تبلیغات
.:: هستن؛ مخمل آبی ::. - خشونت کلامی؛ از مغز تا زبان
.:: هستن؛ مخمل آبی ::.
برای آسانتر خواندن متن، دکمه های Ctrl و + را همزمان فشار دهید

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خشونت کلامی؛ از مغز تا زبان

حسین آذربایجانی

مطالعات متعدد علوم اجتماعی، روانشناسی و زبانشناسی شناختی نشان می‌دهد که یکی از عوامل عمده و موثر بر سلامت روان خانواده در تمامی مناطق دنیا، مساله خشونت در خانواده است و در رایج‌ترین انواع آن؛ خشونت علیه زنان، عامل خشونت، همسر یا شریک زندگی است.

خشونت در علم شناخت اجتماعی به معنای رفتار سلطه‌گرانه‌ یک عضو با عضو یا اعضای دیگر یک گروه، نهاد یا جامعه است. برخی از کارشناسان روانشناسی اجتماعی، از جمله شهلا اعزازی بر این باورند که «وقتی شخصی در درون خانواده مقتدر است و از این اقتدار؛ از هر نوعی که می‌خواهد باشد بدنی، اجتماعی یا اقتصادی، در جهت پیشبرد امیال خود، بدون توجه به تمایل دیگری استفاده می‌کند؛ این کار مصداق خشونت است.»

در تعریف دیگری از خشونت خانگی، می‌گویند: این پدیده عبارت است از اعمال هر گونه زور و اجبار که موجب تهدید زندگی فرد یا جسم و شخصیت روانی وی و یا آزادی فردی او در خانه گردد.

خشونت، علل، عوارض و جنبه‌های بسیاری دارد. از همین روی متخصصانی از حوزه‌های مختلف برای تعریف و بررسی این پدیده تلاش کرده‌اند. از جانورشناسان، روانشناسان، روانپزشکان، فیلسوفان، زبانشناسان و جامعه‌شناسان تا جرم‌شناسان، پلیس‌ها، وکلا و سیاستمداران؛ همگی برای تبیین جنبه‌های مختلف خشونت و ارتباط آن با ذهن انسان کوشیده‌اند. در بسیاری از موارد، متخصصان یک رشته از تحقیقات انجام شده در رشته‌های دیگر ناآگاهند و اگر هم آگاه باشند علاقه‌ای به کسب اطلاع از آنها ندارند. در چنین وضعیتی دانش‌های بینارشته‌ای مثل زبانشناسی شناختی تلاش می‌کنند با نزدیک کردن چند حوزه (مثل روانشناسی، علوم اعصاب، علوم شناختی، زبانشناسی، فلسفه، مردم‌شناسی و...) به یکدیگر دامنه تحقیقات خود را به حیطه‌های علوم دیگر نیز بگسترانند و نگاهی جامع‌الاطراف تر داشته باشند.

زبان و خشونت

زبان، یکی از اصلی‌ترین موضوعات فلسفه قرن بیستم بوده و خشونت نیز حداقل از دهه 1960 به این سو کانون تمرکز برخی از پژوهش‌های بینارشته‌ای قرار گرفته است؛ با این حال تا اواخر قرن بیستم رابطه زبان و خشونت چندان جدی گرفته نشده و شاید بتوان به جرات گفت تقریبا به قهقرای «فراموشی» یا «کم اعتنایی» می‌رفت.

در سال‌های اخیر با پرسش‌های روزافزونی که درباره رابطه این دو پدیده و همچنین آسیب‌پذیری در برابر خشونت زبانی  مطرح شده است؛ از طعنه و زخم زبان تا پروپاگاندا و نفرت‌پراکنی زبانی در گفتار رسانه‌ها و دولتمردان یا قدرتمندان، انسان امروزی با گستره وسیعی از گونه‌های خشونت و آزار زبانی روبروست که امروزه به مراتب بیشتر از سابق در کانون توجه متفکران و پژوهشگران رشته‌های مختلف قرار گرفته است.

خشونت چیست؟

تعریف‌های زیادی از خشونت وجود دارد؛ اما در این نوشتار از تعریف «مویر‌» بهره می‌بریم؛ زیرا می‌تواند هم در بحث‌های انسانی و هم در مطالعات حیوانی مورد استفاده قرار گیرد؛ رفتاری علنی و تعمدی برای زدن ضربه‌ای آزاردهنده یا رفتار مخرب نسبت به موجودیت یک ارگانیسم دیگر یا ضربه‌ای مخرب به یک شیء برای تحریک و آزار یک ارگانیسم است. با این تعریف خشونت می‌تواند انواعی داشته باشد که عریان‌ترین نوع آن خشونت فیزیکی و توسل به قدرت عریان برای زدن ضربه فیزیکی به دیگری است.

خشونت زبانی

زبان آینه ذهن یا دریچه‌ای به مغز است و برخی از صاحبنظران، زبان را یکی از نخستین سوپاپ‌های فوران خشونت از مغز و ذهن می‌دانند. در این راستا یکی از انواع شایع خشونت در جوامع انسانی را می‌توان خشونت زبانی دانست. خشونت زبانی «نوع دوم خشونت» نیست؛ بلکه گونه‌ای تمام عیار از خشونت است که در آن، رابطه بی‌واسطه بین زبان و خشونت بروز می‌یابد. به همین دلیل خشونت زبانی می‌تواند به عنوان یک گونه کلیدی از خشونت برای درک بهتر و عمیق‌تر هر دو پدیده زبان و خشونت به کار آید.

در علوم شناختی و زبانشناسی برای اشاره به خشونت زبانی گاهی نام‌های دیگری هم به کار می‌رود که آزار زبانی  و کنترل زبانی  از آن جمله‌اند. البته این عناوین تفاوت‌هایی با هم دارند؛ اما در این نوشتار تمام آنها زیر چتر بزرگی به نام خشونت زبانی گرد هم می‌آیند.

خشونت زبانی چه می‌کند؟

خشونت زبانی درد احساسی و زخم روانی ایجاد می‌کند. به طور معمول کسی که مرتکب آزار و خشونت زبانی می‌شود، تعریفی از مردم ارائه می‌کند؛ به آنان می‌گوید که کیستند، چه می‌اندیشند و... نیت‌خوانی می‌کند و به زعم خود «انگیزه‌های پلید» آنان را قضاوت می‌کند. در اکثر موارد خشونت زبانی همیشه یک نفر سرزنش یا متهم می‌کند یا اسم می‌گذارد و برچسب می‌زند، در حالی که دیگری دفاع می‌کند یا توضیح می‌دهد. خشونت زبانی ممکن است از سوی فرد علیه فرد یا از سوی فرد علیه جمع اجرا شود؛ گاهی هم در جمع‌ها اتحاد افرادی برای آزار زبانی قربانی با هدف برتری‌جویی و القای همبستگی بین آزاردهندگان انجام می‌شود.

خشونت زبانی به تناسب موقعیت، فرم‌های زیادی می‌گیرد؛‌ از داد و فریادهای بلند تا زمزمه‌های زیرلب، از تحقیرهای آشکار تا اظهارات ضمنی که طرف مقابل را در لفافه خرد می‌کند. وجه اشتراک همه این روش‌ها نیاز فاعل به کنترل و برتری، جلوگیری از پذیرش مسئولیت شخصی و پنهان کردن یا انکار ضعف‌های خود است. با اینکه خشونت زبانی بر خلاف خشونت فیزیکی، صدمات و زخم‌های آشکاری بر جا نمی‌گذارد؛ اما در صدمه زدن به احساسات و روان قربانی دست کمی از خشونت فیزیکی ندارد و گاهی حتی اثراتش بیشتر و عمیق‌تر از خشونت فیزیکی است. در خشونت زبانی معمولا اعتماد به نفس و عزت نفس قربانی مورد هجمه قرار می‌گیرد.

فرزندانی که در خانواده یا اجتماع شاهد تحقیر شدن یکی از والدین با زبان دیگری باشند؛ تجربه و تصور اولیه‌شان درباره رابطه انسانی به نوعی «خشت کج» می‌شود که دیوارش تا ثریا کج می‌رود و ذهن چنین کودکانی در روند رشد به نحوی قالب‌بندی می‌شود که گویا «رابطه باید اینطور باشد».

عوارض روانی ـ شناختی خشونت زبانی

قربانی احساس می‌کند هرگز نمی‌تواند برنده شود. اهمیتی هم ندارد که او چقدر محتاطانه‌تر و مهربانانه‌تر تلاش کند تا با مشکل دست و پنجه نرم کند؛ مهاجم همیشه به نحوی سخن می‌گوید که قربانی احساس کند در اشتباه است. به باور ماری هارت ول واکر، روانپزشک، در خشونت زبانی معمولا اعتماد به نفس و عزت نفس قربانی به نحوی هدفمند و با نقشه قبلی فاعل، تخریب می‌شود و مهاجم معمولا کارش را اینطور توجیه می‌کند که «من خیر تو را می‌خواهم و برای خودت می‌گویم».

یکی دیگر از نقاط اشتراک بسیاری از موارد خشونت و آزار زبانی این است که مهاجم معمولا مسئولیت هیچ بخشی از مساله را بر عهده نمی‌گیرد و می‌کوشد تا به خود و دیگران این‌طور القا کند که تمام مشکلات تقصیر خود قربانی است. قربانی انگار روی سطحی از یخ نازک یا در یک میدان مین قدم برمی‌دارد و هر چه احتیاط می‌کند تا این یخ نشکند یا مین‌ها منفجر نشوند؛ باز هم هر روز با این واقعیت مواجه می‌شود که شکستن این یخ یا انفجار مین‌ها کمترین ارتباطی به رفتار او ندارد و به هر حال بلایی که باید سرش بیاید می‌آید. در بسیاری از موارد خشونت زبانی پیش درآمد یا مقدمه‌ای بر خشونت فیزیکی است. حتی اگر قربانی بسیار محتاطانه رفتار کند باز هم آنچه با واژگان آغاز شده بود به تهاجم فیزیکی می‌انجامد و این تهاجم دو حالت دارد؛ یا خود شخص و یا چیزهایی را که برای او عزیز و باارزش‌اند؛ هدف قرار می‌دهد.

آغاز و انجام زنجیره خشونت

واژه‌ها می‌توانند آسیب بزنند و شخص را از درون خرد کنند. افرادی که مورد آزار زبانی قرار می‌گیرند؛ رنج می‌کشند. افرادی که به مدت طولانی قربانی آزار زبانی می‌شوند؛ به مرور زمان این احساس را از دست می‌دهند که انسان‌ها ارزش دوست داشته شدن دارند. چنین افرادی می‌کوشند این احساس را به دیگری انتقال دهند و خود قربانی آزار و خشونت زبانی، در روندی فرافکنانه برای تخلیه تنشی که به او وارد شده، دیگران را مورد آزار قرار می‌دهد. از آنجا که آزار‌دهنده هنگام تحقیر قربانی‌اش، احساس قدرت می‌کند، قربانی هم در آینده برای بازیابی احساس قدرت از دست رفته و التیام زخم عزت نفس خود، دیگری را مورد آزار قرار می‌دهد.

دیوار فاصله بین فاعل و مفعول خشونت

آزاردهنده زبانی بسیاری از احساسات خود را به شکل خشم نشان می‌دهد؛ برای مثال، اگر نامطمئن یا نگران باشد، به راحتی این احساساتش را به شکل خشم بروز می‌دهد. آزاردهنده نمی‌خواهد قربانی احساس واقعی او را کشف و احساس کند؛ بنابراین دیواری بین خودش و قربانی می‌کشد تا فاصله را حفظ کند.

خشونت زبانی؛ گمشده در آمارها

به گزارش ایرنا خشونت زبانی در هیچ آمار و گزارشی آورده نمی‌شود پس نمی‌توان از شدت و گستردگی این نوع از خشونت آماری داد‌.

هیچ آماری از برخوردهای زبانی بد‌، ناسزاگویی و ضد‌ادبیات تهاجمی‌، نداریم؛ ولی هر یک از شهروندانی که از محیط فیزیکی خیابان یا فضای رسانه‌ای و مجازی می‌گذرند با این نوع از خشونت نیز برخورد می‌کنند‌. این برخوردها فراگیرترین رویداد عرصه عمومی (‌در بخش فیزیکی و کالبدی شهری‌) است که به خاطر سرشت تهاجمی و ضد‌مدنی‌شان باید در ردیف یکم آسیب‌های اجتماعی گذاشته شود‌. به این دلیل که همه و بخصوص کودکان می‌بینند و یاد می‌گیرند‌. افزون بر این اخلاق عمومی را لکه‌دار می‌کنند و درجه فروافت آن را نشان می‌دهند.

به باور حمید مقدس‌فرد، جامعه‌شناس، خشونت زبانی از نبود یا ضعف شدید ادبیات کلامی خبر می‌دهد که شاید در اکثریت نباشند (‌معلوم نیست هستند یا نه‌) ولی به خاطر ویژگی تهاجمی رفتار کلامی‌شان بیشتر از آن گروه از مردم که ادب را رعایت می‌کنند به چشم می‌آیند و بر بهداشت روانی دیگران در عرصه عمومی اثر ویرانگر می‌گذارند‌. اینان از دیدگاه توسعه فرهنگی و زبان و ارتباط‌های مربوط به آن‌، بی‌زبانند و زبان ادبیات رابطه توسعه‌یافته و فرهنگی شده را نمی‌شناسند.

با آنکه زبان فارسی انباشته از ادبیات تعارفی است که ایرانی‌ها گشاده دستانه آن را نثار هم می‌کنند؛ ولی این ناتوانی نهادینه شده را نیز دارند که به هنگام عصبانیت و یا دفاع از موقعیت‌، به آسانی تسلیم کنش‌های خشن زبانی می‌شوند و ضد ادبیاتی را به کار می‌گیرند که رابطه‌ای دوگانه و تناقضی با زبان فارسی و شاخه‌های آن دارد‌. از همین جنس است تمسخر کردن و دست انداختن که از ناسزاگویی‌، فراگیرتر است.

مقدس فرد در این باره می‌افزاید؛ این آسیب اجتماعی از پارادوکس‌ها و تناقض‌هایی نشان می‌دهد که در بافت زبانی و رابطه‌های کلامی و واژه‌ای زبان روزانه‌، نصب و بخش جدایی‌ناپذیر آن شده‌. گره پدیده در این است که کودکان از گروه‌های قربانی ـ عامل در طیف‌های آسیب دیده هستند که در نوجوانی و جوانی هم به آن گرفتارند و شاخص رفتاری بسیاری از آنها به کار گیری واژه نماهای لمپنی به شوخی یا جدی است‌. زنان هم به میدان مشاجره‌های لفظی خیابانی وارد شده‌اند که گرچه تاریخی برای آن نوشته نشده ولی روشن است که آنها هم جذب ضد‌ادبیات مردسالارانه‌ای شده‌اند که بافت خشن و ناموزون آن در قسمت زبانی‌، به عمد و به شکل نهادی شده در سطح تربیت، بی‌وقفه‌، تقویت می‌شود.

ویژگی برجسته پدیده آسیبی در این است که گروه‌های تحصیل کرده و پردرآمد هم به شکل‌هایی به آن گرفتارند‌. با این شرایط‌، بدزبانی‌، دیگر پدیده‌ای مخصوص گروه‌های فقیر و بی‌سواد و حاشیه‌نشین‌ها نیست‌، گرچه اینان در خیابان بیشتر از دیگران زمینه بروز رفتارهای آسیبی را دارند‌. ضد‌ادبیات تهاجمی در عرصه‌های نیمه خصوصی و خصوصی هم در همه گروه‌های اجتماعی‌، رواج دارد که کودکان و زنان هم در آن درگیرند‌. محیط مجازی اینترنت و رسانه‌ها نیز از این آسیب درامان نمانده‌اند و یکی از واقعی‌ترین و غیرمجازی‌ترین عناصر این محیط را می‌سازند. در بخش‌هایی از جامعه سیاسی و رسانه‌ای هم گرچه در لفافه با تهاجمی‌ترین الفاظ حرف می‌زنند‌. بی‌زبان‌ها در همه جا پراکنده‌اند و بی‌زبانی بربخش مهمی از ادبیات زبانی‌، چیره شده است. هیچ سیاست اجتماعی و آموزشی برای مبارزه با آن تدوین و اجرا نشده‌. ولی ضد زبان آدمیزاد در زبان خشن‌، دربی مهارترین میدان‌ها در حال اجراست. و باز هم از آن آماری نداریم.

راه‌های پیشگیری از خشونت زبانی

خشونت زبانی یا هر پدیده دیگری تنها زمانی قابل پیشگیری و درمان است که آمار و ابعاد آن مشخص و روشن باشد و بتوان ارزیابی صحیح و نزدیک به واقعیتی از حجم و عمق آنها به دست داد. با این وضعیت حال حاضر که چنین آماری در دست نیست و پژوهش‌های میدانی و دانشگاهی نیز همچون گذشته ارج نهاده نمی‌شوند؛ چنین افقی دور از دید و دسترس بوده و نمی‌توان به رسیدن به سرمنزل مقصود امید چندانی بست.

مسئولان فرهنگی و اجتماعی و قضایی استان اگر می‌خواهند نقطه پایانی بر این روند بگذارند؛ باید هر چه زودتر کلید آغاز پژوهش‌های دامنه‌دار و عمیق در این باره را بزنند و با حمایت از محققان حوزه‌های مختلف علوم انسانی استفاده کنند تا شاهد روشن شدن ابعاد این مساله در استان باشیم. در این صورت می‌توان امیدی به درمان این معضل اجتماعی یافت.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

حسین آذربایجانی
عضو انجمن زبانشناسی شناختی آلمان (Deutsche Gesellschaft für Kognitive Linguistik)
صاحب امتیاز و مدیرمسئول هفته نامه آوای چیستا
عضو هیات رییسه انجمن کان ذن ریو کاراته استان قزوین
عضو هیات مدیره کانون آوای چیستا (حوزه فعالیت: تحکیم بنیان خانواده)
پژوهشگر نورومارکتینگ، عصب شناسی زبان، رسانه و ارتباطات
دانشجوی دکترای تخصصی زبانشناسی شناختی پژوهشکده علوم شناختی IRICSS
(موضوع پایان نامه: نورومارکتینگ، سیستم لیمبیک مغز و تاثیر تبلیغات و پروپاگاندا
استاد راهنما: پروفسور حسن عشایری
استاد مشاور: پروفسور رضا نیلی پور)
کارشناسی ارشد زبانشناسی علامه طباطبایی تهران 88 تا 90
(موضوع پایان نامه: استعاره در مطبوعات فارسی زبان
استاد راهنما: دکتر کورش صفوی
استاد مشاور: دکتر یونس شکرخواه)
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 83 تا 87
عضو انجمن علوم اعصاب ایران
عضو انجمن زبانشناسی ایران
مدرس روانشناسی شناختی، زبان انگلیسی، مکاتبات اداری، بازاریابی و تبلیغات، زبانشناسی و فنون ترجمه 89 تا کنون در دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور و آموزشگاههای مختلف عمدتا تهران و قزوین
مترجم آزاد در حوزه متون ادبی و علوم انسانی 84 تا کنون
خبرنگار و نویسنده ستون «زیر سقف قزوین» هفته نامه تابان از 87 تا کنون
دبیرکل انجمن مترجمان جوان ققنوس 84 تا کنون
دبیرکل انجمن علمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 85 تا 87
دبیر گروه سیاسی هفته نامه حدیث قزوین 85 تا 87
خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایسنا قزوین 85 تا 86
عضو تحریریه ویژه نامه «حدیث نو» قزوین 85 تا 86
همکاری نامنظم به عنوان مترجم افتخاری ستون «گشتی در دنیای خبر» روزنامه ولایت قزوین از 79 تا 81
تماس:
Mail: zsqazvin(at)gmail(dot)com
Tel: 9354821851
مدیر وبلاگ : .

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان