تبلیغات
.:: هستن؛ مخمل آبی ::. - راهی که با همسفران افراطی رفتنی نیست! لزوم استفاده از نیروهای همسو با سیاست های دولت در انتصابات جدید
.:: هستن؛ مخمل آبی ::.
برای آسانتر خواندن متن، دکمه های Ctrl و + را همزمان فشار دهید

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

راهی که با همسفران افراطی رفتنی نیست! لزوم استفاده از نیروهای همسو با سیاست های دولت در انتصابات جدید

حسین آذربایجانی

مردم در اسفند سال ۹۴ به لیست امید رای دادند چون از شنیدن صدای افراط، خشونت و تندروی از خانه ملت خسته شده بودند. مردم در سال ۹۲ باوجود حضور سعید جلیلی (بدل احمدی نژاد) در میان نامزدهای ریاست جمهوری، به حسن روحانی رای دادند زیرا از تندروی، افراطی گری و خرافه پرستی، خسارت به بیت المال و تخریب وجهه سرمایه های انقلاب و فراری دادن مغزها و نخبگان خسته شده بودند. بر این اساس دولت و مجلس باید پیام مردم را شنیده باشند که به طور خلاصه و در یک کلام خستگی و بیزاری از «تندروی و افراط» بوده است. مجلس دهم در چند ماهی که از عمرش می گذرد نشان داده که این پیام را شنیده و دارد به سوی خواست و اراده مردم در انتخابات ۹۴ گام برمی دارد. اما آیا دولت نیز در استانها این پیام را شنیده است؟
این بازگشت مجلس به راس امور و شنیدن صدای ملت از خانه ملت اذهان آگاه را به این پرسش رهنمون می کند که آیا از دولت منتخب این ملت نیز صدای ملت به گوش می رسد؟ یا نه؛ همچنان صدای ناسازگاری و غیرهمسویی از برخی زیرمجموعه‌های دولت به گوش خواهد رسید؟

 نشنیدن پیام انتخابات ۹۲

استان قزوین از بد روزگار دو سال ابتدایی دولت عقلانیت و اعتدال را از دست داد و به خاطر بی اعتقادی برخی مدیران پیشین استان به گفتمان تدبیر و امید نتوانست از برکات این دولت بهره مند شود. کسانی که فقط در زبان خود را اعتدال گرا می نامیدند اما در اکثر زمانها و مکانها همان مشی پیشین احمدی نژادی را پیش گرفته بودند، در انتصابات خود در آن دو سال طوری عمل می‌کردند که گویی نه انتخاباتی شده و نه مردم به حسن روحانی رای داده اند! گویا از آنان سعید جلیلی رییس جمهور شده بود زیرا انتصابات و اظهاراتشان اغلب اوقات در راستای حمایت از گفتمان احمدی نژادی بود.

 کارنامه قابل دفاع فریدون همتی

فریدون همتی استاندار دوم قزوین در دولت تدبیر و امید است و به باور بسیاری از کارشناسان و ناظران سیاسی استان در دوران مسئولیت اش نمره قابل قبولی از نظر پایبندی به گفتمان تدبیر و امید می گیرد. دفاع همیشگی او از عملکرد دولت، برنامه‌ریزی و هدف گذاری اش برای ارتقای سطح تولید و رفاه و توسعه استان، دوری اش از حاشیه ها و تمرکزش بر تولید و صادرات و اشتغال را می توان مولفه های مثبتی در نظر گرفت که لااقل در ۱۰ سال اخیر بین استانداران قزوین بی سابقه بود. همتی همیشه تلاش کرده به پیام دو انتخابات اخیر پایبند باشد و این نکته را در اکثر انتصابات یا اقدامات خود در نظر گرفته است. تازه ترین این اقدامات تقدیر شایسته از بهمن عسگری و علی اصغر آسیابری، قهرمانان ورزش کاراته استان بود که با اقتدار تمام به مقام قهرمانی جهان رسیدند و حائز مدالهای طلای تیمی و برنز انفرادی شدند. این اقدام استاندار قزوین موجی از امید و شادی در میان جوانان و ورزشکاران استان به راه انداخت و در راستای سیاست های دولت برای ورزش و جوانان ارزیابی شد.

تقدیر شایسته از قهرمانان؛ دلگرم کننده و در راستای اهداف دولت

هیچ مدیری خودش کامل نیست و این مشاورانش هستند که او را در زمینه های مختلف تکمیل می کنند؛ اقداماتی مثل تقدیر از مدال آوران جهانی کاراته استان را می توان نتیجه داشتن مشاورانی دانست که تجارب ارزشمندی را در حوزه‌های مختلف دارند. نگارنده که خود عضو کوچکی از جامعه کاراته استان است، به چشم می بیند همین یک تقدیر کم هزینه باعث انگیزه ای مضاعف و قدرتمند در دل این قهرمانان برای تکرار قهرمانی در مسابقات المپیک شده و از سوی دیگر بخش قابل توجهی از ورزشکاران استان را به بهبود شرایط امیدوار کرده است.

 جای خالی تیم مشاوران بومی

با توجه به این تجربه موفق می توان به نکته مهمی اشاره کرد؛ همیشه رسم نانوشته این بوده است که وقتی مدیری غیربومی وارد یک استان می شد، معتمدانی بومی از معتقدان به گفتمان دولت مستقر به مشاورت خود می گماشت تا شناخت کافی و کامل از افراد بومی داشته باشند و در صورت اراده مدیر مذکور برای انتصاب برخی اشخاص بتوانند سابقه و طرز فکر و توانمندی آن افراد را برای مدیر غیربومی روشن کنند.
هیچ املای نوشته شده ای هم بی غلط نیست و در کنار آن اقدامات و برنامه های مثبت، به تازگی خبرهای عجیبی از استانداری قزوین به گوش می رسد. اخیرا مصوبه ای ابلاغ شد مبنی بر اینکه استانداری ها باید سه معاونته شوند و بر همین اساس برخی از ادارات کل در یکدیگر ادغام شدند. در استانداری قزوین هم بنا بر این شد که سه اداره کل؛ یعنی فناوری اطلاعات، منابع انسانی و تحول اداری و اداره کل آموزش و پژوهش استانداری در هم ادغام شده و تشکیل یک مرکز بدهند که نامش بشود: «مرکز فناوری اطلاعات، منابع انسانی و تحول اداری و آموزش و پژوهش استانداری»؛ چیزی که در چارت اداری استانداری قزوین بالاتر از اداره کل ‌و ‌پایین تر از معاونت قرار خواهد گرفت.
تا اینجای کار برخی از مدیران می گویند به دلیل تلاش برای چابک سازی دولت و اجرای بهینه برنامه ها و آرمان های دولت تدبیر و امید این کار اجتناب ناپذیر و البته مفید خواهد بود. مساله اما جای دیگری است؛ بر اساس منابع خبری تابان سه تن از افراد احمدی نژادی توسط برخی افراد برای معاونت های سه گانه این مرکز به استاندار پیشنهاد شده اند که نگاهی به سوابق آنان گویای فاصله های نجومی شان از آرمان های دولت و حتی بعضا تخریب علنی گفتمان تدبیر و امید است. تابان فعلا از ذکر سوابق این افراد خودداری کرده و در صورت لزوم در آینده به معرفی آنان خواهد پرداخت.

خواست و اراده رای دهندگان به روحانی

دولت می گوید فراجناحی است؛ در این هم شکی نیست که باید از ظرفیت های افراد معتقد به عقلانیت و تدبیر و اعتدال از هر جناحی که باشند استفاده کرد. اما بحث سر این است که هر سه نفر مورد نظر در این سالها که دولت زیر هجوم بی امان تخریب های افراطیون جبهه پایداری و تندروهای احمدی نژادی ها بود، به عنوان کارگزاران منصوب دولت حسن روحانی حتی چند جمله در تایید و حمایت از دولت متبوع خود صحبت نکردند و روشن است کسی که در دفاع از دولت دچار لکنت باشد، کماکان دل در گرو دولت احمدی نژاد دارد و نمی‌تواند سیاست های دولت حسن روحانی را اجرا کند زیرا اعتقادی به این دولت و برنامه هایش ندارد.

اگر مردم می خواستند همچنان شاهد ابقا و انتصاب افراطیون تندرو پایداری و احمدی نژادی در استانها باشند، چرا رفتند و به حسن روحانی رای دادند؟ مردم چرا رای خود به اعتدال و تدبیر را در انتخابات اسفند ۹۴ تکرار کردند؟ زیرا همچنان خواهان اجرای سیاست های دولت تدبیر و امیدند؛ به این دولت و آرمان هایش ایمان دارند و به میثاق خود با حسن روحانی حقوقدان پایبندند. اگر اینگونه نبود و مردم می خواستند درها همچنان بر همان پاشنه افراطی احمدی نژادی بچرخد به سعید جلیلی رای می دادند و به جای رای دادن به گفتمان عقلانیت و اعتدال و تدبیر به دنبال برنامه های تندروانه و احمدی نژادی جلیلی می رفتند.

نگارنده در گزارشی تحلیلی درباره «مارهای در آستین» فریدون همتی نوشته بود که با کارشکنی های خود در برابر دستورها و برنامه های استاندار قزوین از اجرای آن‌ها جلوگیری می کنند و علاوه بر این در راستای بدنام کردن دولت روحانی و القای این شبهه می کوشند که دولت نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. استاندار قزوین باید این نکته را مد نظر داشته باشد که داشتن مشاوران بومی و معتقد به دولت حسن روحانی ضرورتی اجتناب ناپذیر برای پیشگیری از فریب و رنگ عوض کردن احمدی نژادی هایی است که خود را به او نزدیک می کنند. همچنین باید در نظر داشته باشد که انتصابات او مورد توجه و رصد رسانه هاست و رسانه های استان به عنوان چشمان بیدار افکار عمومی همچنان که از اقدامات مثبت همتی تمام قد حمایت کرده و پشتیبان او هستند، در چنین مواردی هم در نقد دولت استانی قلم می زنند تا شاهد اقتدار و موفقیت روزافزون دولت استانی در راه توسعه همه جانبه استان باشند. راهی که با همسفران افراطی رفتنی نیست!

سه شنبه 18 آبان 1395 10:11 ق.ظ
بیاین یخورده صادق باشیم هر گرایش سیاسی که میاد، برای اینکه بتونه بدون دغدغه کار کنه و افکار درست یاخدایی نکرده غلط خودشو پیاده کنه باید با افراد همسوی خودش کار کنه و چون این دو جریان داخل ایران مثل دو طرف آهن ربا هستن(هر چند یکی از دو طرف اسم خودشو با اعتدال عوض کنه) با عقل جور درنمیاد با عوض شدن دولت نیروهای قبلی بتونن کار خودشونو انجام بدن.
منطقی نیست وقتی نمی تونن توی کلام ظاهری یخورده خوددار باشن تو دلشون کینه و نفرتی فراتر از کلامشون نداشته باشن، پس خواه نا خواه یه فعالیتی علیه دولتی که دلخواهشون نیست انجام میدن.
یعنی تو دولت قبل مدیران اصلاحطلب کاملا همسوی دستورات رئیس جموهور بودن و کارشکنی نمی کردن و داشتن با خلوص نیت کار می کردن که با سوء مدیریت و فقط به دلیل ضربه زدن به نظام اون هارو بیرون انداختن.
و الان به دلیل مواردی که شما فرمودین این تغییرات کاملا معقول و منطقیه.
سیاست چه کثیف! ولی چقدر خوب بود که نویسنده هایی واقعا بی طرف وجود داشته باشه.
پاسخ . : سلام
در دولت سابق لااقل در استان قزوین هیچ مدیر اصلاح طلبی سر کار نماند که بخواهد کار کند یا نکند.
در مورد بقیه سخنان تان هم به بند آخر تحلیل عنایت داشته باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

حسین آذربایجانی
عضو انجمن زبانشناسی شناختی آلمان (Deutsche Gesellschaft für Kognitive Linguistik)
صاحب امتیاز و مدیرمسئول هفته نامه آوای چیستا
عضو هیات رییسه انجمن کان ذن ریو کاراته استان قزوین
عضو هیات مدیره کانون آوای چیستا (حوزه فعالیت: تحکیم بنیان خانواده)
پژوهشگر نورومارکتینگ، عصب شناسی زبان، رسانه و ارتباطات
دانشجوی دکترای تخصصی زبانشناسی شناختی پژوهشکده علوم شناختی IRICSS
(موضوع پایان نامه: نورومارکتینگ، سیستم لیمبیک مغز و تاثیر تبلیغات و پروپاگاندا
استاد راهنما: پروفسور حسن عشایری
استاد مشاور: پروفسور رضا نیلی پور)
کارشناسی ارشد زبانشناسی علامه طباطبایی تهران 88 تا 90
(موضوع پایان نامه: استعاره در مطبوعات فارسی زبان
استاد راهنما: دکتر کورش صفوی
استاد مشاور: دکتر یونس شکرخواه)
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 83 تا 87
عضو انجمن علوم اعصاب ایران
عضو انجمن زبانشناسی ایران
مدرس روانشناسی شناختی، زبان انگلیسی، مکاتبات اداری، بازاریابی و تبلیغات، زبانشناسی و فنون ترجمه 89 تا کنون در دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور و آموزشگاههای مختلف عمدتا تهران و قزوین
مترجم آزاد در حوزه متون ادبی و علوم انسانی 84 تا کنون
خبرنگار و نویسنده ستون «زیر سقف قزوین» هفته نامه تابان از 87 تا کنون
دبیرکل انجمن مترجمان جوان ققنوس 84 تا کنون
دبیرکل انجمن علمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 85 تا 87
دبیر گروه سیاسی هفته نامه حدیث قزوین 85 تا 87
خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایسنا قزوین 85 تا 86
عضو تحریریه ویژه نامه «حدیث نو» قزوین 85 تا 86
همکاری نامنظم به عنوان مترجم افتخاری ستون «گشتی در دنیای خبر» روزنامه ولایت قزوین از 79 تا 81
تماس:
Mail: zsqazvin(at)gmail(dot)com
Tel: 9354821851
مدیر وبلاگ : .

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان