تبلیغات
.:: هستن؛ مخمل آبی ::. - نگاهی به انگیزه اصلی امام حسین (ع) از حرکت عاشورا / امر به معروف و نهی از منکر؛ از تاریخ اسلام تا تاریخ معاصر
.:: هستن؛ مخمل آبی ::.
برای آسانتر خواندن متن، دکمه های Ctrl و + را همزمان فشار دهید

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نگاهی به انگیزه اصلی امام حسین (ع) از حرکت عاشورا / امر به معروف و نهی از منکر؛ از تاریخ اسلام تا تاریخ معاصر

حسین آذربایجانی ـ روزهایی که گذشت بسیاری از ماها به خیل عظیم عاشقان حسینی پیوستیم و در دسته‌ها و تکایا به ذکر مصایب شهدا و اسرای کربلا گوش دادیم؛ اما آنچه در پشت برخی ظواهر پنهان می‌ماند؛ اصل و انگیزه حرکت امام حسین است که عمدا یا سهوا گفته و شنیده نمی‌شود.

در کتاب «حماسه حسینی» شهید آیت‌ا... مطهری درباره فلسفه و هدف قیام امام حسین(ع) می‌خوانیم؛ امام(ع) علت و انگیزه قیام خویش را، مبارزه با منکرات فراوان در جامعه اسلامی و تبلیغ و ترویج معروف در بین مسلمانان، اعلام میکنند. بنابراین، فلسفه اصلی و نهایی نهضت حضرت را میتوان در یک هدف جامع و کلی یعنی «احیای فرهنگ اسلام اصیل و ناب محمدی و زدودن زنگارهای تحریف و بدعت از دین جدّشان» خلاصه کرد. البته حضرت راهکار و ابزار لازم جهت جامه عمل پوشاندن به این هدف را، در عنصر «امر به معروف و نهی از منکر» میدانند. از اینرو در وصیّت‌نامه خود به محمّد بن‌حنفیه مینویسند: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر» و یا (چنان که گذشت) در زیارتنامههای مربوط به حضرت آمده است: «... وَ اَمَرْتَ بالمعروف وَ نَهَیْتَ عَن المنکر»

توضیح مطلب آنکه: اگر حضرت علت حرکت خویش را مبارزه با اموری، همچون رواج بدعتها، مخالفت با کتاب خدا و حلال و حرام الهی، نابودی سنت پیامبر ـ ص ـ، شیطان محوری و ترک خدامحوری، فساد، ظلم، بیعدالتی و ناامنی در جامعه اسلامی، تعطیلی حدود الهی، در انحصار گرفتن و تاراج بیت‌المال مسلمانان و ... میدانست؛ تمام این امور حاکی از فراوانی و شیوع امری به نام «مُنْکَر» در جامعه اسلامی بود، که حضرت خود را موظّف به نهی از آن میدانستند. و نیز اگر اباعبدا...(ع) جامعه اسلامی را به اموری از قبیل: عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص)، احیای مظاهر و نشانههای حق، ایجاد امنیت، اصلاح و بهبودی وضع امور امّت و مسایلی از این قبیل، فرامیخواند؛ این مساله نشانگر آن است که امری به نام «معروف» در جامعه از بین رفته یا دست کم در حال نابودی بود. از اینرو اگر حضرت از بیعت با یزید امتناع کرده و با این عمل، از یکسو، آمادگی خود را برای شهادت و مقاومت در برابر حکومت یزید اعلام کرد، و از سوی دیگر، تلاش خود را جهت برانداختن حکومت یزید و تأسیس حکومت اسلامی، به کار گرفت، درواقع سرباززدن از بیعت، به معنای نهی از منکر، ترویج معروف و اتمام حجت با مسلمانان در باره حرمت سکوت در برابر بدعتها و جنایات بنیاُمَیّه بود و بیعت و یا حتّی سکوت در مقابل چنین حکومتی، افزون بر آن که ترویج منکر و مبارزه با معروف بود؛ عذر و بهانهای نیز برای افراد عادّی در همکاری با حاکمان اُموی میشد.

امر به معروف و نهی از منکر و مصلحان اجتماعی معاصر

یونسکو سال 2008 میلادی را سال تجلیل از مبارزات سید جمال‌الدین اسدآبادی نامید و از زحمات این شخصیت تاثیرگذار تاریخ معاصر ایران تجلیل کرد. سیدجمال به گواه بسیاری از مورخان و ایران‌شناسان یکی از نخستین مصلحان اجتماعی فلات ایران در تاریخ معاصر بود که با سفرهای فراوان و مشاهده وضعیت زندگی و فرهنگ و رفتارهای مردم در سرزمین های شرقی و غربی تلاش کرد راه پیشرفت و ترقی را برای مردم مسلمان خاورمیانه هموار کند. در انتهای مسیر اما سیدجمال به یک نکته مهم رسید؛ بازگشت به خویشتن و استفاده از ظرفیت‌های موجود در فرهنگ و آیین و مذهب همین سرزمین برای نجات مردم از دام جهل و فقر مالی و فرهنگی و... یکی از بنیادی‌ترین نکاتی که سیدجمال‌الدین اسدآبادی در آثارش بر آن انگشت می‌گذاشت؛ بحث امر به معروف و نهی از منکر بود.

تولد در همدان و تحصیل در قزوین

سید جمال در سال 1217 هجری شمسی، در اسدآباد همدان در خانواده‌ای روحانی متولد شد. وی از پنج سالگی فراگیری دانش را نزد پدر آغاز، و با قرآن و کتاب‌های فارسی و قواعد عربی آشنا گردید و به خاطر استعداد و نبوغی که داشت، به زودی با تفسیر قرآن آشنا شد، در ابتدا جهت تحصیل به شهرستان قزوین و سپس به تهران عزیمت کرد و در سال 1228 هجری ـ شمسی، عازم نجف و از محضر دو مرجع تقلید بزرگ زمان شیخ مرتضی انصاری در فقه و اصول و ملاحسین قلی همدانی در اخلاق و عرفان بهره‌های علمی و معنوی فراوان برد.

نبرد با استعمار پیر انگلیس

در سال 1232 شمسی، بنا به دستور شیخ انصاری، عازم هندوستان شد و در آن جا ضمن آشنایی با علوم جدید، کوشش کرد تا مردم و به ویژه مسلمانان را علیه استعمار انگلیس بسیج کند و به مبارزه وا دارد، اما به دلیل سلطه همه جانبه انگلیسی‌ها پس از یک سال و نیم اقامت در آن دیار، مجبور به ترک آن جا شد و به ممالک عثمانی رفت و چون با حسادت علمای درباری آن جا مواجه شد؛ ناگزیر به مصر عزیمت کرد. سید جمال در مصر توانست یک نهضت فکری ضد استعمار و ضد‌انگلیسی را پایه‌گذاری کند و تشکیلاتی به نام انجمن مخفی به وجود آورد، اما بر اثر فشار انگلستان مجبور به ترک مصر شد. این حرکت فکری توسط شاگردانش از جمله شیخ محمد عبده، دنبال شد و در سال‌های بعد زمینه ساز قیام مردم مصر علیه استعمار انگلستان گردید.

سید جمال پس از ترک مصر، مدتی در هندوستان ماند و آنگاه روانه اروپا شد. در پاریس با همکاری محمد عبده دست به انتشار روزنامه  عروه الوثقی زد و در مقام پاسخگویی به ارنست رنان، که مقالاتی علیه اسلام در یکی از روزنامه‌های پاریس می‌نوشت؛ برآمد.

تلاش برای اصلاح و اخراج از ایران

مدتی بعد سید جمال، به دعوت ناصرالدین شاه به ایران آمد و گمان می‌کرد که می‌تواند با نزدیکی به شاه، اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه خود را به اجرا بگذارد، اما چون ماهیت و طبع شاهانه با هیچ اصلاحی موافق نبود و سید نیز آشکارا شاه را عامل بدبختی‌های مردم ایران معرفی می‌کرد؛ از ایران اخراج شد. سید جمال وقتی برای دومین بار به ایران آمد، به آستانه حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) تبعید شد و در آن جا علی‌رغم کنترل ماموران مبادرت به تشکیل جلسات مختلف کرد و مردم را به قیام علیه بیدادگری شاه تشویق کرد و شاه نیز که وجود او را در ایران به زیان خود می‌دید؛ دستور داد مجددا او را در حالی که به شدت بیمار بود؛ از ایران اخراج کنند.

سید جمال پس از اخراج از ایران وارد بصره شد و در آن جا با همکاری یکی از مجتهدین و رهبران قیام مردمی، سید علی اکبر شیرازی نامه‌ای به آیت‌ا... العظمی سید حسن شیرازی می‌نویسند و در این نامه ظلم‌های فراوان شاه به مردم ایران را متذکر می‌شوند. برخی معتقدند که این نامه در صدور فتوای مشهور تحریم تنباکو از جانب آیت‌ا... شیرازی و قیام حاصله از آن، تاثیر به سزایی داشته است.

از اسلام تا مسلمانی

سید جمال می‌گوید: رفتم به غرب اسلام را دیدم؛ ولی مسلمان ندیدم، برگشتم به شرق مسلمان دیدم؛ اما اسلام ندیدم.

به نوشته نشریه «حریم امام» سید این جملات را در سیاه‌ترین زمان از حیث ضعف و عقب ماندگی جهان اسلام و شروع حرکت وحشیانه استعمار به سمت بلاد مسلمین گفت. سید جمال این جمله را در دنباله سلسله برنامه‌های گسترده و عظیم خود برای بیداری امت غفلت زده و خواب‌زده گفت و هدف وی از این نوع جملات به خودآمدن امت مسلمان بود که در ابتدایی‌ترین مسایل نظم و بهداشت و تشکیل ارتش و نحوه رابطه دولت و ملت و هزاران مساله دیگر نقایص گسترده‌ای داشتند و غربی‌ها با رعایت بسیاری از همین مسایل، جوامعی قوی‌‌تر تشکیل داده و به راحتی مسلمین را مغلوب و سپس مقهور اراده خویش می‌ساختند.

نهیب مصلح بیدارگری مانند سید جمال، آغاز بیداری و خودباوری مسلمانان در جهان معاصر شد و زحمات سید اندک اندک شروع به بارنشستن کرد. ما در منابع اسلامی داریم که نظم از ویژگی مسلمان است. رعایت حقوق دیگران از ویژگی مسلمان است. هرجا که اینها دیده شد و نشانه‌هایی از اسلام هست. پراکندگی و اختلاف به قول امام از جنود شیطان است. وقتی یک جوان به غرب می‌رود و این نشانه‌ها را می‌بیند؛ تشخیص می‌دهد که رفتارهای اسلامی در حال اجراست. سید جمال این نشانه‌ها را گفته اما اینکه در غرب اسلام را دیدم و مسلمان ندیدم، در اعلامیه‌ها و بیانیه‌های او دیده نمی‌شود؛ بلکه از او نقل قول شده. او عوامل ترقی غرب را علم، مبارزه با ظلم و ستم، رعایت حقوق مردم، اجرای قانون و... عنوان می‌کند.

سیدجمال در دیدگاه رهبری

آیت‌ا... خامنه‌ای در مورد سید جمال تصریح می‌کند: «سیدجمال کسی بود که برای اولین بار سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود. او کسی بود که در ایران، در مصر، در ترکیه، در هند، در اروپا کلا در خاورمیانه در آسیا و در آفریقا سلطه سیاسی مغرب زمین را مطرح و معنا کرد و مردم را به این فکر انداخت که چنین واقعیتی وجود دارد و شما می‌دانید آن زمان، آغاز عمر استعمار بود چون استعمار در اول نشرش در این منطقه اصلا شناخته شده نبود و سیدجمال اولین کسی بود که آن را شناساند. این‌ها را نمی‌شود دست کم گرفت. مبارزات سیاسی سیدجمال چیزی است که قابل مقایسه با هیچیک از مبارزات سیاسی افرادی که حول و حوش کار سیدجمال حرکت کردند؛ نیست.»

اسم ما و مسلمانی دیگران

دکتر محمود سریع‌القلم، نائب رئیس مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، عضو هیات علمی و استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران، در یکی از سخنرانی‌های خود درباره عمل به «امر به معروف و نهی از منکر» در کشورهای توسعه یافته خاطره‌ای نقل می‌کرد که بی‌شباهت به آن جمله معروف سید جمال نبود. سریع القلم می‌گفت: «خاطرم هست سی و چهار سال پیش با استادم، جیمز روزنا، در پیاده رو، قدم می‌زدم که در حین بحث، دوچرخه‌سواری را در پیاده‌رو با علامت دست، نگه داشت و به او گفت: طبق بند دو ماده 130 قانون شهرداری، شما نمی‌توانید در پیاده‌رو، دوچرخه‌سوار شوید. لطفا در خیابان و در قسمت خط‌کشی شده دوچرخه‌سواری کنید.»

حال فرض کنیم چنین اتفاقی در ایران و همین قزوین خودمان بیفتد؛ در پیاده‌رو در حال قدم زدن هستیم و یک باره دوچرخه یا موتوری داخل پیاده رو برای خودش قیقاج برود و حتی این و آن را زیر کند، یا مغازه‌داری به حریم پیاده‌رو تجاوز کند و روبروی مغازه‌اش اجناسی را بچیند و راه عبور و مرور مردم را تنگ کند یا... در همین پیاده‌روهای قزوین روزانه بارها و شاید ده‌ها و صدها بار چنین اتفاقاتی را به چشم دیده و از کنار آنها با بی‌اعتنایی و بی‌مسئولیتی تمام گذشته‌ایم؛ در حالی که «امر به معروف و نهی از منکر» دقیقا از همین چیزها شروع می‌شود تا به مسایل کلانی مثل فساد مالی و اداری و اختلاس‌های میلیاردی می‌رسد. کسی که در مقابل تضییع حق خود و دیگران از سوی یک دوچرخه‌سوار یا کاسب ایستادگی و اعتراض نکند؛ چطور می‌تواند در مقابل حق خوری‌های بزرگتر و مهم‌تر بایستد؟

امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

تحلیل رهبر انقلاب از آیات قرآن کریم در بیاناتی که در حرم مطهر رضوی داشته‌اند؛ جایگاه و نقش این اصل مهم در جامعه اسلامی را برای همگان روشن می‌کند؛ خداوند متعال برای آن کسانی که وعده‌ی نصرت داده است، شرطی مقرر فرموده است: وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر؛ اَلَّذینَ اِن مَکَّنّاهُم فِی الاَرضِ اَقامُوا الصَلوةَ وَ ءاتَوُا الزَّکوة وَ اَمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبةُ الاُمور. خداوند متعال چهار شاخص را در این آیه‌ی شریفه برای آن مؤمنانی که قدرت در اختیار آنها قرار می‌گیرد و از زیر سلطه‌ی قدرتمندان جائر خارج می‌شوند، معین و وعده کرده است که «اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر»؛ خدای متعال قادر است که یک چنین ملتی را نصرت کند و یقینا هم نصرت خواهد کرد. از این چهار شرط، یکی نماز است، یکی زکات است، یکی امر به معروف است و دیگری نهی از منکر. هر کدام این چهار خصوصیت و چهار شاخص، یک جنبه‌ی فردی و شخصی دارند، لکن در کنار آن، یک جنبه‌ی اجتماعی و تاثیر در نظام‌سازی اجتماعی [هم] دارند...

امر به معروف و نهی از منکر که در واقع به نوعی زیربنای همه‌ی حرکات اجتماعی اسلام است که «بِها تُقامُ الفَرائِض»؛ امربه‌معروف یعنی همه‌ی مومنان در هر نقطه‌ای از عالم که هستند؛ موظفند جامعه را به‌سمت نیکی، به‌ سمت معروف، به ‌سمت همه‌ی کارهای نیکو حرکت دهند؛ و نهی از منکر یعنی همه را از بدی‌ها، از پستی‌ها، از پلشتی‌ها دور بدارند. هر کدام از این چهار شاخص به‌نحوی ترجمان ساخت و هندسه‌ی نظام اسلامی است.

در حاشیه عرض کنیم که این معنای مهم امر به معروف و نهی از منکر را نباید به مسایل زیر نصاب اهمّیّت منحصر کرد؛ بعضی تصور می‌کنند امر به معروف و نهی از منکر منحصر می‌شود به اینکه انسان به فلان زن یا فلان مردی که یک فرع دینی را رعایت نمی‌کند؛ تذکر بدهد؛ البته اینها امر به معروف و نهی از منکر هست؛‌ اما مهم‌ترین قلم امر به معروف و نهی از منکر نیست. مهم‌ترین قلم امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از امر به بزرگ‌ترین معروف‌ها و نهی از بزرگ‌ترین منکرها. بزرگ‌ترین معروف‌ها در درجه‌ی اول عبارت است از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی؛ این امر به معروف است. معروفی بالاتر از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی نداریم؛ هر کسی که در این راه تلاش کند؛ آمر به معروف است؛ حفظ عزّت و آبروی ملت ایران، بزرگ‌ترین معروف است. معروف‌ها این‌ها هستند: اعتلای فرهنگ، سلامت محیط اخلاقی، سلامت محیط خانوادگی، تکثیر نسل و تربیت نسل جوان آماده‌ برای اعتلای کشور، رونق دادن به اقتصاد و تولید، همگانی کردن اخلاق اسلامی، گسترش علم و فناوری، استقرار عدالت قضائی و عدالت اقتصادی، مجاهدت برای اقتدار ملت ایران و ورای آن و فراتر از آن، اقتدار امت اسلامی و تلاش و مجاهدت برای وحدت اسلامی؛ مهم‌ترین معروف‌ها اینها است و همه موظفند در راه این معروف‌ها تلاش کنند؛ امر کنند. نقطه‌ی مقابل اینها هم عبارت است از منکرها. ابتذال اخلاقی منکر است، کمک به دشمنان اسلام منکر است؛ تضعیف نظام اسلامی منکر است؛ تضعیف فرهنگ اسلامی منکر است؛ تضعیف اقتصاد جامعه و تضعیف علم و فناوری منکر است؛ از این منکرها باید نهی کرد. اولین آمر به‌ معروف هم خود ذات مقدس پروردگار است که می‌فرماید: اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ وَ ایتآئِ ذِی‌القُربی وَ یَنهی عَنِ الفَحشآءِ وَ المُنکَرِ وَ البَغی؛ خدا آمر به معروف و ناهی از منکر است؛ معروفها هم مشخّص شده است، منکرها هم معلوم شده است. وجود مقدّس پیامبر معظم اسلام (ص) از برترین آمران به معروف و ناهیان از منکر است؛ آیه‌ی قرآن [می‌فرماید] «یَأمُرُهُم بِالمَعروفِ وَ ینهاهُم عَنِ المُنکَر»؛ ائمّه (ع) بزرگ‌ترین آمران به معروف و ناهیان از منکرند؛ در زیارت میخوانید: اَشهَدُ اَنَّکَ قَد اَقَمتَ الصَّلاةَ وَ آتَیتَ الزَّکاةَ وَ اَمَرتَ بِالمَعروفِ وَ نَهَیتَ عَنِ المُنکَر؛ مؤمنین و مؤمنات در هر نقطه‌ای از جهان اسلام آمران به معروفند که فرمود: وَ المُؤمِنونَ وَ المُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولیآءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ یُقیمونَ الصَّلوةَ وَ یَؤتونَ الزَّکوة؛ اینها چهار پایه‌ی اصلی برای نظام‌سازی است که از هرکدام از این‌ها، شاخه‌هایی منشعب می‌شود. نظام اسلامی متّکی است به اقامه‌ی صلات، ایتاء زکات، امر به ‌معروف، و نهی از منکر؛ یعنی انسجام و ارتباط اجتماعی و قلبیِ میان آحاد مردم در نظام اسلامی.

خواب خرگوشی و فراموشی

این همه در حالی است که بسیاری از ماها خود را به فراموشی زده و با غفلت از اصل مهم و حیاتی امر به معروف و نهی از منکر، با خواب خرگوشی خود به متخلفان و منحرفان اجازه می دهیم هر بلایی که می‌خواهند سر جامعه و سرمایه‌های مالی و انسانی و ارزشی آن بیاورند. باید بیدار شد؛ احساس مسئولیت اجتماعی و روی آوردن به امر به معروف و نهی از منکر دوای بسیاری از دردهای جامعه است.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

حسین آذربایجانی
عضو انجمن زبانشناسی شناختی آلمان (Deutsche Gesellschaft für Kognitive Linguistik)
صاحب امتیاز و مدیرمسئول هفته نامه آوای چیستا
عضو هیات رییسه انجمن کان ذن ریو کاراته استان قزوین
عضو هیات مدیره کانون آوای چیستا (حوزه فعالیت: تحکیم بنیان خانواده)
پژوهشگر نورومارکتینگ، عصب شناسی زبان، رسانه و ارتباطات
دانشجوی دکترای تخصصی زبانشناسی شناختی پژوهشکده علوم شناختی IRICSS
(موضوع پایان نامه: نورومارکتینگ، سیستم لیمبیک مغز و تاثیر تبلیغات و پروپاگاندا
استاد راهنما: پروفسور حسن عشایری
استاد مشاور: پروفسور رضا نیلی پور)
کارشناسی ارشد زبانشناسی علامه طباطبایی تهران 88 تا 90
(موضوع پایان نامه: استعاره در مطبوعات فارسی زبان
استاد راهنما: دکتر کورش صفوی
استاد مشاور: دکتر یونس شکرخواه)
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 83 تا 87
عضو انجمن علوم اعصاب ایران
عضو انجمن زبانشناسی ایران
مدرس روانشناسی شناختی، زبان انگلیسی، مکاتبات اداری، بازاریابی و تبلیغات، زبانشناسی و فنون ترجمه 89 تا کنون در دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور و آموزشگاههای مختلف عمدتا تهران و قزوین
مترجم آزاد در حوزه متون ادبی و علوم انسانی 84 تا کنون
خبرنگار و نویسنده ستون «زیر سقف قزوین» هفته نامه تابان از 87 تا کنون
دبیرکل انجمن مترجمان جوان ققنوس 84 تا کنون
دبیرکل انجمن علمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 85 تا 87
دبیر گروه سیاسی هفته نامه حدیث قزوین 85 تا 87
خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایسنا قزوین 85 تا 86
عضو تحریریه ویژه نامه «حدیث نو» قزوین 85 تا 86
همکاری نامنظم به عنوان مترجم افتخاری ستون «گشتی در دنیای خبر» روزنامه ولایت قزوین از 79 تا 81
تماس:
Mail: zsqazvin(at)gmail(dot)com
Tel: 9354821851
مدیر وبلاگ : .

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان