تبلیغات
.:: هستن؛ مخمل آبی ::. - نمایشی به نام هفته پژوهش؛ تجربه زیسته یک پژوهشگر
.:: هستن؛ مخمل آبی ::.
برای آسانتر خواندن متن، دکمه های Ctrl و + را همزمان فشار دهید

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نمایشی به نام هفته پژوهش؛ تجربه زیسته یک پژوهشگر

نمایشی به نام هفته پژوهش
تجربه زیسته یک پژوهشگر

ولایت ـ دانشجوی جوان که باشید در یکی از دو گروه جا می‌گیرید؛ یا برای مسایلی غیر از علم به دانشگاه آمده‌اید و دنبال اتلاف وقت هستید، که در این صورت هدفی سهل‌الوصول دارید و قطعا به آن می‌رسید، یا دنبال علم و پژوهش هستید و در این صورت احتمالا چنین تجربه‌ای را شما هم مثل نگارنده زیسته‌اید!

پیش از نوشتن باید خواند؛ شما هم برای آنکه پژوهشی انجام دهید باید ابتدا ده‌ها کتاب و اثر و پژوهش‌های دیگران را خوانده و فهمیده باشید. این خود، کاری طاقت فرساست که از عهده هر کسی برنمی‌آید و اگر هم برآید کمتر کسی این روزها حس و حال و حوصله انجامش را دارد. وقتی می‌شود به راحتی در هر «کافی نت» مقاله ISI و پایان‌نامه با قیمت‌های نازل تهیه کرد، چه کسی حوصله می‌کند دنبال یک دستگاه تصویربرداری مغزی از این دانشگاه به آن دانشگاه و از زیرزمین‌های نمور این بیمارستان به آن بیمارستان برود و هر جایی بعد از ساعت‌ها توضیح و تشریح این نکته‌ها که «نقشه‌برداری مغزی ربطی به امنیت و جاسوسی و... ندارد و هزینه‌اش در قبال فوایدش ناچیز است و...» بشنود که: تماس می‌گیریم! و بعد از چندین ماه خبری از آن تماس کذایی نشود.

کسی که چنین زحمت و خفتی را بر خود هموار می‌کند، ابتدا از سوی همسالانش مورد تمسخر و تحقیر قرار می‌گیرد که پایان‌نامه‌ها و مقالات ضروری را با مبلغی کمتر از 2 میلیون تومان خریده و به قول خودشان «شرش را کنده» اند. در مسیر پژوهش و دربدری‌های آن هم مجبورند از مدیران بی‌سواد و ناکارآمد تا برخی کارمندان لجوج و خیره سر و به شدت بی‌ادب و هزار سد و مانع عبور کنند تا نهایتش از جناب رییس یا مدیر فهیم بشنوند که؛ بودجه نداریم! در اولویت‌های ما نیست! تبعات دارد! و...

حدود 6 سال پیش با همکاری دوستی مقاله‌ای علمی نوشته بودیم در باب فهم و درک استعاره در کودکان زیر 8 سال که یکی از حوزه‌های علمی پر بحث در جهان امروز است و هر سال چندین نقد و نظر و کتاب و مقاله در این حوزه نوشته می‌شود. مقاله در چهارمین کنفرانس بین‌المللی علوم شناختی ارائه شد و پس از آن یکی از استادان حاضر در کنفرانس که از انجمن زبانشناسی شناختی آلمان آمده بود، درباره مقاله با نگارنده گفتگویی مفصل داشت. استاد برجسته آلمانی در این گفتگو بر نقطه ضعف تحقیق یعنی کم بودن تعداد آزمودنی‌ها (10 نفر) انگشت گذاشت و گفت موضوع جالب است و می‌تواند فلان نظریه «ژان پیاژه» را که در واقع رکن اصلی «روانشناسی کودک» است؛ نقض کند و نقطه عطفی در تاریخ این علم باشد؛ به شرطی که تعداد آزمودنی‌هایش به مراتب بیشتر از 10 نفر و قابل تعمیم‌تر باشد.

یافتن این تعداد آزمودنی زیر 8 سال تنها در آموزش و پرورش ممکن بود و سراغ این ارگان عریض و طویل و پربازده! رفتیم تا در یک هم‌توانی و هم‌افزایی علمی، دانش روانشناسی شناختی را به جلو حرکت دهیم و اسم کشورمان را در صدر خبرهای علمی دنیا قرار دهیم؛ اما چشمتان روز بد نبیند. در استان قزوین که اصلا و ابدا حمایتی نشد و بدتر نزدیک بود به اتهام! پژوهش و پیگیری زیاده از حد موضوع دچار تبعاتی هم بشویم. به همین خاطر عازم تهران شدیم تا شاید آنجا بتوان این تحقیق را عملی کرد و آنجا هم رفتاری سرد و انگیزه کش در حد و حدود همین رفتار هم استانی‌های خود دیدیم و ناگزیر به وزارت عریض و طویل آموزش و پرورش رفتیم و معاون جناب وزیر اسبق را ملاقات کرده و پس از یک ساعت توضیح درباره روند پژوهش و اهمیت موضوع و روش‌شناسی و... معاون محترم افاضه فرمودند «حالا گیرم نظریه این یارو... اسمش پیاز بود؟ چی بود؟ این را نقض کردید. که چی؟»

ناگفته پیداست که عطای آن پژوهش را به لقایش بخشیدیم و رهایش کردیم چون در جایی که معاون وزیر آموزش و پرورش آن بزرگترین روانشناس کودک را نشناسد و حتی به تمسخر اسمش را «پیاز» تلفظ کند، چه امیدی به فایده پژوهش؟ این تازه مشتی از هزاران خروار تجربه انگیزه کش است که هر روز و هر لحظه دهها و صدها پژوهشگر جوان در کشور با آن روبرو می‌شوند و یا سرخورده و مغموم دنبال یک لقمه نان و شغل آزاد و بازار می‌روند و یا چمدان هجرت به دست می‌گیرند و رهسپار غربتی می‌شوند که آنجا ارج و قرب و ارزش علم و پژوهش را بشناسند.

در امثال و حکم ترکی روایتی داریم از دو رفیق که یکی تکیده و استخوانی بود و دیگری فربه و پروار؛ باری آن تکیده پریده رنگ که آشکارا دچار سوءتغذیه بود پیش آن فربه سرخ و سفید ادعا می‌کرد که من همیشه غذای خوبی می‌خورم و زیاد هم می‌خورم. دوست سالم و سرحال نگاهی به سرتاپای او انداخت و گفت؛ تو که این همه می‌خوری، پس کو دمبه‌ات؟!

همین روایت را که صورتی از ضرب‌المثل در فارسی و ترکی یافته می‌توان به حوزه «پژوهش» و هفته آخر آذرماه تعمیم داد که مثل هر چیز مظلوم دیگری یک روز (و در موارد مظلومیت شدیدتر؛ از‌جمله پدیده‌هایی مثل پژوهش یک هفته تمام) را به نامش کرده‌اند. به همین قیاس می‌توان از مدعیان پژوهش و یکایک مسئولان استان که چنین ادعای جالبی دارند؛ پرسید؛ اگر این گونه که ادعا می‌کنید پیگیر و پابند پژوهش هستید، پس «دمبه» ارگان و سازمانی که مدیریتش می‌کنید کجاست؟ چرا بخش اعظم شرکت‌های دولتی ضررده هستند؟ چرا با وجود ده‌ها نهاد و سازمان بودجه بگیر فرهنگی! وضعیت فرهنگ اینگونه زار و نزار است؟ چرا با وجود ده‌ها و صدها ارگان و نهاد و تریبون مداخله‌گر در مسایل اجتماعی، وضعیت شاخص‌های اجتماعی استان و کشور به سمتی می‌رود که داد وزیر کشور را در ملاعام درمی‌آورد؟ به جای چنین ادعاهای توخالی و برگزاری نمایش‌های عبث و بی‌فایده‌ای مثل هفته پژوهش باید دنبال «پژوهش واقعی و عملی» بود و فضا را برای پژوهشگر مهیا کرد. باید از مسئولان سابق و کنونی همین استان پرسید چرا مدیران و نخبگان بومی استان در زادگاه خود قدر ندیده و بر صدر نمی‌نشیند تا جایی که از این استان گریزان شده و زمانی که از شدت ناملایمات یا حدت حملات به استان دیگر یا کشور دیگری هجرت می‌کنند؛ یکباره استعدادشان شکوفا می‌شود و قله‌ها را یکی پس از دیگری فتح می‌کنند؟ بی‌گمان، یافتن پاسخ این سوال‌ها به مراتب مفیدتر از کارناوال‌های بی‌فایده‌ای مثل هفته‌های پژوهش بی‌نتیجه است. 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

حسین آذربایجانی
عضو انجمن زبانشناسی شناختی آلمان (Deutsche Gesellschaft für Kognitive Linguistik)
صاحب امتیاز و مدیرمسئول هفته نامه آوای چیستا
عضو هیات رییسه انجمن کان ذن ریو کاراته استان قزوین
عضو هیات مدیره کانون آوای چیستا (حوزه فعالیت: تحکیم بنیان خانواده)
پژوهشگر نورومارکتینگ، عصب شناسی زبان، رسانه و ارتباطات
دانشجوی دکترای تخصصی زبانشناسی شناختی پژوهشکده علوم شناختی IRICSS
(موضوع پایان نامه: نورومارکتینگ، سیستم لیمبیک مغز و تاثیر تبلیغات و پروپاگاندا
استاد راهنما: پروفسور حسن عشایری
استاد مشاور: پروفسور رضا نیلی پور)
کارشناسی ارشد زبانشناسی علامه طباطبایی تهران 88 تا 90
(موضوع پایان نامه: استعاره در مطبوعات فارسی زبان
استاد راهنما: دکتر کورش صفوی
استاد مشاور: دکتر یونس شکرخواه)
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 83 تا 87
عضو انجمن علوم اعصاب ایران
عضو انجمن زبانشناسی ایران
مدرس روانشناسی شناختی، زبان انگلیسی، مکاتبات اداری، بازاریابی و تبلیغات، زبانشناسی و فنون ترجمه 89 تا کنون در دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور و آموزشگاههای مختلف عمدتا تهران و قزوین
مترجم آزاد در حوزه متون ادبی و علوم انسانی 84 تا کنون
خبرنگار و نویسنده ستون «زیر سقف قزوین» هفته نامه تابان از 87 تا کنون
دبیرکل انجمن مترجمان جوان ققنوس 84 تا کنون
دبیرکل انجمن علمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 85 تا 87
دبیر گروه سیاسی هفته نامه حدیث قزوین 85 تا 87
خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایسنا قزوین 85 تا 86
عضو تحریریه ویژه نامه «حدیث نو» قزوین 85 تا 86
همکاری نامنظم به عنوان مترجم افتخاری ستون «گشتی در دنیای خبر» روزنامه ولایت قزوین از 79 تا 81
تماس:
Mail: zsqazvin(at)gmail(dot)com
Tel: 9354821851
مدیر وبلاگ : .

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان