تاکید یاران وفادار جریان‌های فکری و سیاسی کشور بوده و چه اصولگرایان و چه اصلاح‌طلبان همیشه در این آب و خاک همواره دو دسته داشته‌اند؛ دسته‌ای که در بزنگاه‌های حساس پشت جریان خودشان ایستاده و برای حفظ و اعتلای آن هزینه داده‌اند و برخی دیگر که مشهور به «مجاهدان روز شنبه»اند و فقط زمانی سر و کله‌شان پیدا می شود که بوی کباب شنیده باشند.

به عنوان نمونه می‌توان به برخی از جریانات و افراد تازه به دوران رسیده اصولگرا اشاره کرد که «شیفتگی خدمت» تنها لقلقه زبان آنان بوده و درواقع تشنگان قدرت‌اند؛ کسانی که برخلاف اولین و ابتدایی‌ترین اصول اصولگرایی، با ریخت و پاش و هزینه‌های هنگفت به دنبال نشان دادن خود برای رای آوری در انتخابات شورای آینده هستند.

چنین افرادی کم نیستند و در دوره‌های مختلف در میان جریان اصولگرایی رخنه و نفوذ داشته‌اند. از آنجایی که نگارنده اصولگرا نیست؛ شاید تاکید و تمرکز بیشتر بر روی این دسته باعث ایجاد شائبه تخریب جریان رقیب شود. به همین خاطر بیشتر به نقد جریان اصلاحات می‌پردازیم تا یک سوزن به خود زده باشیم و یک جوالدوز به دیگران!

فرصت‌طلبانی که از هزینه «ردصلاحیت» ترسیدند؛ اما امروز...

نمونه‌ای دیگر از این مجاهدان شنبه را می‌توان در جبهه مقابل اصولگرایان یعنی در میان حامیان دولت یافت. در انتخابات مجلس دهم بسیاری از افراد که دارای مدارک و شرایط اولیه ثبت‌نام برای انتخابات بودند، از ترس رد صلاحیت و پرداخت چنین هزینه‌ای، با وجود اصرار و تاکید فراوان شورای اصلاح‌طلبان استان، در دخمه‌های دنج خود خزیدند و از پرداخت کمترین هزینه برای اصلاح‌طلبی سر باز زدند. حافظه تاریخی ضعیف این جریان سبب شده تا امروز بسیاری از همین افراد به سودای شورای شهری که تیغ رد صلاحیت در آن به برندگی مجلس نیست؛ بوی کباب شنیده و هر کدامشان از گوشه‌ای با دست یازی به هر حربه‌ای دنبال وارد شدن و قرار گرفتن در لیست اصلاح‌طلبان باشند.

برخی از همین افراد نیز تعمدا و گاه از روی تغافل مصداق «اصلاح‌طلبی» را صرفا به «حضور در ستاد» یعنی ایستادن در مقابل درب ورودی و سیگار کشیدن و تخمه شکستن تقلیل داده و می‌کوشند تا با این حربه، هزینه‌ای که رندانه از زیرش شانه خالی کردند و به گردن اصلاح‌طلبان واقعی انداختند؛ جبران کنند. این در حالی است که یک ستاد انتخاباتی بجز سیاهی لشگر سیگار و تخمه دم درب ورودی، نیازمند تولید محتوای رسانه‌ای، تحلیل رفتاری و محتوایی تبلیغات جبهه رقیب، اتاق فکر و... است که اعضای این گروه‌ها به دلیل مشغله فکری و کاری فرصتی برای ایستادن دم درب ستادها و جوک گفتن یا حتی حضور فیزیکی در محل ستاد ندارند؛ زیرا مدام مشغول مصاحبه و تنظیم خبر و تهیه گزارش و ارزیابی میدانی و... اند که فایده‌اش برای یک ستاد به مراتب بیشتر از کشیک دم درب است.

مجاهدان شنبه کیستند؟

خرداد ماه سال گذشته، اکبر ترکان، مشاور رئیس جمهور، در همایش طلوع امید که به مناسبت سالروز حماسه 24 خرداد در خرم‌آباد برگزار شد؛ اظهار کرده است: اینکه برخی می‌خواهند خود را یاران اصلی دولت برای پست گرفتن معرفی کنند، برای ما قابل قبول نیست و نباید عده‌ای از «مجاهدان شنبه» که پس از انتخابات به رئیس‌جمهور می‌پیوندند؛ پست و مقام بگیرند.

معناشناسی مجاهدان روز شنبه نشان می دهد ‌این واژه ابتدا در تاریخ مشروطه یا تاریخ هجده ساله آذربایجان نقل شده است. انقلاب مشروطه در روز جمعه به پیروزی رسیدند. وقتی این پیروزی مسجل شد، مطالب و نامه‌های فراوانی بود که در پی آن منتشر شد و برخی افراد که هیچ نقشی در آن جنبش و پیروزی آن نداشتند، ناگهان با قطار فشنگ و چهره‌های انقلابی در عکس‌ها ظاهر شدند و این طور به نظر رسید که این‌ها همان ها بودند که مشروطه را به پیروزی رساندند و از قضا، در ابتدای صف مجاهدان قرار گرفتند.

در مقابل «ستارخان» که بعدها در دوران استبداد در «پارک اتابک» زخمی شد یا «باقرخان» که در کوه‌های کرمانشاه سر بریده شد، ادعایی در مشروطه نداشتند و پس از آن، هزینه آن را هم پرداختند. درواقع این واژه بدان معناست که کسانی که رنج اصلی را تحمل کردند، کنار زده می‌شوند و فرصت‌طلبان شاکله اصلی پیروزهای دوران بعد را تشکیل می‌دهند و کار را به بیراهه می‌برند.

به کوتاه سخن، اوضاع پیچیده‌ای در هر دو جبهه حاکم است که سرنوشت انتخابات شورای شهر را در اردوگاه‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب مبهم می‌کند. آیا مجاهدان روز شنبه با سواستفاده از حافظه تاریخی ضعیف ما همچنان جولان خواهند داد؟ یا اینکه درایت و بصیرت بزرگان هر دو جریان مانع از نفوذ سودجویان و منفعت طلبان در لیست‌های انتخاباتی اصولگرایان و اصلاح طلبان خواهد شد؟

باغستان در آتش؛ چه کسانی درختان باغستان را سوزاندند؟

حسین آذربایجانی

به گواه کارشناسان شهرسازی و محیط زیست، باغستان‌های سنتی قزوین ریه‌های این شهرند و هیچ آدم عاقلی عمدا به ریه‌های خودش آتش نمی‌زند. با این حال شاهدیم که در طی سال‌های گذشته هر کسی در این شهر به جایی رسیده، یک اره به دست گرفته یا پشت بولدوزر نشسته و به جان باغستان افتاده است. اخیرا هم که دیگر اره و بولدوزر جواب نمی‌دهد و به چهار لیتری بنزین و آتش روی آورده‌اند.

نابود کردن باغستان همزمان با نشست حفاظت از باغستان

در حال حاضر به منظور حراست از باغستان کهنسال قزوین به عنوان میراث فرهنگی و گنجینه سبز این شهر، شورای حفاظت از باغستان سنتی قزوین با عضویت دستگاه‌هایی چون استانداری، شهرداری، میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری و سازمان جهاد کشاورزی فعال است.

بعضی طنزها خنده‌دار است؛ اما برخی دیگر از طنزها به اندازه‌ای تلخ و گزنده‌اند که بیشتر گریه دارند تا خنده‌ و سه‌شنبه هفته گذشته، طنز زهرآگین ماجرا آنجا بود که یک سوی شهر نشست شورای حفاظت از باغستان سنتی قزوین در حال برگزاری بود و دقیقا در همان زمان در سوی دیگر شهر عده‌ای در حال آتش زدن باغستان بودند. این عمل با طنزی تلخ، میزان کارآمدی و اقتدار شورای حفاظت از باغستان را به چالش کشید و باید دید اعضا و ریاست این شورا در مقابل این دهن‌کجی آشکار چه خواهند کرد.

باغستان را به آتش کشیدند

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قزوین در توصیف این تخریب محیط زیست اعلام کرد: بخشی از باغستان سنتی قزوین عصر سه‌شنبه به دست مالکانی که مدعی داشتن مجوز برای قطع درختان بودند؛ مورد تخریب قرار گرفت.

محمد‌علی حضرتی به ایرنا گفت: درختان تخریب شده در باغستان سنتی قزوین به وسیله آتش و اره برقی مورد تخریب قرار گرفتند.

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قزوین تخمین زد که وسعت باغ‌های مورد تخریب قرار گرفته بیش از 2 تا 3 هکتار بوده و در آنها حدود 500 اصله درخت که بیشتر آنها مثمر و بارور بوده‌اند از بین برده شده است.

وی با بیان اینکه این حادثه در ضلع غربی باغستان سنتی قزوین و در حوالی پشت دانشگاه علوم پزشکی رخ داده است؛ اظهار کرد: در گفت و گو با افراد محلی و برخی مالکان، آنها مدعی بودند برای تخریب درختان باغستان از شهرداری مجوز گرفته‌اند.

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قزوین گفت: تخریب بخش‌هایی از باغستان سنتی قزوین در روز جاری به دست سودجویان و سوداگران و با هدف تغییر کاربری اراضی از کشاورزی به مسکونی صورت گرفته است.

منافع مشترک؟

حضرتی ادامه داد: به نظر می‌رسد اتفاق رخ داده حاصل منافع مشترک برخی از مالکان و یک دستگاه خاص بوده باشد.

این مسئول در ادامه گفت: درست در جنب باغستان سنتی قزوین شاهد خرید هیزم به قیمت 2 برابر معمول هستیم که این اقدام سازماندهی شده به نظر می‌رسد.

وی اضافه کرد: باید تاسف خورد که این اتفاق درست در آستانه روز درخت کاری و در سالروز فرمایش تاریخی مقام معظم رهبری که فرمودند حتی برای ساخت حوزه علمیه نیز نباید اراضی کشاورزی و درختان را تخریب کرد؛ صورت گرفته است.

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قزوین اظهار کرد: باغستان سنتی قزوین در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و درختان قطع شده در روز جاری در این مکان نیز در محدوده ثبت شده قرار داشته‌اند.

وی در پایان از پیگیری قضایی این موضوع خبر داد و گفت: از متخلفان به مراجع قضایی شکایت می‌کنیم و از دادستان عمومی و انقلاب قزوین نیز به عنوان مدعی‌العموم تقاضای رسیدگی به این موضوع را داریم.

گفتنی است در دهه‌های اخیر بخش زیادی از باغستان سنتی قزوین به دلیل توسعه شهر تخریب و نابود شده‌اند. بخشی از تخریب باغستان سنتی قزوین به دست سودجویانی انجام شده که در سال‌های گذشته با انگیزه تغییر کاربری اراضی در آن بخش از باغستان سنتی قزوین که در کنار جاده و یا منازل مسکونی قرار دارد، درختان باغ‌ها را بریده و یا به آتش کشیده‌‌اند.

وعده برخورد قاطع معاون استاندار

به دستور استاندار، با تخریب‌کنندگان باغستان سنتی قزوین به شدت برخورد می‌شود! این حرف‌ها را معاون عمرانی استاندار قزوین زد و از دستور استاندار برای برخورد قاطع و شدید با تخریب‌کنندگان باغستان سنتی قزوین خبر داد.

وعده‌‌ای که ممکن است در میان ترافیک کاری شب عید به فراموشی سپرده شود و رسانه‌های استان و تشکل‌های زیست محیطی وظیفه دارند به عنوان دیدبانان افکار عمومی پیگیر اجرای عدالت درباره تخریب‌کنندگان باغستان باشند.

در پی شایعه آتش‌سوزی عمدی در بخشی از باغستان سنتی قزوین علی فرخزاد معاون عمرانی استاندار به همراه اعضای شورای ساماندهی باغستان‌های سنتی قزوین در محل و محدوده مورد نظر حاضر و از نزدیک در جریان واقعه و حادثه قرار گرفت.

به گزارش روابط عمومی استانداری قزوین، معاون عمرانی استاندار در خصوص این موضوع اظهار داشت: پس از بازدید از محل وقوع حادثه آنچه باید بدان اشاره کرد تا عموم شهروندان و مخاطبان در جریان اصل واقعیت قرار بگیرند؛ این است که چیزی به نام آتش‌سوزی در محدوده باغستان سنتی حادث نشده اما با قطع تعدادی از درختان در این منطقه مواجه شدیم که مصداق تخریب باغستان است.

قطع غیرقانونی درختان

وی اظهار داشت: اگرچه محدوده‌ای که درختان آن قطع شده براساس طرح جامع شهری تغییر کاربری اخذ کرده است؛ اما طبق مصوبات کارگروه هیچ یک از درختان نباید قطع می‌شد و این حرکت کاملا‌ اشتباه و غیر‌قانونی بوده است.

فرخزاد تصریح کرد: بر همین اساس با دستور استاندار و هماهنگی با دادستان مقرر گردید با تخریب‌کنندگان باغستان اعم از آمرین و عاملین به شدت برخورد شود تا احد الناسی به خود اجازه ندهد در آینده این رفتار مخرب و مغایر با ارزش‌ها و اصول انسانی و حقوق شهروندی را تکرار کند.

وی اظهار کرد: باغستان سنتی قزوین از دارایی‌های ارزشمند استان قزوین است که همه باید در جهت حفظ و احیای آن تلاش کنند.

گفتنی است؛ رئیس سازمان برنامه و بودجه استان، مدیران کل مدیریت بحران، دفتر امور شهری و روابط عمومی، مدیران کل جهاد کشاورزی، میراث فرهنگی و گردشگری، محیط زیست و راه و شهرسازی، شهردار قزوین و صدیقی عضو شورای شهر، طاهری رئیس سازمان همیاری شهرداری‌های استان در بازدید از منطقه و محدوده مورد نظر، معاون عمرانی استاندار را همراهی می‌‌کردند.

باغستان قزوین نیازمند برنامه‌ای جامع

باغستان سنتی قزوین نیازمند برنامه‌ای جامع و مدون است. تجربه‌های گذشته میزان نقش و تاثیر و عملکرد احتمالی شورای شهر و مدیریت شهری قزوین در تدوین چنین برنامه‌ای را کاملا روشن کرده و چشم دلسوزان محیط زیست و باغستان سنتی قزوین از این عزیزان آب نمی‌خورد. باید این کار را به تشکل‌های حافظ باغستان و همچنین خود باغداران سپرد تا با کمترین هزینه و جنجال تبلیغاتی، این کشتی شکست خورده را تعمیر کنند و دوباره به راه بیندازند.

شهرگشایی بر وزن کشورگشایی

باغستان سنتی قزوین از ده‌ها نظر؛ از جمله گردشگری، تولید و اقتصاد مقاومتی، پیشگیری از پیشروی بیابان و ایجاد ریزگردها، تصفیه هوای آلوده شهر و... دارای اهمیت است. توجه نکردن به این همه ویژگی و سودجویی برخی افراد و سازمان‌ها برای تغییر کاربری باغستان شبیه میل سلاطین قدیم برای کشورگشایی از راه نابودی مردم و سرزمین‌های اطراف، در قالب شهرگشایی از راه نابودی باغستان، عده‌ای را با اره و آتش به جان درختان انداخته است. غافل از اینکه فاجعه زیست محیطی در راه است و زمانی که بیاید، خشک و تر را با هم می‌سوزاند؛ مثل ریزگردهایی که این روزها زندگی مردم را در استان‌‌های جنوبی کشور فلج کرده است.

تلاش برای تخریب باغ هزارجریب؛ برای نابودی باغستان اره‌ها را از رو بسته‌اند!

در امثال و حکم فارسی برای بیان دشمنی و عناد با یک شخص می‌گویند برای او شمشیر را از رو بسته‌اند. حالا هم با عملکردی که از اهالی و برخی از مدیران قزوین درباره باغستان کهنسال این شهر مشاهده می‌‌شود، روشن است که بعضی‌ها برای باغستان، اره‌ها را از رو بسته‌اند.

نابودی قریب‌الوقوع هزارجریب

همین هفته پیش بود که بخش قابل توجهی از باغستان سنتی قزوین را سودجویان به آتش کشیدند. این آتشی بود که دود آن مشاهده شد و مردم فورا از آن باخبر شدند؛ اما در همین حال و زمان آتش دیگری در حال سوزاندن باغستان هزارجریب است.

کسانی که از میدان میرعماد قزوین به سمت استانداری رفته‌اند، تقریبا روبروی استانداری و پشت پارک بانوان، باغی را دیده‌اند که در کنار درختان سرسبز و شاداب آن، کشاورزی هم می‌شود. تقریبا تنها باغی که درون شهر است و وجودش در مرکز شهر طراوت و جلوه خاصی به آن حوالی می‌بخشد.

به تازگی خبرهای اسفباری به گوش می‌رسد مبنی بر اینکه قرار است این باغ تخریب شده و به جایش بنایی عمومی ساخته شود. به گزارش منابع خبری ولایت، در جلسه‌ای اضطراری مصوبه اولیه این برنامه هم گرفته شده؛ اما این در حالی است که برای ساختن چنین بنایی، ده‌ها جای دیگر شهر زمین‌های وسیع و مرغوبی هست و می‌توان از آنها برای ساخت این بنا استفاده کرد.

مکان گزینی اشتباه

چند ماه پیش شهرداری هم برای ایستگاه سمی تریلر در جوار باغستان مکان گزینی اشتباهی کرده بود و برخی از مدافعان احداث این ایستگاه می‌کوشیدند تا اینطور القا کنند که منتقدان مکان گزینی اشتباه این ایستگاه با اساس احداث آن مخالفند. اما تشکل‌های زیست محیطی و رسانه‌های حامی باغستان از جمله ولایت قزوین در استقامت برای حفاظت از این میراث گرانبها حرفشان نفی لزوم احداث این ایستگاه نبود؛ بلکه به «مکان اشتباه» آن انتقاد داشتند.

ما می‌گفتیم وقتی این همه زمین در استان هست؛ چرا برای احداث این ایستگاه ضروری، باید دقیقا سراغ باغستان کهنسال قزوین برویم و آن را تخریب کنیم؟ حالا هم انتقاد از ساخت آن بنای عمومی در باغستان هزارجریب به معنای نفی ضرورت احداث آن بنا نیست و سخن این است که چرا باید هر وقت می‌خواهیم بنایی در شهر بسازیم که از قضا لازم و ضروری هم هست؛ اره‌ها و تبرها را تیز کرده و به جان باغستان بیفتیم؟

هزارجریب تنها قسمت باقی‌مانده از باغستان قزوین در میان شهر است و اگر وجودش بر دل مدیران شهری سنگینی می‌کند، بهترین راه تغییر دادن بدون تخریب آن و حفظ درختانش، افزوده شدن باغ هزارجریب به بوستان بانوان یا تبدیل آن به منطقه‌ای برای آموزش‌های عملی محیط زیست و حفاظت از باغستان به دانش‌آموزان مدارس استان است.

برای ساخت بناهای عمومی نیز شهرداری در جاهایی مثل مینودر و کوثر و اندیشه و... الی ماشاا... زمین دارد که اتفاقا از نظر ترافیکی و پارکینگ خودروها و دسترسی و... برای احداث یک بنای عمومی به مراتب مناسب‌تر از هزارجریب هستند.

باغستان سنتی قزوین کجاست؟

باغستان سنتی به مجموعه باغ‌هایی گفته می‌شود، که نیمه جنوبی شهر قزوین را در بر گرفته است. این باغات بیش از 2500 هکتار وسعت دارند و در گذشته گرداگرد شهر را فرا گرفته بودند.

باغستان‌های سنتی قزوین بیش از یک هزار سال قدمت دارند؛ به طوری که ناصر خسرو قبادیانی در سفرنامه خود، شهر قزوین را به باغستان‌هایش توصیف می‌کند: باغستان بسیار داشت‌؛ بی‌‌دیوار و خار و هیچ مانعی از دخول در باغات نبود.

علت اطلاق کلمه "سنتی" به این باغستان‌‌ها‌، این است که این باغات به روش سنتی یعنی غرق آبی‌، آبیاری می‌شوند. در گذشته این باغات به وسیله آب 5 رودخانه به نام‌های ارنزک، دیزج، وشته، دلی چای و زویار آبیاری می‌شد. هر کدام از این رودخانه‌ها بخشی از باغستان سنتی را سیراب می‌کرد. ولی اکنون به علت توسعه شهر و برداشت بی‌رویه آب از رودخانه‌ها در بالادست، باغستان سنتی قزوین با مشکل کم‌آبی رو‌به‌روست.

باغستان؛ هویت تاریخی قزوین

ذکریا بن محمد بن محمود قزوینی (605 ـ 683) در کتاب آثارالبلاد با دقت به ساختار طبیعی و مصنوع شهر قزوین، توضیحاتی دارد.

ذکریابن محمد بن محمود قزوینی در مورد باغ‌های قزوین گفته است: قزوین شهری است مشهور و آبادان، در دشتی پهناور، با خاکی پاکیزه و باغ‌ها و درختان بسیار با بنیادی نیکو ساخته شده و در آن دو شهر است، یکی در میانه‌ی دیگری. شهر کوچک را شهرستان می‌نامند، بارو و دروازه‌ها دارد و شهر بزرگ محیط بر آن شهر کوچک است و آن را نیز بارو و دروازه‌ها است و موستان‌ها و بستان‌ها شهر بزرگ را احاطه کرده‌اند از هر سو و کشتزارها محیط بر باغ‌ها و رزستان‌ها هستند، شهر دو رودخانه دارد یکی را دزج گویند و دیگری را ارنزک.

در توصیف ذکریای قزوینی به خوبی ساختار شهر قزوین در تعامل با بستر طبیعی و جایگاه شهر، رودخانه‌ها و باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی نسبت به هم بیان شده است. طرحی که وی از شهر قزوین ترسیم کرده سندی بسیار ارزشمند از شهر تاریخی قزوین است.

ناصرخسرو قبادیانی درباره قزوین گفته است: قزوین را شهری نیکو دیدم، بارویی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازارهای خوب، مگر آنکه آب در آن اندک بود. باغستان بسیار داشت، بی‌دیوار و خاک، و بی‌هیچ مانعی از دخول در باغات.

حمدا... مستوفی گفته است: قزوین از اقلیم چهارم، هوایش معتدل است، آبش از قنوات است و در آن باغستان بسیار است و هر سال یک نوبت به وقت آبخیز سقی (آبیاری) کنند. انگور، بادام، فستق (معرب پسته) بسیار از او حاصل شود.

سازمانی که اسم دارد

شهرداری قزوین در سال‌های گذشته اقدام به ایجاد «سازمان باغستان‌ها» نمود تا با رسیدگی، مشکلات این باغ‌ها را حل کند. هر بار هم که یکی از اعضای شورای شهر قزوین درباره باغستان و تخریب و نابودی سازمان یافته آن مورد سوال قرار می‌گیرد؛ فورا این موضوع را پیش می‌کشد که ما در شهرداری قزوین سازمان باغستان‌ها را تاسیس کرده‌ایم در حالی که وظیفه‌مان نبوده است.

اعضای شورا پرسش را با پرسش جواب می‌دهند و می‌گویند: کدام شهر سازمان باغستان دارد؟ این پرسش عجیب اعضای شورای شهر در حالی است که باید از آنان پرسید کدام شهر ایران باغستان دارد که بخواهد سازمان باغستان داشته باشد؟ و از این گذشته باید از آنان پرسید نتیجه و کارکرد و فایده این سازمان باغستان برای ریه‌های شهر قزوین چه بوده است؟

خفت گیری قانونی با وام ۳۷ درصدی؛ گزارش میدانی از وام های موسسات اعتباری

حسین آذربایجانی

پشت باجه ایستاده و دارد به تحویلدار التماس می‌کند. سروصدایش یکباره بدل به گریه می‌شود و می‌گوید: من با چند بچه قد و نیم‌قد و چندرغاز درآمد از کجا بیاورم به شما 3 میلیون تومان جریمه بدهم؟ بیچاره‌ام کردید. کجای دنیا به اس
م وام قرض‌الحسنه 37 درصد سود می‌گیرند؟ من اگر شوهرم از کار افتاده نبود؛ غلط می‌کردم و دنبال این وام لعنتی نمی‌آمدم که شما خونم را داخل شیشه بکنید.

معاون موسسه اعتباری .... از پشت میزش بلند می‌شود و سراغ زن نالان می‌رود. با تحکم به ا
و می‌گوید آرام باشد و اعصاب مشتری‌ها را به هم نریزد وگرنه می‌گوید پلیس بیاید و ببردش! بی‌توجه به زنجموره‌های زن، یقه تنگش را دور گردنش مرتب می‌کند و می‌گوید: حاج خانم، هیچ راهی ندارد. شما باید این جریمه را واریز کنی، وگرنه مجبوریم جلو حقوق ضامن شما را ببندیم.

زن گریه‌کنان از شعبه بیرون می‌رود. می‌ایستم تا فضا آرام شود.

پیش معاون می‌روم و به بهانه سوال درباره سود سپرده روی صندلی چرمی روبروی او می‌نشینم. کت و شلوارش مارک است، ساعت 15 میلیونی دستش دارد و موقع صحبت، گاهی با تسبیح شاه مقصود و گاه با گوشی اپل 6 بازی می‌کند. می‌گوید ما اینجا بیشترین سود بانکی را می‌دهیم.

دولت روحانی سودها را کم کرده

ادامه می دهد: دولت روحانی قانون گذاشته و سودها را کم کرده؛ ولی ما راه‌هایی برای حفظ مشتریان خوبمان داریم. شما اگر بیشتر از 20 میلیون تومان بگذارید 18 درصد سود اسمی به حسابتان تعلق می‌گیرد و 2 درصد از سود سالانه را الان به شما برمی‌گردانیم. اگر بیشتر از 100 میلیون تومان بگذارید و این مبلغ قفل شود، یعنی موجودی‌تان کمتر از 100 میلیون تومان نشود؛ به صورت نقدی 6 درصد از سود را همین الان به شما بر‌می‌گردانیم. در واقع شما 24 درصد سود می‌گیرید. اگر مبلغ واریزی‌تان بیش از 250 میلیون تومان باشد...

می‌پرسم: یعنی شما دارید به طریقی قانون سود بانکی را دور می‌زنید؟ می‌خندد و در پاسخ می‌گوید: دور زدن نیست. ما می‌خواهیم به مشتریانمان «هدیه» بدهیم و این ربطی به قانون سود بانکی ندارد. البته وقتی دولت روحانی تمام شود و دوستان ما مجددا سر کار بیایند؛ دوباره تعیین نرخ سود بانکی به خود ما واگذار می‌شود و بهتر می‌توانیم در خدمتتان باشیم. نگران قانون هم نباشید. ما تمام کارهایمان در چارچوب قانون و مقررات بانکی کشور است.

مقصر بالا بودن نرخ سود کیست؟

با صحبت‌های معاون شعبه، ابهامات زیادی برایم ایجاد می‌شود که برای روشن شدن آنها نزد یوسف کرمی، کارشناس بانکداری، می‌روم. کرمی در این باره به ولایت می‌گوید: ببینید تعیین میزان نرخ سود تابع یک مکانیزم خاصی است. اینکه بعضی می‌گویند نرخ سود تسهیلات بانک‌ها بالاست و نهایتا قیمت تمام شده را افزایش و توان رقابتی تولیدات ما را در مقابل نوع مشابه خارجی کاهش می‌دهد. این حرف درستی است اما تعیین مقصرش اشتباه‌ است. این موضوع هیچ ربطی به بانک ندارد. اولا عواملی که قدرت رقابت تولیدات ما را کاهش می‌دهند باید به ترتیب تاثیرشان لیست شوند. ثانیا در بین این عوامل سهم واقعی که به میزان سود بانکی تعلق می‌گیرد دولت باید از جیب خودش این ما به‌التفاوت سود واقعی تسهیلات را تحت عنوان سوبسید به تولیدکننده پرداخت نماید.

همین کاری که در دوره دولت آقای هاشمی تحت عنوان تسهیلات تبصره سه انجام می‌گرفت. این سوبسید را که نباید سپرده‌گذار بدبخت پرداخت نماید.

بانکداری بدون ربا

این کارشناس بانک در پاسخ به پرسش ولایت درباره چگونگی بانکداری بدون ربا تاکید می‌کند: در بانکداری بدون ربا سه طرف باهم در انجام این عقد مدخلیت دارند. یعنی این عقود 3 رکن دارد؛ یکی که مهم‌ترین هم هست سپرده‌گذاراست که پول نقد خود را در یکی از سه قالب: 1ـ قرض‌الحسنه پس‌انداز یا جاری. 2 ـ ‌سپرده سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت. 3 ـ سپرده سرمایه‌گذاری بلندمدت در اختیار بانک قرار می‌دهد. حساب جاری که معمولا برای امور روزمره است؛ اما قرض‌الحسنه پس‌انداز را به نیت خیر بدون هر‌گونه چشمداشت مادی به قصد کمک به مزدوجین، بیماران، دانشجویان و موارد دیگر در اختیار بانک قرار می‌دهد تا در امور خیر از آن استفاده شود. اما حساب‌های سپرده سرمایه‌گذاری خود را به قصد تحصیل درآمد تحت عنوان وکالت به بانک واگذار می‌نمایند بانک به عنوان وکیل موظف است نهایت دقت، سرعت و امانتداری خویش را به قصد صیانت از حقوق حقه موکل خود بکار ببندد. بانک هم در راستای قبول این وکالت پول موردنظر را با توجه به راندمان واقعی زمان در مقابل تضمین مطمئن در اختیار متقاضیان با صلاحیت تسهیلات قرار دهد و در پایان دوره مالی پس از کسر حق‌الوکاله خود مابقی درآمد حاصله را به حساب صاحب سپرده واریز نماید.

نظام بانکی و ظلم مظاعف!

به باور یوسف کرمی؛ نظام بانکی ما نه تنها در گسترش عدالت اجتماعی توفیقی کسب نکرد؛ بلکه ظلم مضاعفی را برای سپرده‌گذاران خود فراهم نمود. چون بانک مرکزی مستقل نبود بیشتر تصمیم برای منابع بانکی چه از نظر تعیین سود و چه تعیین زمینه مصرف توسط دولت گرفته شد. آیا کسی ولو دولت می‌تواند پول شما را بگیرد و نه به قیمت ارزش روز پول بلکه به قیمتی که خود صلاح می‌داند و تعیین می‌کند در اختیار دیگری قرار دهد؟

کلاهی به بزرگی سود بانکی

می‌پرسم این ضرر و زیان سپرده‌‌گذار به جیب چه کسانی رفته؟ و کرمی در پاسخ می گوید: به جیب همان کسانی که آمده‌اند در شرایط تورمی وام گرفته‌اند. برای مثال تورم 25 درصد بوده و سه درصد هم حق‌الوکاله بانک است سودی که از تسهیلات گیرنده اخذ شده 22 درصد و سودی که به سپرده‌گذار پرداخت شده 17 درصد.

یعنی عملا گیرنده تسهیلات 6 درصد سود و سپرده‌گذار 11 درصد ضرر کرده است. به این نوع زیان سپرده‌گذار در اقتصاد می‌گویند هزینه نگهداری پول. مثلا اگر ایشان سال قبل با ده میلیون تومان خود می‌توانست یک تخته فرش بخرد امسال برای خرید همان فرش باید ده میلیون و یکصد و ده هزار تومان پرداخت نماید. این یکصد و ده هزار تومان هزینه نگهداری پولش در یکسال بوده است. آیا این بی‌عدالتی نیست؟

خفت گیری قانونی!

این بانکدار در ادامه گفت و گویش با ولایت تصریح می‌کند: مگر سرقت فقط این است که در روز روشن دست در جیب کسی بکنیم. این یک نوع خفت‌گیری قانونی نیست؟ کسانی که پول خود را در بانک‌ها می‌گذارند غالبا پیر زنان، صغار و یا کسانی که توان فعالیت‌های آزاد اقتصادی ندارند و از نظر روحی اهل تجارت و کاسبی نیستند. من اسم این افراد را گذاشته‌ام «پالنگان جامعه» این‌ها قدرت حضور در بازار را ندارند و ما حق اینها را می‌دهیم به یکی دیگر و بعد آقای نماینده می‌رود پشت میکروفون با صدای غرا می‌گوید سود تسهیلات بالاست و برای تولید‌کننده نمی‌صرفد سود‌ها را بیارید پایین غافل از اینکه اصلا منابع بانکی ربطی به دولت ندارد بلکه متعلق به تک تک سپرده‌گذاران است و یک حق‌الناس است.

سنت و سیره حضرت رسول (ص)

رسول گرامی اسلام فرموده اند؛ «مَن اَکَلَ الرِّبا مَلَأَ اللهُ بَطنَهُ نارَ جَهَنَّمَ بقَدرِ ما اَکلَ قإن کَسَبَ مِنه مالاً لم یَقبَلِ الله شیئاً من عَمَلِه و لم یزل فی لعنه اللهِ و مَلائِکتِه مادامَ مَعَه قیراطٌ» یعنی هر کس ربا خورد خداوند شکم او را از آتش دوزخ به آن اندازه که ربا خورده است پر کند. و اگر مالی از این رهگذر بدست آورد ـ و انفاق کند ـ خداوند چیزی از عمل او را نخوهد پذیرفت. و تاوقتی که نیم دانگ از ربا در مالش باشد، همیشه در زیر پوشش لعنت خدا و فرشتگان خواهد بود.

با توجه به ستمی که بر قشر ضعیف اجتماع می‌رود و بازی برخی از موسسات اعتباری با زندگی و معیشت گیرندگان تسهیلات، به نظر می‌رسد که بازبینی و اصلاح نظام بانکی یکی از واجبات باشد. آیا اراده، ظرفیت و توان این بازبینی و اصلاح در میان تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران تراز اول کشور به وجود خواهد آمد؟

تشکل های مردمی، نمایندگان افکار عمومی مردم هستند / تدبیر استاندار قزوین و پایان خوش ایستگاه میانی زباله

حسین آذربایجانی

تشکل های مردم نهاد از لحاظ اجتماعی دماسنج معضلات و مشکلات جامعه اند و در کنار رسانه ها به عنوان چشمان بیدار افکار عمومی نقش مهمی در حفاظت از توسعه متوازن و همه جانبه دارند. خبر خوش، این است که مدیریت ارشد استان، برای سخن و صداقت و پیگیری رسانه ها و تشکل های مردم نهاد ارزشی ویژه قائل است و صدای هشدار این نمایندگان افکار عمومی را می شنود. همین مساله نوید و امید بهبود اوضاع استان را پررنگ تر از پیش می کند.

** پیشینه معضل «مکان گزینی اشتباه» ایستگاه میانی انتقال زباله
چند ماه است که از درگیری مجریان و حامیان «ایستگاه میانی انتقال زباله» با سازمان‌های مردم نهاد حامی محیط زیست می‌گذرد. ولایت از ابتدای مساله تاکنون گفته‌های هر دو طرف را در شماره‌های گذشته منتشر کرده است. سازمان‌های مردم نهاد با احداث ایستگاه میانی برای انتقال زباله مخالف نیستند. آنچه مورد نگرانی، سوال و انتقاد این تشکل‌‌های حامی محیط زیست و باغستان سنتی قزوین است؛ «مکان‌گزینی اشتباه ایستگاه» بوده است.
با این حال، حامیان طرح شاید از روی غفلت و شاید هم از تغافل در این باره به برچسب‌زنی و مغلطه روی آورده و این‌طور وانمود می‌کردند که گویا حافظان محیط زیست و باغستان قزوین با کل مساله احداث ایستگاه میانی انتقال زباله مخالفند. در ادامه این مغلطه نیز حامیان احداث این ایستگاه مدام از پاسخ دادن درباره «اشتباه در مکان گزینی» آن طفره رفته و درباره ضرورت‌های احداث چنین ایستگاهی سخن می‌گفتند در حالی که منتقدان هم منکر لزوم و ضرورت احداث این ایستگاه نیستند و بحث آنها فقط در رابطه با «مکان اشتباه» و تبعات زیست محیطی و اجتماعی و انسانی آن است.

** آسیب های زیست محیطی و اجتماعی مکان گزینی اشتباه
سازمان‌های مردم نهاد بر مبنای ماموریت ذاتی خود و بر اساس مطالعات کارشناسی، هشدار دادند که مکان انتخاب شده به دلایل مختلفی موجب آسیب‌های جدی خواهد شد. در این زمینه هم در دو میزگرد مفصل، چندین مصاحبه و گزارش و یادداشت صفحه مخمل آبی روزنامه ولایت قزوین و هم در شبکه‌های اجتماعی و نیز در کمیسیون سلامت استان (در تاریخ 18 آبان) دلایل کارشناسی خود را به بیان کردند.
این دلایل در سه عنوان زیر خلاصه می‌شود:
ـ1ـ اختصاص این مکان مستلزم تغییر کاربری مرغوب‌ترین اراضی کشاورزی است و این زمین همچنان قابلیت کشاورزی دارد. این در حالی است که به طور متوسط روزانه یک هکتار از اراضی کشاورزی در استان تغییر کاربری پیدا می‌کند و این تهدیدی جدی است و باید قاطعانه با آن برخورد گردد.
ـ2ـ این زمین برای زمین‌های کشاورزی و باغ‌های اطراف، حتی با رعایت بالاترین استاندارد‌های موجود دنیا عوارض مخرب زیست محیطی خواهد داشت. قابل ذکر است که در احداث ایستگاه‌های میانی زباله علاوه بر آنکه ملاحظات زیست محیطی باید در طراحی لحاظ شود، پیش از آن، برای انتخاب مکان نیز باید پیوست محیط زیستی، پیوست سلامت و پیوست اجتماعی تهیه گردد. محصور بودن زمین در بین باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی از سه طرف و کانال آب از یک طرف و قرار گرفتن زمین در حریم باغستان باعث می‌شود که این زمین به هیچ‌وجه انتخاب مناسبی برای ایستگاه میانی زباله نباشد و تهدید درختان و مزارع اطراف آن، جدی و قطعی است.
ـ3ـ سومین و مهمترین تهدید، تخریب باغستان سنتی است. تجربه نشان داده‌ است که اجرای پروژه‌های عمرانی در بخش غربی و شرقی باغستان روند تغییر کاربری و تخریب را به زمین‌های اطراف منتشر کرده و نهایتا کار به جایی رسیده که بخصوص در بخش شرقی، باغستان رو به نابودی است. ما، جمعی از سازمان‌های مردم نهاد محیط زیست و میراث فرهنگی از استاندار محترم قزوین به عنوان عالی‌ترین مقام تصمیم‌ساز در استان تقاضا داریم مانع از انجام این پروژه در حریم باغستان شده و مسئولین مربوطه را مامور کنند تا مکان مناسبی را خارج از حریم باغستان و زمین‌های مرغوب زراعی برای این امر اختصاص دهند.
چندی پیش استاندار محترم قزوین با دیدگاه حفاظت از باغستان سنتی با احداث میدان میوه و تره‌بار در محدوده و حریم باغستان مخالفت کردند.  جناب آقای دکتر همتی با دیدگاه حفاظت از باغستان سنتی و زمین‌های زراعی درجه یک کشاورزی، دستور دادند مکان جدید و مناسبی برای ایجاد میدان تره‌بار پیشنهاد گردد.
این سازمان‌های مردم‌نهاد در گفتگو با ولایت ضمن تقدیر و تشکر از دیدگاه استاندار محترم، خواستار تداوم نگاه ایشان در سایر پروژه‌های مخرب از جمله مکان گزینی نادرست ایستگاه میانی زباله بودند. احداث ایستگاه میانی زباله در کیلومتر 2 جاده‌ی بویین‌زهرا، از نظر این تشکل‌های مردم نهاد حافظ محیط زیست، تعرض به باغستان و زمین‌های کشاورزی و کلنگ تخریب آبادترین بخش از باغستان سنتی قزوین بود و نهایتا استاندار قزوین با تدبیر خود به تمام این حرف و حدیث ها و تهدید باغستان پایان داد.

** پایان بحران با تدبیر مدیریت ارشد استان
در جلسه ای که چهارشنبه 15 دیماه 95 در سازمان جهاد کشاورزی استان قزوین برگزار شد، فریدون همتی با تاکید بر ضرورت حفاظت از محیط زیست به عنوان یکی از مهمترین دغدغه های دولت و مقام معظم رهبری، تصریح کرد: با توجه به دغدغه تعدادی از باغدارها و تعدادی از انجمن‌ها و تشکل‌ها، در مورد مکان ایستگاه میانی زباله به اتاق آقای شهردار، آقای متقی، فرخزاد تصمیم گرفتیم و به احترام نظرات افکار عمومی آن را لغو کردیم و با نظر جهاد کشاورزی و شهردار مکان دیگری را انتخاب کردیم.
استاندار قزوین در ادامه سخنان خود افزود: همچنین در مورد مسئله بار انداز کنار کارخانه شیشه،  بنده خودم بازدید کردم و خیلی حیفم آمد و با شهردار صحبت کردیم و گفتیم مرغوبیتش بالاست و زمین کشاورزی است و پایین کانال است. شهرداری موافقت کرد و دو سه نقطه جایگزین پیشنهاد شد. دو نقطه یکی درپایین کانال و یکی در بالای کانال و یک مکانی در اقبالیه. نقطه پایین کانال را به دلیل تبدیل و تغییرکاربری به بارانداز و ساخت و ساز است نپذیرفتیم و نقطه بالای اتوبان انتخاب شد.
به گفته همتی این دغدغه ها برای جلوگیری از تخریب یک وجب از زمین های کشاورزی و باغها وجود دارد و خود به شدت حساس هستیم. البته از سویی دیگر نیازهای شهر پاسخ داده بشود. تغییر مکان ایستگاه میانی، انتقال مشاغل مزاحم به بیدستان و اینکه مرکز عرضه میوه و تره بار بالای اتوبان منتقل شود، به این دلیل که آب سوار نمی شود و زمین کشاورزی مرغوب نیست.
استاندار قزوین در این نشست خطاب به تشکل های مردمی حاضر در جلسه گفت: همه این اقدامات به این دلیل است که خود من نیز به این موضوع حساس هستم. گزارش ها و موضوعات در شبکه های اجتماعی و سخنان شما که نماینده مردم و افکار عمومی هستید در این جلسات می شنویم حتما مورد توجه قرار می دهیم و مورد احترام قرار می دهیم و تا آنجا که مقدور باشد و بقیه نظام های شهر و روستا به هم نخورد تلاش می کنیم این مشکلات را حل کنیم.

چهره های هفته؛ سید علی موسوی، داوود محمدی، محمود واعظی

هفته‌ای که گذشت، سالروز امضای برجام را در 27 دی‌ماه داشتیم و همین مساله بهانه‌ای است برای اینکه نگاهی به عملکرد اقتصادی دولت در استان داشته باشیم و از مدیران اجرایی استان بپرسیم برای افزایش اشتغال و تولید در استان چه کرده‌اند. روحانی و تیم او از اولین روزهای طرح موضوع مذاکرات، قضیه اقتصاد را به حل مساله تحریم‌های هسته‌ای پیوند زدند و حالا که یک سال است این تحریم‌ها با تدبیر فرزندان ایران در تیم مذاکرات هسته‌ای برداشته شده، فرصت خوبی است تا نتایج این حرکت را در اقتصاد و اشتغال استان ببینیم.

دولتمردان حسن روحانی در استان قزوین تاکید و تمرکز عمده خود را بر اقتصاد گذاشته‌اند و در سال اقتصاد مقاومتی می‌کوشند تا با احیای واحدهای تولیدی و ایجاد اشتغال، اقتصاد استان را از باتلاقی که 8 سال در آن غوطه می‌زد؛ نجات بدهند. مسلما چنین کاری آسان نیست و زمانی که روز دوم بهمن 1395 فرماندار قزوین در جلسه شورای اداری شهرستان از ایجاد بیش از 5 هزار شغل در شهرستان قزوین خبر داد، صاحبنظران دانستند این میزان ایجاد اشتغال چه اندازه خون دل در پی داشته؛ آن هم با وجود سنگ‌اندازانی که از گذاشتن هیچ چوبی لای چرخ مدیران دولت تدبیر و امید ابایی ندارند.

سید‌علی موسوی در آن نشست تصریح کرد: در ده ماهه نخست امسال در قزوین بیش از پنج هزار شغل ایجاد شده و همچنین برای رونق گرفتن حدود 62 واحد صنعتی تسهیلات ویژه‌ای را در نظر گرفته شد و حدود 64 میلیارد تومان برای این موضوع پرداخت شده است.

موسوی با اشاره به سامانه بهین‌یاب یا همان کمک‌های دولت به واحدها بیان کرد: طبق آمار تا‌کنون به‌ 114 واحد کشاورزی که بالغ بر 37 میلیارد تومان هزینه داشته تسهیلات بانکی اختصاص داده شده است.

در رابطه با سهمیه استان هم فرماندار قزوین تصریح کرد: سهمیه شهرستان در حوزه ایجاد اشتغال حدود 8 هزار و 800 نفر است که تا کنون حدود 5 هزار و 600 فرصت شغلی ایجاد شده است.

طرح بهین‌یاب و ایجاد 10 هزار شغل

در این نشست، داوود محمدی، نماینده مردم قزوین‌، البرزو آبیک در مجلس شورای اسلامی هم با بیان اینکه دولت برای حوزه صنعت و فعال شدن این حوزه‌ها حدود 18 هزار میلیارد تومان اختصاص داده تاکید کرد: سهم استان قزوین از این تسهیلات و بودجه یک هزار میلیارد است که با این بودجه باید 10 هزار شغل ایجاد کنیم.

رئیس کمیسیون اصل 90 در ادامه بیان کرد : در برنامه ششم توسعه موضوعی که مطرح شد موضوع کاهش وابستگی به نفت و اتکا کشور به منابع غیر نفتی است ‌که در بررسی‌‌های انجام شده چندین موضوع و دیدگاه مورد توجه قرار گرفت. در این جلسه در حوزه رفاهی خانوارهای عضو کمیته امداد و بهزیستی و دهک پایین جامعه مورد بررسی قرار گرفت که بالاترین بودجه در این خصوص در نظر گرفته شد.

رشد 135 درصدی سرمایه‌گذاری داخلی

هفته گذشته معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منابع انسانی استاندار قزوین از رشد 135 درصدی سرمایه‌گذاری داخلی در قزوین طی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل خبر داد. منوچهر حبیبی یکشنبه 26 دیماه 95 در نشست شورای گفت و گوی بخش خصوصی و دولت استان قزوین افزود: اعداد و آمارهای اقتصادی استان در سال جاری حاکی از کاهش نرخ بیکاری و تورم، افزایش اشتغال‌زایی و رونق تولید است.

او با اشاره به اختصاص 36 درصد از مجموع تسهیلات اعطایی بانک‌های استان در سال جاری به حوزه صنعت و 22 درصد به بخش کشاورزی، در پایان تاکید کرد: این مهم نشانگر عزم جدی برای رونق تولید با هدایت و برنامه‌ریزی دولت است.

سخنان اقتصادی و ارتباطی وزیر ارتباطات در تاکستان

ارتباطات یکی از مهمترین زیرساخت‌های توسعه و پیشرفت است و به همین خاطر سفر وزیر ارتباطات به استان قزوین و آشنایی نزدیک او با استان را می‌توان گامی در راه توسعه زیرساخت‌های استان ارزیابی کرد. واعظی البته در دیدارها و سخنرانی‌های خود حرف‌های اقتصادی و سیاسی و اخلاقی هم کم نداشت و به نوعی جامع الاطراف کوشید تا از عملکرد دولت متبوعش دفاع کند.

کاهش تورم به تنهایی توان حل مشکلات اقتصادی را ندارد؛ این جمله وزیر ارتباطات دولت حسن روحانی بود که در سفر به استان قزوین در شهرستان تاکستان با تاکید بر آن ادامه داد: تورمی که مردم امروز با آن زندگی می‌کنند یک تورم پایین و یک رقمی است؛ ما در دولت خوب می‌دانیم که تورم به تنهایی نمی‌تواند مشکل کشور را حل نماید و باید تورم همراه با رونق اقتصادی باشد.

به گزارش صبح قزوین، محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در نشستی با مدیران و مسئولان شهرستان تاکستان اظهار کرد: عزم دولت بر این است که هم کشور آرام باشد و یک فضای صمیمی بین قوای مختلف و مسئولین برقرار باشد.

این مقام مسئول اذعان کرد: از روز اول یکی از اهداف جدی دولت، تلاش و سازماندهی مسائل اقتصادی و جلوگیری از نوسانات در بازار بود؛ تورمی که مردم امروز با آن زندگی می‌کنند یک تورم پایین و یک رقمی است؛ ما در دولت خوب می‌دانیم که تورم به تنهایی نمی‌تواند مشکل کشور را حل نماید و باید تورم همراه با رونق اقتصادی باشد.

وی ابراز کرد: در بخش کشاورزی طی 2 سال گذشته تولیدات خوبی داشتیم؛ بویژه امسال در بخش صنعت رشد ما بسیار خوب بوده است.

واعظی ادامه داد: برای اولین سال اشتغال خالص ما 718 هزار نفر شده است و ما این را خوب می‌دانیم که با وضعیت بیکاری که بوده این 700 هزار نفر خیلی نمی‌تواند تاثیرات ملموسی را در خانواده‌ها در مناطق مختلف داشته باشند و به هر حال شروع یک حرکت مثبت است.

وی بیان کرد: در این هفته یک سالگی برجام را در پیش‌رو داریم که اصولا نگاه دولت برای اینکه وارد مذاکرات مساله برجام شد این بود که گشایشی را برای مسائل اقتصادی کشور به وجود آورد؛ یعنی اینکه فضایی را در خارج از کشور آماده کند؛ برای اینکه هم صادرات داشته باشیم و اینکه نیازمند به آن نباشیم.

وزیر ارتباطات با بیان اینکه بزودی زیرساخت‌های ارتباطی در استان قزوین ارتقا می‌یابد؛ عنوان کرد: دولت در حوزه ارتباطات اقدامات زیر را انجام داده است؛ افزایش پهنای باند 20 به 80 گیک (4 برابر)؛ افزایش ظرفیت انتقال در استان قزوین از رقم 43 گیگ به 202 گیگ (رشد 5 برابری)؛ افزایش تعداد مشترکین اینترنت در استان از 67 هزار نفر به 325 هزار نفر (رشد 5 برابری) و افزایش اینترنت در آینده به 401 روستا.

وی ادامه داد: برخی دیگر از اقدامات دولت در استان قزوین مواردی چون افزایش نسل سوم از 5 به 17 روستا، افزایش نسل چهارم از 2 شهر به 8 شهر انجام خواهد شد، پهنای باند از 80 به 340 افزایش یافته است (رشد 3 برابری )، تا سال آینده در 344 روستا شبکه‌ی اینترنت برقرار می‌شود و در آینده نزدیک 70 کیلومتر فیبر نوری به ظرفیت استان افزوده و این عدد به 340 کیلومتر خواهد رسید.

این سخنان فنی وزیر ارتباطات، امید به ارتقای سطح توسعه استان را بیشتر می‌کند و البته باید در آینده مورد رصد و نظارت رسانه‌ها باشد تا ببینیم چند درصد از این وعده‌ها عملی شده و آنهایی که احیانا نمی‌شود؛ چه دلیلی دارد.

مدیرانی که کار می‌کنند؛ اما انکار می‌شوند! دستاوردهای اقتصادی استان از فضای پسابرجام

حسین آذربایجانی

بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان اقتصاد و سیاست، برجام را فرصتی طلایی برای اقتصاد ایران می‌دانند. این در حالی است که در سالروز امضای برجام، دلواپسانی با وجود مشاهده اثرات این فرصت برای کشور و استان، باز هم بر طبل توخالی همیشگی می‌کوبند و می‌خواهند اینطور القا کنند که برجام هیچ اثری نداشته یا اگر داشته هم، آثارش به کلی منفی بوده و هیچ اثر مثبتی نداشته است.

در این گزارش نیم نگاهی خواهیم داشت به برخی از مهم‌ترین اثرات اقتصادی برجام برای استان قزوین که به عنوان مشتی از خروار می‌تواند مورد توجه افکار عمومی قرار گیرد. سرمایه‌گذاری‌های خارجی جزو نخستین آثار برجام بود که در استان قزوین مشاهده شد. البته سرمایه‌گذاری خم رنگرزی یا ماکروفر نیست که بلافاصله همه مشکلات را حل کند. وقتی یک سرمایه‌گذار به استان می‌آید؛ حداقل یکی دو سال طول می‌کشد تا شرکت مورد نظر خود را تاسیس و تجهیز کند و نتایج این سرمایه‌گذاری‌هایی که امسال انجام شده تا دو سال آینده در بازار کار و نرخ بیکاری و... آثار مثبت خود را نشان خواهد داد.

ساخت نیروگاه خورشیدی در استان قزوین با سرمایه‌گذاری ایتالیا

قزوین استانی صنعتی است که نیاز فراوانی به نیروی برق دارد و بر همین اساس نیروگاه سیکل حرارتی شهیدرجایی سال‌ها پیش به منظور تامین این نیاز حیاتی استان ایجاد شد. در چند دهه اخیر با توجه به عوارض زیست محیطی نیروگاه‌هایی که با سوخت‌های فسیلی مثل گاز و مازوت برق تولید می‌کنند؛ نگاه کشورهای توسعه یافته جهان به سمت استفاده از انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر برگشته است.

استان ما هم از این قافله عقب نمانده و با داشتن روزهای آفتابی بسیار در تقویم استان، زمینه سرمایه‌گذاری ایتالیایی‌ها در حوزه انرژی خورشیدی پس از برجام مهیا شده و در حال اجراست.

هشتم دیماه 95 در نشستی با حضور سید محمدعلی قاسمی، نماینده وزیر و مدیرکل امور اقتصادی و دارایی استان، لزگی معاون اقتصادی اداره کل امور اقتصادی و دارایی و اتور آگوستونی مدیر شرکت فتورا ایتالیا درباره سرمایه‌گذاری این شرکت معتبر اروپایی برای ساخت نیروگاه خورشیدی در استان مذاکره شد.

سرمایه‌گذاری برای تولید 100 مگاوات برق خورشیدی و گام‌های بعدی

در این جلسه اتور آگوستونی سرمایه‌گذار ایتالیایی ضمن تشکر از مسئولان استان تاکید کرد: شرکت فتورا ایتالیا با بیش از 30 سال سابقه فعالیت در این زمینه، احداث نیروگاه‌های متعدد در کشورهای مختلف و ارتباط گسترده با شرکت‌های معتبر اروپایی از جمله A.B.B فرانسه، ایرباس ، فیات و... سوابق خوبی داشته و امیدواریم در گام اول ضمن احداث نیروگاه خورشیدی در قزوین بتوانیم احداث کارخانه تولید سلول‌های خورشیدی و تولید محصولات تحت لیسانس برندهای معروف را در برنامه آتی قرار دهیم.

وی افزود: بررسی پتانسیل‌های ایران برای سرمایه‌گذاری و برنامه‌های متعدد رسانه‌های کشور ایتالیا در این مورد موجب تصمیم‌گیری برای احداث این نیروگاه خورشیدی یکصد مگاواتی شده است.

سرمایه‌گذاران چینی و احداث کارخانه تولید ترانسفورماتور در استان

روزگار به درازای 8 سال، چینی‌ها ایران را به عنوان بازار مصرف خوبی می‌دیدند که نفت می‌داد و جنس وارد می‌کرد؛‌ اما به قول وزیر امور خارجه دولت روحانی «آن مرد» که این کار را می‌کرد حالا رفته است و تدبیر رییس جمهور و دولتمردان استانی اش بجای واردات، سرمایه‌گذاری و احیای تولید داخلی است.

کمتر از یک هفته پیش بود که در نشستی دیگر، این بار با حضور سرمایه‌گذارانی از کشور چین، زمینه‌های همکاری جهت احداث کارخانه تولید ترانسفورماتور با سرمایه‌گذاری مشترک صندوق ذخیره کارکنان شهرداری قزوین و شرکت چینی هانگ ژنگ، با حضور سید محمدعلی قاسمی نماینده وزیر و مدیرکل امور اقتصادی و دارایی استان، محمود نصرتی مدیرعامل صندوق ذخیره کارکنان شهرداری قزوین و سرمایه‌گذاران چینی در سالن جلسات اداره کل امور اقتصادی و دارایی استان بررسی شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل امور اقتصادی و دارایی استان، سید محمدعلی قاسمی مدیرکل امور اقتصادی و دارایی و نایب رییس مرکز خدمات سرمایه‌گذاری استان در این جلسه با اشاره به روند مثبت جذب سرمایه‌گذاری خارجی استان قزوین در چند سال اخیر گفت: هدف ما از جذب سرمایه‌گذاری خارجی توسعه همه جانبه اقتصادی استان بوده و مراکز خدمات سرمایه‌گذاری متناظر با سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران در استان‌ها تاسیس شده که با همکاری دستگاه‌های ذیربط، در صدد رفع موانع سرمایه‌گذاری، تسهیل در صدور مجوزها و ارائه فرصت‌ها و مشوق‌های سرمایه‌گذاری به سرمایه‌گذاران است.

محمود نصرتی مدیرعامل صندوق ذخیره کارکنان شهرداری قزوین پس از بیان زمینه‌های فعالیت این صندوق، تصریح کرد: در مرحله اول این طرح، ترانسورماتور با ظرفیت 35ـ10 kva و در مراحل بعد محصولات دیگر این شرکت تولید خواهد شد.

تولید ترانسفورماتور در قزوین تحت لیسانس فرانسه

همچنین در این جلسه نماینده شرکت هانگ ژنگ چین در توضیح سوابق فعالیت شرکت عنوان داشت: شرکت هانگ ژنگ تحت لیسانس شرکت A.B.B فرانسه در زمینه تولید ترانسفورماتور، کلیدهای نو ولتاژ، های ولتاژ و مدیوم ولتاژ فعالیت نموده و کیفیت بالا و تنوع محصولات از ویژگی‌های تولیدات این شرکت می‌باشد.

سرمایه‌گذاری شرکت AGT ترکیه در تولید MDF، درب‌های ضدسرقت و پروفیل در استان قزوین

در خط زمان کمی عقب‌تر می‌رویم و باز هم به یک ماه نرسیده با سرمایه‌گذاری دیگری روبرو می‌شویم؛ وقتی جلسه مرکز خدمات سرمایه‌گذاری با حضور دستگاه‌های اجرایی ذیربط و نمایندگان شرکت AGT ترکیه در استان تشکیل شد.

هدف از تشکیل این جلسه بررسی امکان اجرای طرح تولید MDF توسط شرکت AGT ترکیه بود و سید محمدعلی قاسمی در این نشست، اظهار داشت: پس از ارائه مطالعات امکان‌سنجی طرح توسط شرکت AGT و انجام بررسی‌های لازم توسط کارشناسان، اقدامات بعدی جهت صدور مجوزهای مورد نیاز و تسریع در اجرای پروژه به عمل خواهد آمد.

سرمایه‌گذاری 10 میلیون یورویی و اشتغالزایی مستقیم برای 100 نفر

همچنین در این جلسه نمایندگان شرکت AGT  ترکیه ضمن ارائه توضیحاتی در خصوص سوابق کاری خود گفتند: با توجه به مطالعه و بررسی‌های صورت گرفته از بازار محصولات خود در استان قزوین و موقعیت استراتژیک استان، به دنبال احداث خط تولید پانل‌های MDF در فاز اول و توسعه کارخانه احداث خط تولید درب‌های ضدسرقت و پروفیل در فازهای بعدی هستیم.

نماینده این شرکت میزان اشتغال‌زایی فاز نخست طرح را 100 نفر به صورت مستقیم و  مقدار سرمایه‌گذاری اولیه را بالغ بر ده میلیون یورو به صورت سرمایه‌گذاری مستقیم عنوان و تاکید کرد: پس از مکان‌یابی و دریافت مجوزهای مربوطه، آماده اجرای طرح در کمترین زمان ممکن هستیم.

هیات چینی و احداث نیروگاه بادی 50 مگاواتی در شورجه تاکستان


کسانی که چند بار در فصل‌های مختلف سال به تاکستان و توابعش گذری کرده باشند؛ شاید از وجود همیشگی باد خنک این شهرستان آزرده شوند؛ اما وقتی تدبیر و سرمایه‌گذاری با هم جمع شوند؛ می‌توان از این باد آزاردهنده نیز تولید ثروت و انرژی کرد. در خط سیر روایت‌مان از سرمایه‌گذاری‌های کلان خارجی در استان، باز هم اندکی عقب‌تر برمی‌گردیم و به اواخر بهار امسال می‌رسیم؛ وقتی جلسه مرکز خدمات سرمایه‌گذاری به ریاست منوچهر حبیبی سرپرست معاونت هماهنگی امور اقتصادی استانداری و با حضور نمایندگان دستگاه‌های اجرایی ذیربط و سرمایه‌گذارانی از کشور چین و ایران، با موضوع احداث نیروگاه بادی در شورجه  شهرستان تاکستان تشکیل شد.

طرح احداث نیروگاه بادی توسط شرکت تولید نیروی شمس آریا و با مشارکت شرکت CPNE از کشور چین با ظرفیت 50 مگاوات تولید برق و با اعتبار 4 هزار میلیارد ریال در منطقه شورجه از توابع شهرستان تاکستان اجرایی خواهد شد.

زمینه‌سازی برای سرمایه‌گذاری چین در راه‌آهن و بندر خشک استان

منوچهر حبیبی معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری در آن نشست گفت: استان قزوین با ظرفیت‌های متنوع در حوزه صنعت، کشاورزی، گردشگری و انرژی، پذیرای سرمایه‌گذاران خارجی بوده و یکی از استراتژی‌های توسعه استان جذب سرمایه خارجی است و در همین راستا جلسات متعددی با هیات‌های چینی در راستای سرمایه‌گذاری در حوزه راه آهن و احداث بندر خشک برگزار شده که نشان‌دهنده‌ی تعامل خوب دو کشور در حوزه اقتصادی است.

وی افزود: استان قزوین در حوزه انرژی‌های پاک و نو، تا سقف پنجاه هزار میلیارد ریال برای سرمایه‌گذاری ظرفیت دارد که تاکنون حدود یک هزار میلیارد ریال با ظرفیت 70 مگاوات از سوی شرکت‌های داخلی در این حوزه سرمایه‌گذاری شده است.

منوچهر حبیبی با بیان این که سازمان انرژی‌های نو تاکنون به میزان 800 مگاوات مجوز احداث نیروگاه صادر نموده تصریح کرد: استان قزوین به جهت قرار گرفتن در مسیر تونل بادی از پتانسیل بالایی در این حوزه برخوردار است و با جذب سرمایه‌های خارجی در استان می‌توان گام‌های موثری در تولید برق از محل انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر برداشت.

سرمایه‌گذاران دیگری از کشور چین؛ این بار در حوزه‌های انرژی، امور زیربنایی، صنعت و راه و ساختمان     

باز هم عقب‌تر می‌رویم و به سفر هیات‌هایی دیگر از کشور چین می‌‌رسیم که در حوزه‌های انرژی، امور زیربنایی، صنعت و راه و ساختمان در قزوین سرمایه‌گذاری می‌کنند.

در این نشست، نمایندگان شرکت‌های چینی «پاور چاینا» و «ساینومک» علاقه‌مندی و آمادگی خود را برای سرمایه‌گذاری در حوزه‌های انرژی‌های نو، امور زیربنایی، راه و ساختمان، کشاورزی، پتروشیمی و ماشین‌آلات نساجی اعلام کرده و افزودند: این شرکت‌ها دولتی بوده و به لحاظ ارتباط خوبی که با بانک‌ها و موسسات مالی کشور چین دارند؛ می‌توانند در اولویت‌های استان، در طرح‌های بزرگ سرمایه‌گذاری نمایند.

سرمایه‌گذاری کره جنوبی در احداث نیروگاه خورشیدی در قزوین

دوباره عقب‌تر می‌رویم و به جلسه‌ای می‌رسیم که در آن مقرر شد سرمایه‌گذاری از کره جنوبی به BOT در استان قزوین نیروگاهی خورشیدی به ظرفیت 10 مگاوات احداث کند.

سرمایه‌گذار کره‌‌ای در این جلسه با اشاره به سوابق اجرایی شرکتش، تاکید کرد: این شرکت فعالیت‌های خوبی در زمینه احداث نیروگاه خورشیدی در تعدادی از شهرهای ایران داشته و امیدواریم ضمن توافق نهایی در استان قزوین در این زمینه، در سایر حوزه‌ها ازجمله توریسم و فرآوری میوه نیز بتوانیم تعاملات خوبی داشته باشیم.

فرصت‌های سرمایه‌گذاری استان با حضور سرمایه‌گذاران اسپانیایی

دوباره عقب‌تر نگاه می‌کنیم و به جلسه بررسی فرصت‌های سرمایه‌گذاری استان می‌رسیم که با حضور سانتیاگو تخیدور، رایزن بازرگانی سفارت اسپانیا و آندرس ماکسیاس نماینده بانک پاپیولار اسپانیا و جمعی از مدیران دستگاه‌های اجرایی در محل سالن جلسات مرکز خدمات سرمایه‌گذاری استان برگزار شد.

در این جلسه پس از ارائه توانمندی‌ها و پتانسیل‌های استان قزوین نحوه مشارکت سرمایه‌گذاران اسپانیایی در پروژه‌های دولتی و تامین مالی طرح‌های خصوصی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین طرح جمع‌آوری مکانیزه زباله ازجمله طرح‌هایی بود که توسط هیات سرمایه‌گذاری اسپانیایی پیشنهاد شد.

پذیرش 17 هیات سرمایه‌گذاری خارجی از ابتدای دولت یازدهم

معاون اقتصادی اداره کل امور اقتصادی و دارایی استان قزوین روز چهارشنبه مورخ 3 شهریور در گفتگو با خبرنگاران گفته بود: در 6 ماهه نخست سال 95 به میزان 371 میلیون دلار سرمایه‌گذاری خارجی توسط 5 شرکت خارجی از کشورهای آلمان، فرانسه و افغانستان در استان محقق شده است که این رقم 41 درصد کل سرمایه‌گذاری خارجی استان را به خود اختصاص می‌دهد.  

لزگی یادآور شد: در مرکز خدمات سرمایه‌گذاری استان 124 جلسه جهت رفع موانع و مشکلات بیش از 26 طرح سرمایه‌گذاری داخلی و 21 طرح سرمایه‌گذاری خارجی برگزار شده است.

وی تصریح کرد: با توجه به اهمیت موضوع جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تامین مالی بین‌المللی طرح‌های اقتصادی خصوصی و دولتی، مرکز خدمات سرمایه‌گذاری اقدام به شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری مطابق با اولویت‌ها و نیازهای اقتصادی استان کرده و بیش از 75 طرح سرمایه‌گذاری به متقاضیان سرمایه‌گذاری در استان ارائه شده است.

از ابتدای دولت یازدهم بیش از 17 هیات سرمایه‌گذاری از کشورهای مختلف از جمله روسیه، لهستان، ایتالیا، آلمان، ترکیه، مالزی، چین، سنگاپور، کره جنوبی، فرانسه در استان پذیرفته شده و فرصت‌های سرمایه‌گذاری استان به آنها معرفی شده است.

تاکید استاندار بر حل مشکل سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی

کارشناسان اقتصاد می‌گویند سرمایه‌گذار موجودی بسیار محتاط است که جذب و ترغیب او به سرمایه‌گذاری، تلاش و مشقت بسیاری نیاز دارد. بخصوص سرمایه‌گذار خارجی که دارد پول و اعتبار و سرمایه‌اش را به کشوری غریب می‌آورد، تا وقتی اطمینان حاصل نکند که سرمایه‌اش در این کشور امنیت خواهد داشت و مسئولان این استان زمینه را برای تولید او فراهم خواهند کرد؛ دست به چنین خطری نمی‌زند. با این اوصاف روشن است که سرمایه‌گذاری‌های انجام شده تاکنون در سایه تلاش‌های همه جانبه مدیران مربوطه و هماهنگی‌های بسیار امکانپذیر شده است.

اواخر خردادماه 95 بود که فریدون همتی، استاندار و رئیس مرکز خدمات سرمایه‌گذاری استان با تاکید بر لزوم همکاری تمام دستگاه‌ها با سرمایه‌گذاران در استان، اظهار داشت: دستگاه‌های اجرایی استان وظیفه دارند فضا را برای سرمایه‌گذاران و بویژه سرمایه‌گذاران خارجی با ثبات نشان داده تا سرمایه‌گذار از حضور در استان ابراز رضایت و امنیت نمایند؛ زیرا بی‌ثباتی در این حوزه بسیار خطرناک و بدترین آفت برای اقتصاد استان است و با شفاف‌سازی امور و برنامه‌ریزی منطقی باید کاری کنیم که اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی و داخلی جلب شود.

وی بیان کرد: مدیران نباید با مراجعه دستورالعمل‌ها و بخشنامه‌ها به دنبال ایجاد مانع برای سرمایه‌گذاران باشند؛ بلکه باید همراه دولت بوده و کارها را روان کرده و در رفع موانع بکوشند او تصریح کرد راه‌اندازی واحدهای جدید ضمن ایجاد فرصت‌های شغلی درآمد کشور را بالا برده و توان مالیات‌دهی به دولت افزایش یافته و این امر در راستای اقتصاد مقاومتی است.     

اولین هیات سرمایه گذار خارجی در سال 95 به استان قزوین

در خط سیر خودمان به اوایل سال 95 یعنی حدود 11 ماه پیش می‌رسیم؛ وقتی اولین هیات سرمایه‌گذار خارجی برای مذاکره وارد استان قزوین شد. این هیات متشکل از سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی در حوزه‌های گردشگری، پزشکی، انرژی‌های نو، ساختمان، پسماند و راه و ماشین‌آلات کشاورزی ، به ریاست «آدولفو اورسو» معاون وزیر توسعه اقتصادی ایتالیا روز دوشنبه 23 فروردین ماه در محل مرکز خدمات سرمایه‌گذاری قزوین با فعالان بخش خصوصی و مدیران دولتی استان دیدار و گفت‌وگو کردند.

محمدعلی قاسمی نایب رئیس مرکز خدمات سرمایه‌گذاری استان قزوین در حاشیه این نشست تخصصی گفت: قزوین در دوران پساتحریم با استقبال خوب سرمایه‌گذاران خارجی برای مشارکت در پروژه‌های سرمایه‌گذاری مواجه شد و سرمایه‌گذاران ایتالیایی هم اکنون برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های آب و فاضلاب، هتل، معماری، پسماند، نساجی، تولید ماشین‌آلات و گردشگری اعلام آمادگی کرده‌اند.

‌دلواپسان و خود را به خواب زدنی که ادامه دارد...

می‌گویند کسی که خوابیده را می‌توان بیدار کرد؛ اما آنکه خود را به خواب زده باشد را هرگز نمی‌شود بیدار کرد. در این گزارش کوشیدیم نگاهی اجمالی و گذرا به مهمترین نمونه‌های سرمایه‌گذاری خارجی در استان در فضای پساتحریم و پسابرجام داشته باشیم. مواردی که ذکر و نقل شد تنها مشتی از خروار بودند و اگر بخواهیم تک‌تک سرمایه‌گذاری‌ها را به همین اجمال هم بیان کنیم؛ در فضای این صفحه نمی‌گنجد. بدیهی است مخاطب این گزارش جان‌ها و عقل‌های بیداری هستند که به دنبال واقعیت و حقیقت‌اند و اگر خفته باشند با دیدن این واقعیات و شنیدن این حقایق بیدار می‌شوند؛ وگرنه دلواپسانی که خود را عمدا به خواب زده و در اقداماتی عجیب این همه تلاش فرزندان استان برای ایجاد اشتغال و تولید ثروت در استان را نادیده می‌گیرند، با هزاران صدای بلندتر از این هم بیدار نخواهند شد.

بدیهی است هر املای نوشته شده‌ای غلط داشته باشد و عملکرد مدیران استان قزوین در جذب سرمایه‌گذار و ایجاد اشتغال نیز حتما بی‌غلط نیست. با این حال اگر نقدی می‌شود باید نقد کارشناسانه باشد و به قول رئیس‌جمهور، حسن روحانی، هر بی‌اطلاعی بدون داشتن کوچکترین دانش در زمینه اقتصاد، زحمات مدیران و تصمیم‌سازان استان را تخریب نکند. با این اوصاف باید از نقد متخصصان اقتصادی استقبال کرد و با مشورت و هماهنگی با دانشگاهیان و پژوهشگران، اشکالات و خطاهای احتمالی را اصلاح نمود تا در آینده‌ای نزدیک شاهد ثمر دادن درخت سرمایه‌گذاری‌ها و ایجاد اشتغال برای جوانان مستعد استان باشیم. به امید بیدار شدن خفتگان و البته خود را به خواب‌زدگان استان!

تحلیلی بر تحرکات اخیر مخالفان داخلی و خارجی برجام؛ دعوای زرگری و منافع پشت پرده کاسبان تحریم

حسین آذربایجانی

هفته گذشته هفته پرماجرایی بود؛ اولین هواپیمای مسافربری ایرباس «نو» خریداری شده ایران از فرانسه، به عنوان یکی از دستاوردهای «برجام» در تهران به زمین نشست و طلسم 38 ساله تحریم هواپیمایی منجر به خرید هواپیماهای دست دوم و سوم از کشورهای درجه دوم و سوم و سریال سقوط توپولوف‌های روسی در آسمان ایران را شکست.

تهران هفته پیش اتفاق ناگواری را هم به چشم دید؛ آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی، به عنوان یکی از پایه‌های نظام و مدافعان برجام در راس هرم جمهوری اسلامی به لقاا... پیوست و حسن روحانی و تیم مذاکره‌کننده‌اش یکی از مهم‌ترین حامیانشان را از دست دادند.

در طرف دیگر آن سوی اقیانوس اطلس، دونالد ترامپ در اولین مصاحبه‌اش بعد از انتخابات ریاست جمهوری امریکا به توافق ایران با 6 قدرت جهانی (موسوم به برجام) حمله کرد و گفت: «به نظر من، این توافق یکی از بدترین توافق‌هایی است که تاکنون منعقد شده است. من فکر می‌کنم که این توافق یکی از ابلهانه‌ترین توافقاتی است که تاکنون دیده‌ام که براساس آن، 150 میلیارد دلار به چنین کشوری (ایران) می‌دهید و یک میلیارد و 700 میلیون دلار نیز پول نقد به آن می‌دهید. آیا تا به حال یکصد میلیون دلار را به شکل اسکناس‌های 100 دلاری، یک‌جا دیده‌اید؟ یک میلیارد و 700 میلیون دلار پول نقد، زیاد است. این پول با هواپیما منتقل شد. این پول با چندین هواپیما منتقل شد. وای! یک میلیارد و 700 میلیون دلار! من نمی‌فهمم! فکر می‌کنم این پول در حساب‌های بانک های سوئیس است».

دم خروس منافع مشترک و دعوای زرگری دلواپسان داخلی و خارجی

این سوی دنیا همفکران ترامپ نیز هر روز سخنانی شبیه این را درباره برجام می‌گویند یا می‌نویسند و خواستار پاره کردن آن به دست «ترامپ دیوانه» می‌شوند. هرچند کاسبان تحریم در دعوایی زرگری، «ظاهرا» با همدیگر موافق نیستند و گاهی اوقات همدیگر را هم می‌نوازند؛ اما منافع مشترکی آنها را به هم پیوند می‌دهد که گاهی دم خروس واقعیتش از زیر نقاب این جنگ‌های زرگری بیرون زده و بازیگرانی مثل آن 30 اپوزیسیون خارج‌نشین و دلواپسان داخلی همسو با آنان را رسوا می‌کند.

سه دسته لیگ دلواپسان

مخالفان برجام چند دسته‌اند؛ دلواپسان داخلی؛ مثل طیف دلالان پشت پرده بازار که بدون هیچ فعالیت مولدی در سال‌های دولت نهم و دهم سودهای بی‌حساب به جیب زده‌اند، یا جبهه پایداری، طیف وطن امروز، طیف کیهان و... دلواپسان خارجی؛ مثل کشورهای میکروسکوپی حاشیه جنوبی خلیج فارس، یا رژیم غاصب عبری که مشروعیتش زیر سوال است و در کشتار کودکان بی‌دفاع و شهرک سازی‌های غیرانسانی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین ید طولانی دارد یا نئوکان‌های حاکم بر صنایع تسلیحاتی ایالات متحده که دنبال جنگ‌افروزی برای فروش سلاح‌های خود هستند و... دسته سوم این لیگ، متشکل است از تعدادی دلواپس خارجی که نام «اپوزیسیون» را بر خود نهاده و خارج از کشور در حال زندگی و خوشگذرانی‌اند؛ اما از بیرون گود برای داخل کشور نسخه می‌پیچند و در اقدامی سوال‌برانگیز، به شخصیت بی‌ثبات و هیجانی مثل دونالد ترامپ نامه می‌نویسند و خواهان تحریم ایران می‌شوند. این دسته بلافاصله پس از انتشار نامه کذایی‌شان با پاسخ‌های قاطعی از سوی اصلاح‌طلبان داخل و خارج کشور، حامیان برجام و دیپلماسی دولت تدبیر و امید روبرو شدند.

اعضای جدید تیم دلواپسان

از روز اول امضای برجام با حمایت و هدایت مقام معظم رهبری و درایت و تیزبینی فرزندان ایران در تیم مذاکرات هسته‌ای به ریاست جواد ظریف، گروه‌های مخالفان برجام منافع خود را در خطر دیده و شروع به شانتاژ کردند. به گزارش «رویداد 24» با روی کار آمدن دولت یازدهم و جدی‌تر شدن مذاکرات هسته‌ای، فضای عمومی کشور متاثر از این فرآیند مهم شد و نخبگان موافق و مخالف روند پیشبرد پرونده هسته‌ای در کنار عموم مردم به اظهار نظر و ارائه ایده پرداختند. هم؛ روند مذاکرات و هم توافق حاصله، موافقین و منتقدین فراوانی داشت که هر کدام از آنان با استدلال و ارائه ادله، تلاش می‌کردند در مسیر تامین بهتر منافع ملی اقدام کنند.

کاسبان تحریم و فروش منافع ملی به منافع شخصی

در این میان، عده‌ای از مخالفین هم بودند که دو هدف عمده داشتند. هدف اول آن‌ها ایجاد مانع برای لغو تحریم‌ها بود؛ چرا که به طور چشمگیری از منافع تحریم بهره برده و کاسبی کرده بودند و لغو تحریم‌ها باعث می‌شد منافع آنان به خطر بیفتد.

هدف دوم آن‌ها تخریب دستاورد دولت حسن روحانی بود تا بدینوسیله مانع از پیشبرد اهداف دولت شده و از رای آوری مجدد روحانی، جلوگیری نمایند؛ حتی اگر به ضرر منافع ملی باشد.

این گروه از مخالفین، مرز خاصی نداشتند یعنی بازه هواداری این تیم، بسیار گسترده بود و از ایران تا آمریکا را در بر می‌گرفت. هر کدام از اعضای این تیم هم علاوه بر اهداف فوق‌الذکر، منافعی را در سر می‌پروراندند که با لغو برجام، حاصل می‌شد.

با اجرایی شدن برجام و لغو تحریم‌ها و انتشار گزارش آژانس انرژی اتمی در مورد تایید صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران، تیم جهانی معاند برجام تمام تلاش خود را کرده و می‌کند تا برجام به فرجام نرسد و دچار مرگ زودرس شود.

دیوانه‌ای به نام ترامپ

با پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، گویی این تیم، بازیگر مطرحی را خریده و انرژی مضاعفی گرفته و رمق تازه‌ای یافته است؛ چراکه بر تکاپویش، افزوده شده و تلاش‌ها برای لغو برجام دو چندان شده است. حالا یکی از اصلی‎ترین اعضای تیم معاندان برجام، دونالد ترامپ رئیس جمهور منتخب آمریکاست. وی در دوران مبارزات انتخاباتی، از توافق هسته‌ای با ایران به عنوان بد‌ترین توافق تاریخ یاد کرد و وعده داد اگر رئیس جمهور شود این توافق را ملغی کرده و آن را پاره خواهد کرد. اما پس از مدتی، مواضعش را تصحیح کرد و گفت باید دوباره مذاکره کرد و آن را به نفع آمریکا تغییر داد.

ترامپ پس از اینکه متوجه شد برجام، یک توافق دوجانبه نیست که بتوان به سادگی آن را تغییر داد؛ بلکه توافقی بین‌المللی است که توسط شورای امنیت، تایید شده است در اظهار نظری جالب گفت: «چنان مراقبت پلیسی خواهم کرد که آن‌ها (یعنی ایران) هیچ شانسی (برای نقض توافق) نداشته باشند!»

جمع اضداد یا دعوای زرگری دلواپسان داخل و خارج؟

به گزارش «رویداد ۲۴» یکی دیگر از اعضای تیم معاندان برجام، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی است که هم در مسیر مذاکرات، سنگ اندازی می‌کرد و هم مانع از توافق می‌شد و هم در مسیر عدم اجرای برجام، تلاش فراوانی کرد و اکنون نیز در جهت لغو برجام، می‌کوشد. نتانیاهو که گفته بود «با برجام مخالف هستم؛ چرا که از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای جلوگیری نمی‌کند؛ بلکه این توافق راه را برای دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای هموار می‌کند» در اظهار نظر اخیر خود گفته است «پس از ورود رئیس جمهور منتخب آمریکا به کاخ سفید، با وی درباره توافق «بد» هسته‌ای با ایران صحبت خواهد کرد.»

نتانیاهو که سال‌ها با بزرگ جلوه دادن خطر ایران برای جهانیان، فضای امنی برای اسرائیل ایجاد کرده بود اینک با توجه مجدد جامعه جهانی و افکار عمومی به جنایات دولتش مواجه است و نتیجه کمرنگ شدن خطر ایران، تصویب قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل است که شهرک‎سازی صهیونیست‌ها را غیرقانونی دانسته و محکوم می‌کند.

از دیگر اعضای تیم معاند برجام، می‌توان به برخی کشورهای عرب منطقه به سردمداری عربستان‎سعودی اشاره کرد که تمام توان خود را برای نافرجامی مذاکرات و عدم حصول توافق هسته‌ای به کار بستند ولی شکست خوردند با برجام مخالفند چراکه برجام، منجر به حضور قدرتمندانه ایران در منطقه شده است و کشوری که زنجیر حصر بر دست و پایش بسته شده بود اینک قدرت خود را بازیافته و نقش بسزایی در تحولات منطقه ایفا می‌کند.

عربستان و برخی کشورهای کوچک عرب منطقه، درصدد رایزنی با ترامپ هستند تا در مسیر لغو برجام اقدام نماید. جمهوری خواهان آمریکایی هم تمام تلاش خود را کردند که برجام به تصویب نرسد و یا اینکه نقض شود ولی تاکنون نتوانسته‌اند به هدف خود برسند و از ترامپ خواسته‌اند در دوران ریاست جمهوری خود، از قدرت خود در قالب دستور و تصمیم رئیس جمهور، استفاده کرده و در جهت برچیدن بساط برجام اقدام و عمل کند.

حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان به عنوان سردسته جریان معاند برجام در داخل ایران، شبانه روز می‌کوشد در مسیر اجرای برجام سنگ‌اندازی کند و یا موجب لغو آن شود. وی حتی دست به دامن ترامپ شده است و همصدا با نتانیاهو، از ترامپ خواسته است تا برجام را لغو کند. حسین شریعتمداری گفته: «برجام برای آمریکا یک «سند طلایی» است؛ اما برای ایران غیر از خسارت، تحقیر و فریب هیچ دستاورد دیگری نداشته است. عاقلانه‌ترین برنامه «ترامپ دیوانه» پاره کردن برجام است.»

با این استراتژی، اگر بنیامین نتانیاهو برای دونالد ترامپ، متن سخنرانی بنویسد و‌‌ همان متن را به حسین شریعتمداری بدهد تا در کیهان منتشر شود تفاوتی در واژگان و جملات آن به وجود نخواهد آمد و فقط به جای نام کشور، ترامپ باید نام آمریکا را جایگزین کند و شریعتمداری باید نام ایران را.

البته در میان دلواپسان داخلی که مشغول هوچی‌گری در موضوع برجام هستند و از ترامپ، عاجزانه خواسته‌اند که در مسیر لغو برجام بکوشد افراد دیگری هم هستند که می‌توان اظهارنظرات «نغز» آنان را در رسانه‌ها مشاهده کرد؛ اظهار نظراتی که حاوی دروغ و تهمت به تیم مذاکره کننده است و در بردارنده خلافگویی در مورد برجام و تحریم‌ها؛ تا جایی که دست و پا زدن آن‌ها به انتشار گزینشی جلسات محرمانه هم رسیده است.

منافقین تروریست و اپوزیسیون جنگ‌طلب

به نوشته «رویداد 24» در روزهای اخیر، اعضای جدیدی هم به تیم معاندان برجام و یا‌‌ همان «یاران حسین شریعتمداری» افزوده شده است که از ترامپ خواسته‌اند برجام را لغو کند؛ چرا که منافع فراوانی نصیب ایران شده است. یکی از اعضای جدید تیم، گروهک تروریستی منافقین هستند که قصد دارند با ارسال نامه‌ای به رئیس جمهور منتخب آمریکا از وی درخواست کنند در توافق هسته‌ای تجدید نظر کند. منافقین از برجام گله‌مند شده‌اند و از ترامپ خواسته‌اند که به وعده‌های انتخاباتی خود وفا کند و برجام را لغو کند.

همچنین اعضای جدید تیم معاندان برجام، 30 نفر از مخالفان دولت و افرادی مدعی و «اپوزیسیون» خودخوانده هستند که به دونالد ترامپ رئیس جمهور جدید آمریکا جهت افزایش و تشدید تحریم‌ها علیه ایران و لغو برجام نامه نوشته‌اند. در بخشی از نامه آنان قید شده است: «در خلال رقابت‌های انتخاباتی، ما و میلیون‌ها ایرانی، دیدگاه‌های صریح شما در اعتراض به توافق اتمی رییس جمهور اوباما با حاکمان جمهوری اسلامی ایران را دنبال می‌کردیم و امیدواریم با انتخاب شما، رییس‌جمهور منتخب و کنگره ایالات متحده برای نخستین بار فرصت بیابند که پیامدهای بین‌المللی و منطقه‌ای آن توافق فاجعه‌بار را، همان‌طور که به رای‌دهندگان وعده داده‌اند بدون ملاحظه و پرده‌پوشی بررسی کنند.»

تمامی اعضای تیم معاند برجام، یک هدف را دنبال می‌کنند و یک درخواست دارند و آن هم لغو برجام است. جالب است که همگی آنان هم از قبل تحریم‌ها به نان و نوایی رسیده و می دانند اگر تحریم‌ها برگردد یا تشدید شود؛ حاشیه امنی برای خودشان دارند. از همین روی است که با وجود اختلافات و حتی دعوای زرگری در ظاهر، در باطن؛ محوری از منافع مشترک اینان را به هم متصل می کند که همگی دنبال یک چیز یعنی «لغو برجام و بازگشت تنش و تحریم‌های ظالمانه»‌اند؛ اینکه چطور حسین شریعتمداری، بنیامین نتانیاهو و احمد باطبی در یک جبهه و زیر یک بیرق قرار گرفته‌اند و خواسته مشترکی از رییس جمهور دیوانه امریکا دارند؛ جای بسی تامل است.

اندر احوال قهروناز و بیانیه؛ ضعف استدلال دلواپسان و تلاش برای «دوقطبی سازی» فضای سیاسی استان

متخصصان علوم انسانی بر یک مساله متفق القول‌اند؛ گفتگو، راز درمان بسیاری از مشکلات و معضلات جامعه بشری است و جامعه‌ای که گفتگو در آن شکل نگیرد؛ با تنش‌های فراوانی روبرو خواهد شد. در اثبات این ادعا از آیات کلام خدا و احادیث و روایات مذهبی تا پژوهش‌های دانشگاهی در رشته‌های مختلف علوم می‌توان شاهد و مثال آورد که همگی بر ضرورت گفتگو میان آحاد یک جامعه و بخصوص تصمیم‌سازان، تصمیم‌گیران و تاثیرگذاران بر تصمیم‌ها در جامعه تاکید کرده‌اند. گفتگو باعث همگرایی می‌شود و مشکلات و دلخوری‌ها را رفع می‌کند.

در کشور و استان ما نیز هر وقت دولتی عاقل و دوراندیش سر کار آمده، تلاش کرده تا لوازم و زمینه‌های گفتگو را فراهم کند و تجربه نشان داده همین گفتگوها و نقد کردن و نقد شنیدن‌ها نقش مهمی در بهبود وضع معیشتی و توسعه زیرساخت‌های استان و کشور داشته است. در اثبات این ادعا نگاهی به شاخص‌های مختلف کارنامه دولت‌های پیشین گویای واقعیت خواهد بود. از اینها می‌گذریم چون تمرکز این مبحث روی چیز دیگری است.

اخیرا استاندار قزوین برای چابک‌سازی و دمیدن روح جوانی و نشاط در فضای سیاسی استان قزوین، فردی جوان را برای معاونت سیاسی و امنیتی استانداری برگزید و سید سعید شاهرخی از لرستان به قزوین آمد. مردم استان قزوین به مهمان‌نوازی معروفند و در احادیث و روایات و عرف هم داریم که مهمان حبیب خداست؛ اما برخی از افراد و گروه‌های سیاسی، ورود این مهمان به قزوین را برنتافته و هنوز از راه نرسیده، در بوق حمله دمیدند و مهمان تازه وارد ساختمان میدان سرداران را به شدت نواختند و چنان بر طبل دوقطبی «بومی ـ غیربومی» کوبیدند که انگار نه انگار قزوین جزیی از ایران است و لرستان هم جزیی دیگر از ایران و طبق قانون و عرف، همه جای ایران ملک مشاع تمام ایرانیان است.

نگارنده در همان روزها در تحلیلی، این حملات را در راستای «زهرچشم گرفتن» و البته با انگیزه «پیشگیری از قطع منافع» ارزیابی کرد و نوشت: اینکه به یک نفر پیش از نوشتن املا، نمره صفر بدهیم؛ کار جوانمردانه‌ای نیست. کار شایسته آن است که اجازه دهیم شاهرخی در استان جا بیفتد و برنامه‌هایش را اجرا کند؛ اگر دیدیم اشتباه می‌کند؛ شاید خود ما هم جزو منتقدان او شدیم.

شاهرخی در بدو ورود به استان تحرک و چالاکی جالب توجهی از خود نشان داده و جلسات مختلفی با اهالی رسانه، فعالان فرهنگی و اجتماعی، احزاب سیاسی، تشکل‌های دانشجویی، زنان و... برگزار کرده و می‌توان این نشست‌ها را در راستای ارزیابی وضعیت استان و شناخت مستقیم و رودررو ارزیابی کرد. یکی از برنامه‌های شاهرخی به عنوان معاون سیاسی و امنیتی استانداری قزوین برگزاری منظم نشست با احزاب استان بود که هر چند با استقبال احزاب و گروه‌های اصیل و ریشه دار اصولگرا و اصلاح‌طلب و اعتدالگرای استان روبرو شد؛ اما شایعاتی در فضای مجازی منتشر شد که بوی دوقطبی‌سازی در استان را می‌داد.

یک باره بیانیه‌ای در فضای مجازی منتشر شد که اسمی نداشت؛ اما امضای «مجموعه گروه‌های انقلابی و اصولگرا» بر پای آن بود و روشن نشد این گروه‌ها چه کسانی هستند که از ذکر نام خود پای بیانیه ترس دارند. به گزارش فارس مجموعه‌ای موسوم به «گروه‌های انقلابی و اصولگرا» طی نامه‌ای به استاندار قزوین، جلسه گفت‌وگوی احزاب و تشکل‌های سیاسی را در پاسخ به آنچه رفتار دور از انتظار در سفر رئیس جمهور از سوی همتی عنوان کرده‌اند؛ تحریم کردند.

در این بیانیه آمده «در جلساتی که به‌طور معمول رئیس‌جمهور با اقشار مختلف برگزار می‌کند؛ جایگاه دعوت از همه سلایق سیاسی (موافقین و منتقدین) امری بدیهی و عقلانی است و...» و در ادامه به «جلسه رئیس‌جمهور با حامیان دولت» اشاره شده و نویسنده گفته است ما انتظار داشتیم منتقدان و مخالفان دولت هم در آن نشست حضور داشته باشند و به علت اینکه «مخالفان دولت» در نشست «حامیان دولت» دعوت نشده‌اند؛ جلسات استانداری با احزاب سیاسی را تحریم می‌کنیم!

اولین مغلطه بزرگ این بیانیه آنجاست که «جلسات اقشار» را با «جلسه حامیان» خلط می‌کند. همه شاهد بودیم در سفر ریاست جمهوری به قزوین، در نشست‌های اقشار مردم با دولتمردان، فیلتر خاصی نبود و همه آحاد مردم حتی مخالفان می‌توانستند حضور یابند و باز یادمان نرفته است تجمع و دست نوشته‌های برخی از دلواپسان مخالف دولت در حاشیه چهارراه ولیعصر قزوین دستاویز رسانه‌های منافقین کوردل قرار گرفت.

مغلطه دوم بیانیه انتظار دعوت شدن در همه جاست؛ ارتباط دادن این موضوعات به یکدیگر به همین اندازه عجیب و قابل تامل است؛ طبعا هر نشستی اسم و عنوان و برنامه‌ای دارد و انتظار دعوت افرادی خارج از برنامه، انتظاری بی‌جا و بی‌مورد است. برای مثال اگر رئیس‌جمهور یا استاندار قزوین جلسه‌ای با «صادرکنندگان» قزوین برگزار کند؛ حضور قشر فرهیخته و محترم معلمان، یا دانشجویان قزوین در چنین جلسه‌ای چه ضرورتی دارد؟ مگر قرار است همه افراد همه جا دعوت شوند؟ همانقدر که جلسه با «صادرکنندگان» دخلی به معلمان و دانشجویان و... ندارد؛ جلسه با «حامیان دولت» هم دخلی به «مخالفان دولت» ندارد.

روشن نیست چرا شخصی که بیانیه را نوشته (و احتمالا منظورش از آن «گروه‌های انقلابی و اصولگرا» نیز فقط یک نفر یعنی خودش است) انتظار دارد در هر جلسه و نشستی دعوت شود؟ از این گذشته، نگاهی به جلسات و نشست‌های مشابه در دولت موسوم به «اصولگرا و انقلابی» پیشین نشان می‌دهد در چنان جلساتی چند نفر از «مخالفان و منتقدان» معجزه هزاره دعوت می‌شدند که حالا انتظار داشته باشند در جلسه «حامیان دولت روحانی» دعوت شوند؟

در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌توان استدلال ضعیف این بیانیه کم‌فروغ را نوعی فرار به جلو در امتداد دوقطبی سازی «بومی ـ غیربومی» یک ماه پیش دلواپسان ارزیابی کرد. امید است با تداوم حضور فعال احزاب و گروه‌های ریشه‌دار اصولگرا، اصلاح‌طلب و اعتدالگرا در نشست‌های آتی استانداری، و همچنین پایان بهانه‌جویی‌ها و قهر و ناز بعضی‌ها با استدلال‌های مغلطه‌آمیز، معاونت سیاسی امنیتی استاندار بتواند از ظرفیت‌های مشورتی تمام احزاب برای ایجاد و افزایش نشاط سیاسی و اجتماعی و همچنین توسعه همه جانبه استان استفاده لازم را ببرد.

همتی و تبری که باید تیز شود؛ تحلیل رسانه‌ای ـ گفتمانی سخن و عمل استاندار قزوین

حسین آذربایجانی

فریدون همتی در 27‌ آبان ماه سال گذشته با معرفی و پیشنهاد وزیر کشور و تایید هیات وزیران حکم خود را به عنوان استاندار جدید قزوین از حجت‌الاسلام و‌المسلمین دکتر حسن روحانی ریاست جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد. استاندار قزوین در همان ابتدای کار و در مراسم معارفه‌ای که با حضور قریب به یک هزار نفر از گروه‌ها و اقشار مختلف مردم از جریان‌های مختلف سیاسی بویژه حامیان دولت تدبیر و امید و در قالب شورای اداری استان برگزار شد؛ بر دفاع تمام قد از سیاست‌ها و برنامه‌های دولت و حرکت در چارچوب شعارهای ریاست جمهوری و رای مردم تاکید کرد.

نماینده عالی دولت در استان قزوین در آن جلسه بر استفاده از توان و ظرفیت‌های بخش خصوصی و تلاش برای جذب سرمایه‌گذاری به عنوان یکی از اولویت‌ها تاکید کرد. او از فراهم کردن مقدمات سفر رئیس‌جمهور و هیات وزیران به استان، برگزاری انتخابات باشکوه‌، سالم و قانونی و استفاده ازهمه ظرفیت‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی استان به عنوان اولویت‌ها و برنامه‌های کاری خود نام برد.

نگاهی به کارنامه یکساله فریدون همتی نشان می‌دهد، استاندار غیربومی قزوین در عملی کردن بخش مهمی از وعده‌های خود موفق بوده و بخش دیگر نیز در حال پیگیری و اجراست. همتی در این یک سال بر دو حوزه تاکید ویژه داشته است؛ اول اشتغالزایی از طریق احیای واحدهای تولیدی با سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی و دوم رفع موانع توسعه همه جانبه استان با ایجاد و تحکیم همگرایی و همدلی بین مسئولان استان.

همتی وعده تلاش برای جذب سرمایه‌گذار داخلی و خارجی برای احیای تولید و اشتغال در استان را داده بود و امروز که بیش از یک سال از آن وعده می‌گذرد، استان قزوین شاهد ترافیک هیات‌های سرمایه‌گذاری خارجی بوده که در تاریخ دو دهه‌ای این استان کم‌سابقه است. چندی پیش معاون امور اقتصادی استاندار قزوین با تاکید بر اینکه حضور هیات‌های داخلی و خارجی در استان قزوین حکایت از شروعی مبارک دارد؛ گفت: در یک سال گذشته حدود 70 هیات‌ سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی به این استان سفر کردند و یکی از بهترین راهکارها برای افزایش اشتغال و کاهش نرخ بیکاری در استان قزوین حمایت جدی از سرمایه‌گذاری و سرمایه‌گذار است تا سرمایه‌گذاران رغبت بیشتری برای حضور در این استان داشته باشند.

نمونه‌هایی از سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در استان قزوین را می‌توان از زبان سید‌محمدعلی قاسمی، مدیرکل اقتصاد و امور دارایی استان شنید که چندی پیش در جمع خبرنگاران استان خاطرنشان کرد: آنچه پس از تحریم‌ها اهمیت دارد؛ جذب سرمایه‌گذار خارجی است که استان قزوین با توجه به ظرفیت‌های موجود جزو 3 قدرت برتر کشور در زمینه سرمایه‌گذاری خارجی محسوب می‌شود و کشورهای خارجی که تاکنون ما را در تحریم گذاشته بودند؛ هم اکنون رقابت بر سر همکاری با ما دارند.

قاسمی تصریح کرد: ما در زمینه سرمایه‌گذاری به جایگاهی رسیده‌ایم که از آن برنمی‌گردیم و پابرجا می‌مانیم نمونه آن می‌توان به قرارداد با شرکت سوئیسی ـ ایتالیایی با سرمایه‌گزاری 65 هزار یورو به منظور امحای زباله استان قزوین می‌توان اشاره کرد که طی این قرار داد کلیه زباله‌های استان بدون تفکیک جمع‌آوری و امحا می‌شود.

وی افزود: این روش همگام با محیط زیست است و آلودگی ندارد. حتی می‌توان در بافت مسکونی از آن استفاده کرد؛ چراکه آلایندگی و پسماند ندارد و در بخش آجرسازی استفاده می‌شود. همچنین این سرمایه‌گزاری اشتغالزایی و جلوگیری از آلوده شدن سفره‌های زیرزمینی را در بر دارد.

مدیرکل امور اقتصادی و دارایی استان قزوین گفت: اولویت استان قزوین در بخش سرمایه‌گذاری به ترتیب آب، کشاورزی، صنعتی، گردشگری و را ه و شهرسازی است که در زمینه آب آشامیدنی پروژه سد نهب و طالقان با همکاری شرکت سوئیسی در پیش است که 700 میلیارد تومان جهت سرمایه‌گزاری تعیین شده است همچنین در بخش گردشگری تاسیس هتل 5 ستاره در باراجین از دیگر سرمایه‌گذاری‌هاست.

قاسمی یادآور شد: با توجه به میزان بالای قاچاق سیگار و مشکلاتی که این پدیده داشت استان قزوین با کشور ترکیه قرارداد تولید سیگار با سرمایه‌گزاری 35 میلیون دلار امضا کرده است که این امر از هدر رفت ارز جلوگیری می‌کند.

استفاده استاندار قزوین از فرصت‌های سرمایه‌گذاری و تعامل با کشورهای دیگر در دوره پسابرجام محدود به این سطح نخواهد ماند به شرطی که همتی به حال یک حوزه بسیار مهم و حیاتی در ساختار مدیریتی اش فکری بکند. یکی از مهمترین مسائلی که در تحلیل رسانه‌ای (Media Analysis) و گفتمانی گفتار و کردار همتی دیده می‌شود، تحکم و دستورهای قاطع او به زیردستانش برای تسهیل و جذب سرمایه‌گذار در حوزه‌های مختلف است. این مساله اما در نبود یک «مسئول پیگیری دستورهای استاندار» ابتر می‌ماند؛ زیرا استاندار به دلیل تعدد جلسات و برنامه‌هایی که دارد طبیعتا نمی‌تواند تمام دستورهایش را به یاد داشته و تا زمان اجرا و رسیدن به مقصد مورد نظر پیگیری کند. همین مساله باعث می‌شود برخی از مدیران بی‌انگیزه که شناسایی آنها چندان هم دشوار نیست؛ وظایف و مسئولیت‌های محوله را پشت گوش بیندازند و دست آخر گناه تمام این اهمال و سستی‌ها در امور محوله، به گردن شخص استاندار بیفتد و هم انگشت اتهام و هم انجام امور به سوی شخص همتی روانه شود. همین مساله باعث می‌شود بخش مهمی از دستورها و تصمیم‌های همتی بر زمین بماند و با تنبلی و بی‌انگیزگی مدیران زیردست او به اجرا نرسد و نهایتا خود استاندار مجبور شود شخصا به این امر نیز رسیدگی کند.

اگر روزهای سه‌شنبه که روز ملاقات عمومی است، گذرتان به ساختمان استانداری بیفتد شاهد ازدحام جمعیت پشت درب اتاق استاندار خواهید بود. این ازدحام در عین خلوت بودن طبقات پایین‌تر و درب اتاق‌های معاونان و مدیرکل‌ها و حتی حضور نداشتن برخی از مدیرکل‌ها در اتاق خودشان، یک شاهد و سند آشکار برای این ادعاست. همدلی و تعهد سازمانی در استانداری قزوین از کمال مطلوب فاصله دارد و این‌طور به نظر می‌آید که با شانه خالی کردن مدیران از زیر بار مسئولیت ها و اهمال در انجام وظایف سازمانی، تمام بار و مسئولیت کارها بر گردن شخص استاندار افتاده است.

در امثال و حکم فارسی آمده است هیزم شکنی در یک نجاری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند. روز اول 18 درخت برید. استادش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد‌. روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد‌، ولی 15 درخت برید‌. روز سوم بیشتر کار کرد‌، اما فقط 10 درخت برید‌. به نظرش آمد که ضعیف شده است‌. نزدیکش رفت و عذر خواست و گفت: «نمی‌دانم چرا هر چه بیشتر تلاش می‌کنم‌، درخت کمتری می‌برم»

استادش پرسید‌: «آخرین بار کی تبرت را تیز کردی ؟» او گفت‌: «برای این کار وقت نداشتم‌. تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم.»

بر همین قیاس می‌توان به استاندار خستگی‌ناپذیر قزوین بابت این همه تلاشی که برای جذب سرمایه‌گذار و ایجاد اشتغال در استان ما انجام داده خسته نباشید گفت و ضمن تقدیر از اقدامات و اجرای برنامه‌هایش، به او گفت: جناب استاندار! برای چابک‌سازی مجموعه و تسهیل کارها برای خود و سرمایه‌گذاران، لطفا تبر خودتان را تیز کنید!

 
  • تعداد صفحات :34
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

حسین آذربایجانی
عضو انجمن زبانشناسی شناختی آلمان (Deutsche Gesellschaft für Kognitive Linguistik)
صاحب امتیاز و مدیرمسئول هفته نامه آوای چیستا
عضو هیات رییسه انجمن کان ذن ریو کاراته استان قزوین
عضو هیات مدیره کانون آوای چیستا (حوزه فعالیت: تحکیم بنیان خانواده)
پژوهشگر نورومارکتینگ، عصب شناسی زبان، رسانه و ارتباطات
دانشجوی دکترای تخصصی زبانشناسی شناختی پژوهشکده علوم شناختی IRICSS
(موضوع پایان نامه: نورومارکتینگ، سیستم لیمبیک مغز و تاثیر تبلیغات و پروپاگاندا
استاد راهنما: پروفسور حسن عشایری
استاد مشاور: پروفسور رضا نیلی پور)
کارشناسی ارشد زبانشناسی علامه طباطبایی تهران 88 تا 90
(موضوع پایان نامه: استعاره در مطبوعات فارسی زبان
استاد راهنما: دکتر کورش صفوی
استاد مشاور: دکتر یونس شکرخواه)
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 83 تا 87
عضو انجمن علوم اعصاب ایران
عضو انجمن زبانشناسی ایران
مدرس روانشناسی شناختی، زبان انگلیسی، مکاتبات اداری، بازاریابی و تبلیغات، زبانشناسی و فنون ترجمه 89 تا کنون در دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور و آموزشگاههای مختلف عمدتا تهران و قزوین
مترجم آزاد در حوزه متون ادبی و علوم انسانی 84 تا کنون
خبرنگار و نویسنده ستون «زیر سقف قزوین» هفته نامه تابان از 87 تا کنون
دبیرکل انجمن مترجمان جوان ققنوس 84 تا کنون
دبیرکل انجمن علمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 85 تا 87
دبیر گروه سیاسی هفته نامه حدیث قزوین 85 تا 87
خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایسنا قزوین 85 تا 86
عضو تحریریه ویژه نامه «حدیث نو» قزوین 85 تا 86
همکاری نامنظم به عنوان مترجم افتخاری ستون «گشتی در دنیای خبر» روزنامه ولایت قزوین از 79 تا 81
تماس:
Mail: zsqazvin(at)gmail(dot)com
Tel: 9354821851
مدیر وبلاگ : .

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان