تبلیغات
.:: هستن؛ مخمل آبی ::. - هنر و ادبیات؛ دوای ارتقای بهداشت روانی و کاهش خشونت در جامعه
.:: هستن؛ مخمل آبی ::.
برای آسانتر خواندن متن، دکمه های Ctrl و + را همزمان فشار دهید

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

هنر و ادبیات؛ دوای ارتقای بهداشت روانی و کاهش خشونت در جامعه


ولایت ـ در علوم شناختی می‌گوییم «خشونت» حاصل شکست گفت‌وشنود مسالمت آمیز است و هر جایی که مذاکره و گفت‌وگو به بن‌بست می‌رسد؛ خشونت می‌تواند یکی از معدود گزینه‌های باقی مانده بر روی میز باشد. بر همین اساس پژوهشگران شناخت اجتماعی «Social Cognition» و همچنین زبانشناسی شناختی در پی راه‌هایی برای کاهش خشونت در جوامع به دنبال راهکار می‌گردند و یکی از راهکارهای مفید و موثری که در نتایج پژوهش‌های متعدد و متنوع آنان می‌توان دید این است؛ استفاده از هنر و ادبیات!


شیوع نگران‌کننده خشونت و نزاع در قزوین

طبق آمار اداره کل پزشکی قانونی قزوین 8 هزار و 501 نفر از ابتدای سال 93 تا دیماه 93 به دلیل نزاع و درگیری به مراکز این نهاد در سطح استان مراجعه کرده‌اند؛ این در حالی است که استان قزوین در این آمار با بیش از 8 هزار نزاع در بین استان‌های کشور رتبه شانزدهم دارد و اگر نسبت به جمعیت استان‌های اطراف قزوین بسنجیم جمعیت استان‌های مذکور با قزوین قابل مقایسه نبوده و می‌توان چنین نتیجه گرفت که استان قزوین آمار قابل توجهی را در حوزه نزاع و درگیری قرار دارد و لذا نهادهای مسئول و کارشناسان باید به بررسی مسایل، ارائه راهکار و اقدامات عملی در این خصوص بپردازند.

کارهای ریشه‌ای و پایدار

در برخورد با خشونت شایع شده در جامعه اگر به راه‌های رفته در طی سال‌های اخیر نگاهی بیندازیم؛ می‌بینیم دم دست‌ترین و اجرا شده‌ترین گزینه مسئولان امر «برخورد با خاطی، بعد از ارتکاب خشونت» بوده که البته در جای خود لازم است. با این حال لزوم توجه نرم‌افزاری به خشونت و پیشگیری از وقوع و بروز رفتارهای خشونت‌آمیز زبانی و فیزیکی، مساله‌ای غیرقابل انکار است که دیر یا زود باید در دستور کار قرار گیرد.

فرهنگ و انسان دوستی

یکی از راهکارهای مورد استفاده در کشورهای توسعه یافته برای کنترل خشونت، بهره بردن از امکان و ظرفیت عظیم فرهنگ، هنر و ادبیات است. هر چه جامعه‌ای بیشتر با فرهنگ و هنر و شعر و داستان عجین باشد، کمتر گرایش به خشونت می‌یابد و اثبات این ادعا با نگاهی به آمار خشونت و رشد فرهنگی و هنری در شهرها و کشورهای مختلف قابل مشاهده خواهد بود. هر چه مردم جامعه‌ای کمتر اهل فرهنگ و هنر و مطالعه باشند؛ کمتر با یکدیگر گفتگو می‌کنند و با فراموش کردن [و یا تمرین نکردن] آداب گفتگو؛ به دفعات مشاهده می‌شود که در صورت بروز کوچکترین مشکل میان دو یا چند نفر، این مشکل کوچک به مانند شعله‌ای به انبار کاه می‌افتد و خشونت‌های عظیم و فجیعی مثل نسل‌کشی‌های رواندا و سیرالئون راه می‌اندازد. اما آیا چنان ژرفا و گستره‌ای از خشونت در کشورهای متمدن‌تر و بافرهنگ‌تر مثل ایران قابل تصور است؟ مسلما خیر!

بر همین مبناست که در جهان سرمایه‌های بزرگی روانه حوزه ادبیات و هنر و فرهنگ می‌شود و بسیاری از اهل نظر هم بر این باورند که بخش مهمی از قدرت غرب، ناشی از فرهنگ و هنر و ادبیات غرب است و تمام این قدرت بر بانک‌ها و یا ستون‌های زرهی و جنگنده و... تکیه ندارد. با روشن‌تر شدن بخشی از ابعاد ماجرای تاثیر فرهنگ و ادبیات بر خشونت، می‌توان کمی تخصصی‌تر به موضوع نگریست و در میان گزینه‌هایی که می‌شود با آنها گفتگو کرد، احمد ابوالفتحی، یکی از گزینه‌هاست.

انسان دوستی؛ بن مایه ادبیات

احمد ابوالفتحی، دانش آموخته فلسفه و نویسنده داستان‌هایی چون «سال سی» و «پل‌ها» در این باره می‌گوید: «انسان‌دوستی از بن‌مایه‌ها و پیش‌انگاره‌های ادبیات است؛ چه در جهانِ پیشامدرن و چه بعد از حاکم‌شدن نگاه انسان‌محورانه‌ روشن‌گری بر ساختارهای فکری. ادبیات قدیم تمام ملت‌ها پر است از پیام‌ صلح میان «بنی‌آدم» که «اعضای یک‌پیکرند». در جهان فکری انسان‌محورانه امروز هم به‌ویژه در اندیشه‌های ایده‌آلیستی؛ نه با این استدلال که «در آفرینش ز یک گوهرند»؛ با استدلال‌هایی از جنس استدلال‌های کانت به آن هنگام که آرزوی جامعه‌ ملل را در ایده‌ «صلح دموکراتیک»اش می‌پروراند؛ این نتیجه گرفته می‌شد که باید روندی طی شود تا به مرحله‌ای برسیم که «انسان گرگِ انسان» نباشد و «چو عضوی به درد آورد روزگار؛ دگر عضوها را نماند قرار».

از اساس اومانیسم از ایده‌های محوری و مرکزی متفکران روشنگری است و اگر چه انسان‌دوستی معادل تام و تمام اومانیسم نیست؛ اما اومانیسم بدون انسان‌دوستی بی‌معناست. به عبارت دیگر اگر بپذیریم نویسندگان مدرن متاثر از اندیشه‌ انسان‌محورانه‌ روشنگری‌اند و ادبیات مدرن در چارچوب فرآیند روشنگری می‌گنجد؛ این را هم پذیرفته‌ایم که اندیشه به انسان و تلاش برای صلح را نمی‌توان از ادبیات مدرن حذف کرد.

نظری در چیستی و چرایی ادبیات

همان‌طور که در اندیشه‌ پیشامدرن هم از آن‌رو که انسان تجلی خدا در زمین است؛ ادبیات نمی‌تواند از اندیشه‌ انسان فارغ باشد. نتیجه‌ این حرف‌ها این است: انسان‌دوستی نه وظیفه‌ ادبیات که پیش‌انگاره‌ ادبیات است و تولید خلاقه‌ای که رویکردی جز این داشته باشد در یک اجماع ناگفته از آن‌چه در ساخت ادبیات می‌گنجد بیرون انداخته می‌شود. ادبیات حتی در تیره‌ترین نوشته‌ها و ناامیدانه‌ترین رویکردها هم برآمده از رویکردی ایده‌آلیستی به جهان است. برآمده از رویکردی که در پی تغییر است. در پی جهانی بهتر.

حال پرسش این است: اگر چنین است که گفته شد پس این همه ایده‌پردازی در زمینه‌ «وظیفه‌ ادبیات» که اکثریت قریب به اتفاق‌شان هم به مساله‌ انسان‌دوستی اشاره دارند به چه کار می‌آیند؟ آیا بدیهیات می‌بافند؟ آیا کسانی که از ادبیات متعهد سخن گفته‌اند، انشانگاری کرده‌اند؟ جواب منفی است. آن‌چه تاکنون گفته شد در باب مفروض‌‌های ادبیات یا به عبارتی اشتراکات تمام آثار ادبی است. ولی آثار ادبی می‌توانند فراتر از یک روح کلی هم انسان‌محورانه باشند؛ یعنی مضمون‌هایی نظیر صلح را محور اثر ادبی قرار دهند. رویکردهای وظیفه‌اندیشانه‌ای که انسان‌دوستی و چیزهایی از این دست را به‌عنوان وظیفه برای ادبیات تجویز می‌کند نیز به چیزی فراتر از آن روح کلی نظر دارند.

این رویکردها به‌طور عمده در پی تجویز تعهد به مفاهیمی خاص از میان مفاهیم انسانی برای ادبیات بوده‌اند. اکثر قریب به اتفاق‌شان اندیشه‌ورزی در باب مضمون‌های مناسب برای تولید ادبی بوده‌اند و قریب‌ به اتفاق‌شان به این ورطه دچار شده‌اند که برای ادبیات کارکردی عینی و ملموس قایل شوند: ادبیات در خدمت خلق؛ ادبیات در خدمت کارگران جهان؛ ادبیات در خدمت ارزش‌های مختلف. این‌گونه هدف‌گذاری اندک‌اندک ادبیات را از دیگر جنبه‌های پیش‌انگاشته برای آن خالی می‌‌کند.

اگر انسان‌دوستی و ایده‌آلیسم برای آنچه ادبیاتش می‌خوانیم از پیش مفروض گرفته شده؛ خلاقانه‌بودن و تلاش برای ارایه نگاهی نو به جهان هم از مفروض‌های پیشینی چیزی است که ادبیاتش می‌خوانیم. اما اگر بنا باشد چنان‌که منادیان ادبیات متعهد عمل می‌کنند و کرده‌اند فقط انسان‌دوستی یا حتی تقلیل‌گرایانه‌تر: بعضی مضامین انسان‌دوستانه را محور ادبیات قرار بدهیم اندک‌اندک چیزی خلق می‌کنیم که خارج از حیطه‌ ادبیات انگاشته خواهد شد. زیرا این‌گونه نگاه به‌شدت آمادگی دارد به ورطه‌ کلیشه بیفتد و از خلاقیت دور شود و از سوی دیگر از آن‌جا که اکثر منادیان تعهد؛ تعهد به یک جهان‌بینی خاص را تبلیغ می‌کنند و از هنرمند انتظار دارند جهان‌بینی خودویژه نداشته باشد، دشمنِ نگاهِ نوی نویسنده به جهان می‌شوند و به نفی آن برمی‌خیزند؛ به عبارت دیگر به نفی ادبیات برمی‌خیزند.

باید حواس‌مان باشد هنگامی که از ادبیات و صلح یا از ادبیات و انسان‌دوستی حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم: آیا بناست صلح، محور ادبیات باشد؟ به چه قیمت؟ اگر قیمتش نفی خلاقیت و نفی نگاه خودویژه‌ نویسنده به جهان نباشد بسیار هم عالی است. چه قبل از فردوسی و چه بعد از آن ادبیات همواره صدای راستین انسان‌دوستی بوده و منادی صلح. ادبیات همواره گفته است که چو عضوی به درد آورد روزگار؛ دگر عضوها را نماند قرار؛ یا لااقل باید نماند قرار!»

راهکاری برای کاهش خشونت در استان قزوین

با اوصافی که از برخی ابعاد خشونت و راه‌های پیشگیری از آنها در استان خواندیم، می‌توان گفت یکی از ضرورت‌های عمده دستگاه‌های قضایی و همچنین نهادهای اجرایی مرتبط با جامعه در استان، تشکیل کارگروه پژوهشی ویژه برای تحقیقی دانشگاهی بر روی عوامل زمینه‌ساز خشونت و عوامل پیشگیری از بروز و ظهور خشونت در این زمینه‌هاست. چنین پژوهشی در صورت تامین بودجه و عدم وجود سنگ‌اندازی و... می‌تواند نقطه آغازی برای برخورد و ریشه کنی واقعی و پایدار خشونت خواهد بود. بخواهیم یا نخواهیم، برای بزرگ شدن و به چشم آمدن ایران عزیزمان در عرصه‌های بین‌المللی نیاز مبرمی به پژوهش داریم؛ حال در هر زمینه‌ای، یکی در حوزه صنعت و کشاورزی و کارآفرینی، دیگری در حوزه فرهنگ و هنر و ادبیات و.... کار کردن و زحمت کشیدن بدون برنامه یعنی هیچ!

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

حسین آذربایجانی
عضو انجمن زبانشناسی شناختی آلمان (Deutsche Gesellschaft für Kognitive Linguistik)
صاحب امتیاز و مدیرمسئول هفته نامه آوای چیستا
عضو هیات رییسه انجمن کان ذن ریو کاراته استان قزوین
عضو هیات مدیره کانون آوای چیستا (حوزه فعالیت: تحکیم بنیان خانواده)
پژوهشگر نورومارکتینگ، عصب شناسی زبان، رسانه و ارتباطات
دانشجوی دکترای تخصصی زبانشناسی شناختی پژوهشکده علوم شناختی IRICSS
(موضوع پایان نامه: نورومارکتینگ، سیستم لیمبیک مغز و تاثیر تبلیغات و پروپاگاندا
استاد راهنما: پروفسور حسن عشایری
استاد مشاور: پروفسور رضا نیلی پور)
کارشناسی ارشد زبانشناسی علامه طباطبایی تهران 88 تا 90
(موضوع پایان نامه: استعاره در مطبوعات فارسی زبان
استاد راهنما: دکتر کورش صفوی
استاد مشاور: دکتر یونس شکرخواه)
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 83 تا 87
عضو انجمن علوم اعصاب ایران
عضو انجمن زبانشناسی ایران
مدرس روانشناسی شناختی، زبان انگلیسی، مکاتبات اداری، بازاریابی و تبلیغات، زبانشناسی و فنون ترجمه 89 تا کنون در دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور و آموزشگاههای مختلف عمدتا تهران و قزوین
مترجم آزاد در حوزه متون ادبی و علوم انسانی 84 تا کنون
خبرنگار و نویسنده ستون «زیر سقف قزوین» هفته نامه تابان از 87 تا کنون
دبیرکل انجمن مترجمان جوان ققنوس 84 تا کنون
دبیرکل انجمن علمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 85 تا 87
دبیر گروه سیاسی هفته نامه حدیث قزوین 85 تا 87
خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایسنا قزوین 85 تا 86
عضو تحریریه ویژه نامه «حدیث نو» قزوین 85 تا 86
همکاری نامنظم به عنوان مترجم افتخاری ستون «گشتی در دنیای خبر» روزنامه ولایت قزوین از 79 تا 81
تماس:
Mail: zsqazvin(at)gmail(dot)com
Tel: 9354821851
مدیر وبلاگ : .

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان