تبلیغات
.:: هستن؛ مخمل آبی ::. - بیماران راضی، بیمارستان ها ناراضی؛ گزارش میدانی ولایت از طرح تحول سلامت و بیمه همگانی
.:: هستن؛ مخمل آبی ::.
برای آسانتر خواندن متن، دکمه های Ctrl و + را همزمان فشار دهید

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بیماران راضی، بیمارستان ها ناراضی؛ گزارش میدانی ولایت از طرح تحول سلامت و بیمه همگانی

حسین آذربایجانی

صبح اول وقت اگر سری به بیمارستان‌هایی مثل تامین اجتماعی یا بوعلی بزنید، با خیل عظیمی از بیماران روبرو می‌شوید که خواب را بر خود حرام کرده و از ساعات ابتدایی صبح به بیمارستان آمده‌اند تا نوبت دیدار با پزشک متخصص بگیرند. برای تهیه این گزارش سری به چند بیمارستان از جمله تامین اجتماعی و بوعلی و... زدیم تا حرف مردم را از زبان خودشان بشنویم. مسعود عباسی یکی از این بیماران است که نارسایی کلیه دارد و به گفته خودش ماه‌هاست در این صف‌های نابسامان و شلوغ صبح را به ظهر می‌رساند.

بیماران زیاد و پزشکان نسبتا کم

عباسی که اتفاقا خودش بهداشت محیط خوانده است، درباره مسائل و مشکلاتی که برای بیماران پیش می‌آید به ولایت می‌گوید: متاسفانه به دلایل گوناگون از جمله آلودگی هوا، آهک آب، سموم چینی و ماندگار استفاده شده در میوه‌ها، روغن پالم موجود در روغن‌های نباتی، آبیاری سبزیجات با فاضلاب و پارازیت‌های ماهواره‌ای و صدها علت دیگر، بیش از 10 سال است که تعداد بیماران روز به روز افزوده می‌شود.

از ویزیت 3 هزار تومانی تا زایمان طبیعی رایگان

این شهروند درباره سیاست‌های بهداشتی دولت تدبیر و امید به ولایت می‌گوید: ویزیت‌های سه هزار تومانی، دفترچه بیمه‌هایی که به دست تمام مردم کشور داده شد، رایگان شدن زایمان طبیعی و احیای مجدد مراکز بهداشتی درمانی در مناطق محروم از جمله اتفاقاتی بود که در سایه اجرای طرح تحول نظام سلامت وزارت بهداشت در دولت تدبیر و امید رخ داد.

به گفته عباسی این اقدام دولت حسن روحانی باعث شد خانواده‌هایی که بیمار دارند، دغدغه و دردی بجز همان بیماری نداشته باشند و بتوانند با هزینه‌ای اندک در حد 3 هزار تومان از خدمات خوب پزشک متخصص در بیمارستان‌های دولتی برخوردار شوند؛ با این حال ایرادات مدیریتی و همچنین امکاناتی وجود دارد و مثلا برای دریافت نوبت از همین پزشکان، بیمار باید هفت خوان رستمی را طی کند که اولین آنها بیدار شدن از ساعات ابتدایی صبح و حضور در سالن‌های بیمارستان‌ها پیش از طلوع خورشید است.

عباسی به ولایت می‌گوید: همین شلوغی و لزوم حضور چندین ساعته بیماران در بیمارستان به علاوه نبود امکانات ابتدایی در حد نیمکت کافی برای نشستن بیماران باعث بروز مشکلات بسیاری می‌شود که نیاز است مسئولان استان برای آنها فکری کنند برای رضای خدا هم که شده مقداری از بودجه‌های کلان خودشان را به کار خداپسندانه و خیرخواهانه تجهیز بیمارستان‌ها اختصاص دهند.

بنده خودم در ساختار بهداشت و درمان استان هستم و می‌بینم حقیقتا مسئولیت‌های دانشگاه علوم پزشکی بسیار سنگین و گسترده است و از سوی دیگر بودجه اختصاص داده شده به این بخش مهم و حیاتی در مقایسه با سایر بخش‌های غیرضروری و حتی مضر! بسیار اندک و ناچیز است.

سرانه بودجه بهداشت در ایران

بودجه‌ی وزارت بهداشت ایران در سال 1396 حدود 48 هزار و سیصد میلیارد تومان است. لذا سرانه‌ی سهم هر ایرانی از بهداشت و درمان در سال آینده، 603 هزار تومان است. تازه این در دولت روحانی است. خدا می‌داند وضع برخی از دردمندان و مریض‌دارها، در دولت قبل به چه فلاکتی بوده است.
اینها را دکتر محمدحسین غیاثی می گوید؛ پزشکی که دستی هم بر سیاست‌های درمانی دارد و تحلیل هایش از طرح تحول نظام سلامت، جالب توجه است.

چیستی و چرایی طرح تحول نظام سلامت

پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، طرح تحول نظام سلامت را تدوین کرد. این طرح که بدنبال «محافظت مالی» مردم در قبال هزینه‌های سلامت، ارتقای کیفیت و افزایش دسترسی به خدمات درمانی است، از 15 اردیبهشت‌ماه سال 1393، در بیمارستان‌های دولتی سراسر کشور به اجرا در آمد. برخی از کارشناسان می‌گویند اگرچه اجرای طرح، زمینه‌ی افزایش رضایتمندی مردم و گروهی از بازیگران حوزه‌ی سلامت را فراهم آورد؛ ولی تداوم اجرای طرح با چالش‌هایی جدی مواجه است.

اهداف طرح تحول نظام سلامت

اهداف زیادی را می‌توان برای طرح تحول نظام سلامت ایران برشمرد؛ اما مهمترین سرفصل‌های این اهداف در سه حوزه ذیل قابل خلاصه شدن است:

ـ1ـ محافظت مالی مردم در قبال هزینه‌های سلامت: کاهش میزان پرداخت بیماران در بیمارستان‌های دولتی، ناشی از تخصیص منابع مالی گسترده (ناشی از هدفمندی یارانه‌ها، 1 درصد ارزش افزوده، طرح پزشک خانواده و بیمه‌ها) است؛ به عبارتی دیگر، کاهش هزینه‌های درمانی مردم (فقط در بخش دولتی)، با افزایش هزینه‌های دولت همراه شد. شایان ذکر است، با اجرای فاز سوم طرح تحول، تعرفه‌ها رشد 120 تا 300 درصدی را تجربه نمود که باعث افزایش مجدد منابع تخصیصی دولت و همچنین هزینه‌ی درمانی بیماران در بیمارستان‌های خصوصی شد.

ـ2ـ ارتقای کیفیت خدمات درمانی: ارتقای کیفیت خدمات درمانی، ناشی از ارتقای کیفیت خدمات ویزیت (استفاده از پزشکان متخصص و فوق تخصص) و هتلینگ در بیمارستان‌های دولتی بوده که پشتوانه‌ی ارتقای کیفیت خدمات نیز تزریق منابع مالی برای ایجاد انگیزه در پزشکان برای حضور در بخش دولتی و ارتقای تجهیزات بیمارستان‌ها است.

ـ3ـ افزایش دسترسی به خدمات درمانی (عدالت درمانی): به علت انگیزه‌ی پایین کادر درمانی برای خدمت در مناطق محروم، همواره این مناطق از کمبود نیروی انسانی، بویژه پزشکان متخصص رنج می‌برد؛ از این رو، یکی از مهمترین اهداف نظام های سلامت، تامین کادر درمانی این مناطق بوده است که در بسته‌ی دوم طرح تحول، سعی شده انگیزه لازم برای تامین پزشکان متخصص این مناطق با تزریق منابع مالی ایجاد شود. قابل ذکر است: تداوم اهداف ذکر شده، فقط با تداوم تزریق منابع مالی ممکن است.

از بذر تا درخت تناور؛ خون دل‌ها باید!

سید‌حسن قاضی‌زاده‌هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکیِ دولت حسن روحانی، از همان ابتدای انتصابش عزم خود را جزم کرد تا بذر طرح تحول سلامت را به درختی تنومد تبدیل کند. اقدامات وی در دولت یازدهم سر زبان‌ها افتاد و منتقدان بسیاری هم پیدا کرد؛ اما رسانه دوستی و ارتباط خوب او با آیینه تمام نمای مشکلات جامعه، تا حدی مخالفان را آچمز کرد.

دفاع وزیر بهداشت دولت تدبیر و امید از بزرگترین طرح سلامت تاریخ جمهوری اسلامی

بسیاری از صاحبنظران (حتی مخالفان) طرح تحول نظام سلامت را بزرگترین طرح سلامت و بهداشت در تاریخ جمهوری اسلامی دانسته و بر اثرگذاری آن اذعان دارند. منتهی هیچ املای نوشته شده‌ای بی‌غلط نیست و به هر ترتیب انتقاداتی هم بر این طرح وارد خواهد بود. نقدهایی که حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت دولت حسن روحانی در مصاحبه‌های مختلف اینگونه به آنها پاسخ می‌دهد؛ هاشمی در پاسخ به اینکه بسیاری به شما درباره طرح تحول سلامت و مزایایی که برای پزشکان داشته، انتقاد می‌کنند، عنوان کرد: این مطلب حقیقت ندارد، به طور مثال بعضی از پرستاران از ما گلایه دارند اما کاری که ما در این دولت برای پرستاران انجام دادیم، در کدام دولت انجام شده؟

به گفته وی، البته این به معنی رضایت کامل ما از اقدامات انجام شده نیست. اگر به ما کمک می‌شد می‌توانستیم خیلی کارهای نشده را برای صنوف مختلف در حوزه سلامت انجام دهیم. حالا هم فکر می‌کنم برای یک دوره مسئول سلامت مردم کشورم هستم. بنابراین باید به گونه ای رفتار کنم که بعدها غصه نخورم.

وی با اشاره به تکمیل برنامه‌های طرح تحول سلامت از جمله افزایش بیش از 20 هزار تخت بیمارستانی و واحدهای زایمان طبیعی و همچنین تکمیل پرونده الکترونیک بهداشت ایرانیان اضافه کرد: روزهای بعد از وزارت برای من روزهای بسیار سختی است؛ چرا که در مملکت ما بخصوص در عرصه سیاسی، این مساله باب شده که همه مشکلات و کمبودها را بر گردن مسئول قبلی می‌اندازند.

البته به گفته هاشمی، طرح تحول سلامت به بن‌بست نرسیده و تنها مشکلاتی دارد که امیدوارم هرچه زودتر برطرف شود. باید گفت این مشکلات نیز مربوط به خود طرح نمی‌شود، مردم نیز از اجرای این طرح رضایت نسبی دارند.

وزیر بهداشت در پاسخ به این پرسش که چرا سیاسیونی که حامی طرح تحول سلامت بوده‌اند؛ هم‌اکنون به مخالفان آن تبدیل شده‌اند؛ بیان کرد: بنده از دکتر نوبخت شنیدم که همه از این طرح حمایت و تعریف می‌کنند. این طرح هم در مجلس و هم در خارج از آن مورد حمایت بوده اما آنچه برای ما مهم‌تر است؛ رضایت مردم است.

هزینه عمل جراحی سرطان؛ 16 هزار تومان

مصطفی رحمانی که برای جراحی و خارج کردن تومور سرطانی از پای فرزندش به بیمارستان مراجعه کرده بود، درباره طرح تحول نظام سلامت و تاثیر آن بر زندگی و شرایط خانواده های بیماران به ولایت گفت: من و بسیاری از خانواده های بیماران، از این طرح راضی هستیم و از جناب رییس‌جمهور و همچنین وزیر کاردان و لایق ایشان تقدیر و تشکر می کنیم؛ چرا که شرایط را برای ما بسیار قابل تحمل کرده‌اند. پیش از روی کار آمدن این طرح چه کسی باورش می‌شد برای خارج کردن تومور سرطانی با عمل جراحی و یک هفته بستری در بیمارستان مبلغی اندک و ناچیز در حد 16 هزار و پانصد تومان در صورتحساب بیمارستان ببیند؟ چنین عمل و بستری طولانی مدتی حداقل هزار برابر این هزینه را بر خانواده بیماران تحمیل می‌کرد و به همین خاطر بخش عمده‌ای از آنها که مریض بودند از ترس هزینه‌های سنگین بیماری به درمان روی نمی‌آوردند و سال‌ها در درون خودشان زجرکش می‌شدند تا زجر و فشار مالی خانواده‌شان را نبینند. اما حالا اوضاع بسیار بهتر از پیش شده و شب‌ها با خیال راحت سر بر بالش می‌گذاریم چون می‌دانیم دولت روحانی اگر هر نقص و عیبی داشته باشد، هوای بیماران و خانواده‌های دردمند آنان را حسابی دارد و کاری عظیم برای ما انجام داده که ابتدا شکرگزار خدا و سپس ممنون از این خدمت عالی دولت هستیم.

پزشکان و هزینه‌‌های درمان     

به گفته دکتر غیاثی؛ پزشکی تنها رشته‌ای است که هدف آن تامین سلامت فرد فرد جامعه‌ی انسانی است. به همین دلیل این رشته از ابتدای تاریخ تا به حال رشته‌ی پردرآمدی محسوب می‌شده است.

چون هیچ چیز در دنیا ما به ازای سلامت انسان نیست. گاهی انسان‌ها برای رها شدن از ملال و رنج بیماری حاضرند تمام ثروتشان را ببخشند. لذا تعیین قیمت خدمات سلامت را نمی‌توان بر مبنای تعداد سال‌هایی که یک پزشک درس خوانده محاسبه کرد.

حتی در داخل خود رشته‌های پزشکی یک فیزیوتراپیست که فقط تا مقطع کارشناسی درس‌خوانده گاهی درآمدش از یک جراح مختصص بیشتر است. چون او می‌تواند فردی را که مثلاً دچار ضایعه در دیسک ستون فقرات شده، بدون عمل جراحی دوباره به سر زندگی معمول و عادی‌اش برگرداند.

دولت‌های مدرن در بخش سلامت دو کار عمده انجام می‌دهند. اول اینکه بالاترین سهم درآمد ملی را برای سلامت خرج می‌کنند و دوم اینکه دائماً نظام سلامت را تحت رفرم و روزآمدی و بازنگری قرار می‌دهند. در ایران نیز از زمانی که دولت مدرن پا گرفته است، دولت‌ها عمدتاً همین دو هدف را در نظر داشته‌اند که بسته به شرایط، قبض و بسط داشته است. اما مثل بقیه‌ی کارهایشان فاصله‌شان در این کار هم با یک دولت مدرن غربی چند هزار کیلومتر بوده و هست.

این پزشک، طرح تحول نظام سلامت را به یک انقلاب عظیم تشبیه کرده و در این باره معتقد است: به دلیل ضعف دولت مدرن در ایران و کمبود میزان درآمد ملی، اقتصاد سلامت هم مثل بخش‌های دیگر اقتصاد در ساختی نسبتاً مستقل و جدا از دولت به جلو می‌رود. این جدایی تا حدی عمق می‌یابد که هرگونه دخالت دولت در آن می‌تواند یک نوع شبه انقلاب دولتی محسوب شود و مثل هر انقلابی آفات و عوارض خود را داشته باشد. طرح تحول نظام سلامت یک انقلاب در حوزه‌ی سلامت است. و مثل هر انقلابی، دگرگونی‎ها و چالش‌های زیادی ایجاد کرده و دو صف راضیان و ناراضیان را در برابر هم قرار داده است. این طرح هم اشتباهات بزرگی دارد و هم مواهب بسیاری.

نکات مثبت و منفی طرح تحول نظام سلامت از دید یک پزشک

به گفته غیاثی در این طرح یک بیمار با 3500 تومان توسط متخصص ویزیت می‌شود. این رقم در بخش خصوصی 35 هزار تومان است. پس این یک موقعیت ظاهرا خوب برای بیمار است. مابه‌التفاوت از جیب دولت به پزشک مزبور داده می‌شود. یعنی علی‌القاعده قرار است داده شود. حالا می‌دهند یا نمی‌دهند و از سر و تهش می‌زنند یا نمی‌زنند یک چیز و اینکه کل این اقتصاد ذیل اقتصاد دولتی قرار می‌گیرد و مثل هر بخش اقتصادی دیگر با آفات و عوارض دولتی‌شدن مواجه است یک چیز دیگر است. مع‌الوصف بیماری که با این رقم نازل می‌تواند از معاینه‌ی یک پزشک متخصص برخوردار شود؛ طبعا حاضر نیست که 22 هزار تومان به پزشک عمومی در بخش خصوصی بدهد. اینجاست که به مرور پزشک عمومی بخش خصوصی از روند خدمات سلامت حذف می‌شود یا که مجبور است به استخدام همان سیستم دولتی دربیاید. ضمن اینکه این روند با سیاست‌های اعلامی رییس‌جمهور کنونی در تباین است و از مزیت‌ها و فوایدی که شهروندان با رقابت و انتخاب در بخش خصوصی بدست می‌آورند؛ محروم می‌شوند. چه کسی معتقد است خدمات در بخش دولتی مشابه خدمات در بخش خصوصی است؟ در ادامه‌ی این فرآیند نوبت به متخصصان می‌رسد. به ویژه آن تعدادی که در شهرهای کوچک و متوسط حضور دارند. آنها یا باید با دولت قرارداد ببندند یا از آن شهر مهاجرت کنند. اگر دولتی شدن برای اقتصاد خوب نیست و آفات و عوارض و فسادها و کاهش بهره‌وری را در پی دارد، پس برای سلامت هم نباید کار چندان خوشایندی باشد. این اتفاقی است که در طرح تحول نظام سلامت بوجود آمد.

حذف‌ آرام پزشک عمومی از چرخه درمان

غیاثی در ادامه تحلیل خود تصریح می‌کند: شما وقتی پزشک عمومی را در بخش خصوصی حذف می‌کنی به این معنا است که یک پزشک که دیگری درباره‌ی سلامت بیمار می‌تواند جامع‌نگرانه نگاه و قضاوت کند یا علی‌القاعده اینگونه باشد (هست یا نیست حرف دیگری است) و به عنوان فرمانده عملیات، مسیر حرکت درست بیمار را طراحی کند، کنار می‌زنی و بیمار به تشخیص خودش متخصص را انتخاب ‌کند. چند متخصص را می‌رود. آنها پس از معاینه به او می‌گویند که از بابت تخصص آنها مشکلی ندارد تا بالاخره در این بازی گل یا پوچ یک بار گل می‌شود. بدیهی است، آن هزینه‌های قبلی که صورت گرفته را هم دولت و هم بیمار از جیب می‌دهند. دولت از بودجه‌ی طرح تحول نظام سلامت می‌پردازد و بیمار با میزان تعداد روزهایی که دنبال بیماری‌اش است، و از پیش این دکتر به پیش آن دکتر می‌رود و هزینه‌ی رفت و آمد و مسافرت و غیره. هکذا شما وقتی پزشک متخصص بخش خصوصی را تضعیف می‌کنی، طبعا بخشی از شهروندان را از دست یافتن به خدمات ویژه‌ای که صرفا در یک اقتصاد غیردولتی و رقابتی احتمالا به آن نائل می‌شود؛ محروم کرده‌ای.

عیب‌های مدیریتی

دکتر علی حسینی یکی از پزشکانی است که در گفتگو با ولایت معایب این طرح را بیشتر از محاسن آن می‌داند و البته بر این نکته انگشت می‌‌گذارد که مشکل مدیریتی است وگرنه نفس این طرح می توانست به نحو بسیار بهتر و کارآمدتری اجرا شود و مشکل خاصی پیش نیاورد. به گفته حسینی یکی از مهم‌ترین اشکالات این طرح آن است که زمینه را برای انحصارطلبی برخی از پزشکان متنفذ مهیا می‌کند و چنین چیزی باعث می‌شود پزشکان دیگر به حاشیه رانده شده و توان رقابت را از دست بدهند و طرحی که برای تحول نظام سلامت ارائه شده بود ممکن است به تدریج بی‌انگیزگی و بیکاری و سرانجام مهاجرت پزشکان را بیشتر کند.

آنگونه که حسینی می‌گوید: اولویت مهم‌تری در وزارت بهداشت و درمان وجود دارد و آن، تحول مدیریتی است! وقتی بهترین طرح‌ها و برنامه‌ها را به مدیرانی کم کفایت و ساختاری ناکارآمد بسپاریم، مسلما حاصل کار چیز قابل قبول و حتی قابل تحملی از آب درنمی‌آید. برای همین امر باید ساختار وزارت بهداشت و بیمارستان‌های استان و کشور ما به تدریج و تحت نظر و مدیریت کارشناسان و متخصصان مدیریت سلامت اصلاح شود. این اصلاح هم کار یک روز و یک دولت نیست و باید عزمی فراتر از یک دولت در میان باشد و مثل طرح چشم‌انداز 5 ساله توسعه، طرحی برای چشم‌اندازهای 5 ساله اصلاح نظام سلامت کشور تدوین و اجرا شود تا بتوانیم شاهد اقدامات مفیدتر و اوضاع بهتری برای بیماران و پزشکان و تمام دست‌اندرکاران نظام سلامت ایران باشیم.

مزایای طرح تحول نظام سلامت

همکار حسینی، دکتر غیاثی اما به نکات دیگری اشاره می‌کند که مزایای طرح مذکور را هم پررنگ می‌نماید. به گفته غیاثی آنچه در طرح تحول نظام سلامت، درست صورت گرفت، برجسته شدن اهمیت سلامت نزد دست‌اندرکاران حکومت است. حکومتی که برای سلامت شهروندان اهمیت قائل شود؛ احتمالا سایر سیاست‌هایش هم تابعی از آن قرار خواهد گرفت. روزآمدساختن ارزش خدمات سلامت و رسمیت بخشیدن به آن توسط دولت برای تولیدکنندگان این خدمات هم دستاورد دیگر این طرح بود؛ اگرچه با ضربه‌ای که به بخش خصوصی سلامت وارد آمد در کوتاه مدت شاید چندان فایده‌بخش نباشد.

این طرح حاشیه‌ای از امنیت سلامت را در روانشناسی اجتماعی به وجود آورد و سنگینی بار اقتصاد سلامت را تاحدودی کاهش داد. به هرحال در سیستم دولتی خدمات اگرچه شلوغ و پر اذیت اما ارائه می‌شود و پناهگاهی برای افراد مستاصل جامعه هست که در ناامیدی مطلق دارفانی را وداع نگویند.

باز هم ضعف مدیریت نیروی انسانی

طبق اعلام سازمان نظام پزشکی، تعداد کل پزشکان در قید حیات و دارای شماره نظام پزشکی (ساکن ایران یا خارج از ایران) 122 هزار و 901 نفر است. کمتر از 40 هزار متخصص و فوق‌تخصص و حدود 83 هزار نفر هم پزشک عمومی هستند. دکتر غیاثی هم البته در پایان به گفته‌های همکارش، دکتر حسینی می‌رسد و ضعف‌های مدیریتی را یکی از مهم‌ترین معضلات نظام سلامت کشور ارزیابی کرده و درباره آمار فوق می‌گوید: بدیهی است که بخش نه چندان کمی از اینها به خدمات سلامت اشتغال ندارند. عده‌ای به خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند و عده‌ای هم به کارهای غیرپزشکی مشغولند. این سخن وزیر بهداشت را که در خرداد سال 94 گفته است بخوانید تا ببینید که موضوع اقتصاد سلامت تا چه حد پیچیده است:

«اوایل فکر می‌کردم، 20 هزار پزشک عمومی بیکار داریم؛ ولی با پرداختی 17 میلیون تومانی هم بیش از 1500 پزشک نیامدند یعنی یا این تعداد پزشک عمومی بیکار نداریم یا آن‌ها فقط شماره نظام پزشکی دارند و دیگر پزشک نیستند.»

به عبارت دیگر میزان ماندگاری سرمایه‌ی انسانی در حوزه‌ی طبابت که بابت آن هزینه‌ی زیادی بر دوش جامعه وارد آمده است؛ کم است و طبعا بدون داشتن نیروی انسانی کافی هیچ طرح اولیه‌ای به درستی اجرا نخواهد شد. چه رسد به اینکه ما بخواهیم طرح‌های خاص و متنوعی و پیشرفته‌ای را در حوزه‌ی سلامت پیاده کنیم.

نابسامانی‌ها و ناآرامی‌هایی که بر جامعه‌ی ما گذشته است مثل همه‌ی بخش‌های دیگر ضربه‌ی خود را بر حوزه‌ی سلامت هم زده است و باعث شده است که ما در ایران تا حد زیادی از طبابت درست و مطلوب فاصله پیدا کنیم. طبابت شکلی نیمه صنعتی پیدا کرده است. بیمارانی که در بیمارستان‌ها یا راهروی مطب پزشکان، ویلان و سیلان توسط منشی‌ها روی نوار نقاله قرار داده می‌شوند و داخل دستگاهی به نام مطب یا کلینیک پزشک وارد می‌شوند و از آن طرف درمی‌آیند. با یک نسخه‌ای در دست تا شفایشان را از یک داروی شیمیایی بگیرند. طبیب چقدر با بیمار حرف زد؟ چقدر به او نگاه کرد؟ درباره‌ی بیماری‌اش چه آموزشی به او داد؟ به زبانی که او بفهمد چه توصیه‌هایی به او کرد و قرار گذاشتند تا دوباره چه زمانی همدیگر را ببینند؟ در انکولوژی هاریسون نوشته است که طبیب در هنگامی که بر بالین یک بیمار مبتلا به سرطان که آخرین روزهای عمر را می‌گذرد حاضر می‌شود دست بیمار را به دستش بگیرد و به چشم او نگاه کند و به سخنان او گوش بدهد. البته که در ایران پزشکانی اینگونه هستند و کم هم نیستند و خواهند بود. اما وقتی که اقتصاد سلامت صنعتی می‌شود، به موازات آن جنبه‌های انسانی طبابت هم کمرنگ می‌شود. وقتی سیستم درهم ریخته می‌شود، وقتی نیروی انسانی کافی متناسب نیازها وجود ندارد و اقتصاد یک مملکت کشش آن تعداد نیرو را ندارد؛ پس باید انتظارات را هم در حد مقدورات پایین آورد.

برخورد ناشایست برخی کارمندان

در حضوری که در بیمارستان‌های مختلف شهر برای تهیه این گزارش داشتیم، بسیاری از شکایات و انتقادات مردم از نحوه برخورد برخی از عوامل و کارمندان بیمارستان‌ها بود که به گفته آنان در بعضی از موارد، دور از شان و شخصیت بیمار و به نوعی تحقیرآمیز و توهین‌آمیز بوده است. لیلا مجیدی، یکی از بیماران است که در این باره به ولایت می‌گوید: بعضی از کارمندان بیمارستان‌ها بخصوص آنهایی که در پایین‌ترین جایگاه‌ها قرار دارند، طوری با غرور و از ارتفاع چند هزار متری به بیمار نگاه می‌کنند که انگار بیمار برای تکدی‌‌گری به بیمارستان رفته و دست کمک به سوی آنها دراز کرده؛ در حالی که باید عزت و احترام بیمار حفظ شود.

مهدیس توکلی، یکی دیگر از مراجعان به بیمارستان است که مادر سالخورده‌اش را برای بیماری قلبی آورده است. توکلی که روانشناسی خوانده است، درباره شیوه برخورد برخی از عوامل بیمارستانی با مردم به ولایت می‌گوید:‌ در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته جهان معیارهای روانشناختی خاصی را برای استخدام و به کار گیری افراد در پست‌های حساسی مثل برخورد با بیماران در نظر می‌گیرند و پیش از استخدام یک نفر چندین آزمون شخصیت و هوش و... از افراد می‌گیرند تا مطمئن شوند کسی که قرار است صبح تا شام با بیماران و خانواده‌های آنان برخورد داشته باشد، اقلا اندکی سلامت روانی داشته و با رویی گشاده و برخوردی انسانی با آنان رفتار شود. این در حالی است که در ایران نه تنها بیمارستان‌ها بلکه بسیاری جاهای حساس دیگر هم تنها معیار استخدام، آشنایی و سفارش و... است و همین مساله باعث می‌شود در بعضی موارد کسانی بر بیمار و خانواده‌اش مسلط شوند که شایستگی لازم را ندارند و بر رنج و درد آنان می‌افزایند.

حقوق اندک و فشار کاری بالا

یکی از خدمه بیمارستان که شاهد این گفتگو با بیماران است، پیش می‌آید و در واکنش به انتقادات بیماران و خانواده‌های آنان به پرسنل بیمارستان می‌گوید: ما هم بالاخره انسان و دارای مشکلات و عیب‌هایی هستیم. با این حال کسی دوست ندارد با بیمار یا خانواده او بد برخورد کند؛ اما وقتی فشار و تنش همیشگی و عدم امنیت شغلی و حقوق اندک و برخی از برخوردهای تند را با هم جمع کنید و روی سر یک نفر بریزید، مسلما او هم آستانه تحملی دارد و گاهی ممکن است در واکنش به این همه فشار از کوره در برود. الان ماه‌هاست که دانشگاه علوم پزشکی با مشکلات عدیده مالی روبروست و تا می‌گوییم حقوق و اضافه کار و... روسای بیمارستان فورا می‌گویند مبلغ کلانی از دانشگاه و بیمه‌ها طلبکاریم و هر وقت دادند می‌دهیم.

پیشنهادهایی برای رفع نقاط ضعف طرح

در این گزارش کوشیدیم نکات مثبت و منفی این طرح را از زبان و دیدگاه پزشکان، بیماران و کارمندان بیمارستان‌های استان بررسی کنیم و قضاوت را به خواننده بسپاریم. با این حال احمد فرقانی، در یادداشتی در پایگاه خبری تحلیلی الف، تحلیل و پیشنهادی داشته که به نظر برای حسن ختام این گفت و شنود مفید به نظر می‌رسد. به نوشته فرقانی: تزریق منابع مالی به حوزه‌ی سلامت از اهمیتی بسیار برخوردار است ولی با توجه به اینکه بخش های مختلف اقتصاد، با کمبود منابع مالی مواجه است، انتظار می‌رود تخصیص منابع بر اساس اصول پذیرفته شده‌ی نظام‌های سلامت، به ویژه بخش‌های بهداشت و پیشگیری که دارای حداکثر بازدهی است، صورت گیرد و از آزمون و خطا در تزریق منابع پرهیز شود.

تأمین سلامت آحاد جامعه بر اساس قانون، بر عهده‌ی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است که این مهم، با سیاستگزاری، برنامه‌ریزی، ارزشیابی و نظارت، امکان پذیراست؛ به عبارتی دیگر، وزارت بهداشت مکلف است با راهبری و هماهنگی سازمان‌ها و دستگاه‌های مختلف، سلامت جامعه را تامین کند ولی در نظام سلامت فعلی، از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان بزرگترین ارائه کننده‌ی خدمت یاد می‌شود، نقش تصدی‌گری و ذی نفع بودن، می‌تواند بر وظایف اصلی این وزارت خانه که شامل سیاستگزاری، هماهنگی، ارزیابی و نظارت است، تاثیر سوء داشته باشد؛ از این رو، مشاهده می‌شود، بسیاری از قوانین و برنامه‌ها که با همکاری این وزارت خانه تهیه و به تصویب می‌رسد، در عمل اجرا نشده و یا بطور ناقص اجرا می‌شود در این راستا، ارتقای کیفیت و عدالت در ارائه‌ی خدمات که با مدیریت و اجرای قوانین مصوب امکانپذیراست، با تزریق مالی گسترده و احاطه بر بیمه‌ها، برای پوشش ناکارایی ارائه‌دهندگان بخش دولتی، صورت می‌گیرد.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

حسین آذربایجانی
عضو انجمن زبانشناسی شناختی آلمان (Deutsche Gesellschaft für Kognitive Linguistik)
صاحب امتیاز و مدیرمسئول هفته نامه آوای چیستا
عضو هیات رییسه انجمن کان ذن ریو کاراته استان قزوین
عضو هیات مدیره کانون آوای چیستا (حوزه فعالیت: تحکیم بنیان خانواده)
پژوهشگر نورومارکتینگ، عصب شناسی زبان، رسانه و ارتباطات
دانشجوی دکترای تخصصی زبانشناسی شناختی پژوهشکده علوم شناختی IRICSS
(موضوع پایان نامه: نورومارکتینگ، سیستم لیمبیک مغز و تاثیر تبلیغات و پروپاگاندا
استاد راهنما: پروفسور حسن عشایری
استاد مشاور: پروفسور رضا نیلی پور)
کارشناسی ارشد زبانشناسی علامه طباطبایی تهران 88 تا 90
(موضوع پایان نامه: استعاره در مطبوعات فارسی زبان
استاد راهنما: دکتر کورش صفوی
استاد مشاور: دکتر یونس شکرخواه)
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 83 تا 87
عضو انجمن علوم اعصاب ایران
عضو انجمن زبانشناسی ایران
مدرس روانشناسی شناختی، زبان انگلیسی، مکاتبات اداری، بازاریابی و تبلیغات، زبانشناسی و فنون ترجمه 89 تا کنون در دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور و آموزشگاههای مختلف عمدتا تهران و قزوین
مترجم آزاد در حوزه متون ادبی و علوم انسانی 84 تا کنون
خبرنگار و نویسنده ستون «زیر سقف قزوین» هفته نامه تابان از 87 تا کنون
دبیرکل انجمن مترجمان جوان ققنوس 84 تا کنون
دبیرکل انجمن علمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 85 تا 87
دبیر گروه سیاسی هفته نامه حدیث قزوین 85 تا 87
خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایسنا قزوین 85 تا 86
عضو تحریریه ویژه نامه «حدیث نو» قزوین 85 تا 86
همکاری نامنظم به عنوان مترجم افتخاری ستون «گشتی در دنیای خبر» روزنامه ولایت قزوین از 79 تا 81
تماس:
Mail: zsqazvin(at)gmail(dot)com
Tel: 9354821851
مدیر وبلاگ : .

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان