تبلیغات
.:: هستن؛ مخمل آبی ::. - مصاحبه با یک «کاسب تحریم»؛ چرایی مخالفت برخی افراد و گروه‌ها با اشتغالزایی
.:: هستن؛ مخمل آبی ::.
برای آسانتر خواندن متن، دکمه های Ctrl و + را همزمان فشار دهید

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مصاحبه با یک «کاسب تحریم»؛ چرایی مخالفت برخی افراد و گروه‌ها با اشتغالزایی

حسین آذربایجانی

تحلیل انتقادی گفتمان، علم یافتن انگیزه‌های پشت پرده سخن است. با نگاهی دقیق به وضعیت گفتمانی دولت و مخالفانش، پرسشی کلیدی و مهم در ذهن پژوهشگر رسانه‌ای ایجاد می‌شود که رسیدن به پاسخ آن علاوه بر تحلیل نیاز به مشاهده و مصاحبه و پرسشگری و حتی حضور فیزیکی در محضر مخالفان و موافقان و گفتگوی رودررو با آنان دارد. در علوم انسانی می‌گوییم هیچ چیزی 100 درصد نیست و اگر برای پرسشی به یک پاسخ رسیدیم، می‌گوییم بخشی از پاسخ این است و شاید بخشی دیگر هم داشته باشد که به ذهن نگارنده نرسیده یا از چشم او پنهان مانده باشد.

پژوهش در رسانه

پژوهش یا تحقیق تعریف‌های زیادی دارد. اما آنچه در علوم شناختی به عنوان شاخه‌ای میان رشته‌ای بین علوم انسانی و فنی مهندسی و علوم پایه روی آن توافق نسبی داریم؛ این است که پژوهش یک روند هوشمندانه، هوشیارانه، خلاقانه و سامانمند برای یافت، بازگویی و بازنگری پدیده‌ها، رخدادها، رفتارها و انگاشته‌ها است. پژوهش همچنین برای استفاده از پدیده‌های موجود برای دست یافتن به راهکارهای عملی و فناوری‌ها به‌کار می‌رود. به طور معمول پژوهشگر نتایج پژوهش خود را در مجله‌های علمی ارائه می‌دهد.

گاهی هم بخش‌هایی ساده شده از پژوهش‌های محقق در رسانه‌های عمومی مثل روزنامه‌ها منتشر می‌شود تا مردم هم به زبانی عامه فهم و بدون نیاز به اصطلاحات و مفاهیم تخصصی از پرسش‌ها و پاسخ‌های تازه باخبر شوند. پژوهش در دو بعد «یافت پرسش پژوهش» و «پاسخ دادن به آن» است.

پژوهش در رسانه امر مغفولی است که بخصوص در فضای رسانه‌ای استان ما کمتر رسانه‌ای به آن توجه و عنایت دارد. نخستین گام پژوهش مشاهده دقیق یک وضعیت و یا حالت و بعد از آن ایجاد سوال در ذهن پژوهشگر است. گام بعدی، نگاهی به پیشینه تحقیقات مرتبط و سپس انتخاب روش مناسب برای انجام پژوهش تا رسیدن به پاسخ پرسش‌های مطرح شده و...

ازدواج و اشتغال جوانان؛ مهمترین اولویت دولت استانی

اگر بخواهیم مهمترین مشکلات و معضلات جوانان امروز را بررسی کنیم؛ طبق آمارهای رسمی و نتایج پژوهش‌های دانشگاهی انجام شده، می‌توانیم به چند مورد اساسی به ترتیب اولویت اشاره نماییم.

«مهمترین اولویت دولت یازدهم توجه به اشتغال و ازدواج جوانان جامعه است و در این راه علیرغم مشکلات بسیاری که وجود دارد از هیچ کوششی دریغ نمی‌کند.» این حرف سیدعلی موسوی، فرماندار قزوین، بود که در نخستین جلسه ستاد ساماندهی امور جوانان شهرستان قزوین درباره برنامه‌ها و اولویت‌های دولت متبوعش توضیح می‌داد.

موسوی فرماندار قزوین با اشاره به رویکرد دولت تدبیر و امید در حوزه جوانان گفت‌: مهمترین اولویت دولت یازدهم توجه به اشتغال و ازدواج جوانان است. دغدغه اصلی شخص رئیس‌جمهور بازکردن قفل تحریم‌هاست؛ چرا که معتقد هستند با باز شدن این قفل‌ها، هم اشتغال و هم رونق و توسعه اقتصادی برای کشور حاصل می‌شود.

موسوی با اشاره به علل افزایش آمار طلاق و کاهش ازدواج در کشور گفت: عوامل مختلفی بر افزایش سن ازدواج و بالا رفتن آمار طلاق نقش دارد؛ بر همین اساس بحث اشتغال یکی از مواردی است که در این آسیب اجتماعی تاثیر به سزایی دارد.

وی شاخص‌های اصلی آرامش جوانان را اشتغال، ازدواج و تحصیل دانست و گفت‌: برای اشتغال و ازدواج جوانان باید کارهای هدفمند و کارشناسی شده انجام شود؛ زیرا تعلل در این امر باعث شده است که سن ازدواج بالا برود و جوانی که شغل مناسبی ندارد و به آینده امیدوار نیست؛ دنبال ازدواج نرود و منتظر است که کی می‌تواند سر و سامان بگیرد و زندگی با دوام و قوام تشکیل دهد.

وی اظهار کرد: بالا رفتن سن ازدواج خودش آسیب‌های دیگر و معضلات عدیده‌ای را به همراه دارد. از طرفی وقتی مشکل اشتغال وجود داشته باشد و امید به آینده کم باشد؛ طبیعی است بحث طلاق هم رونق پیدا می‌کند. وقتی جوانی از کار بیکار می‌شود اولین آسیب آن گریبان‌گیر خانواده خواهد شد و طلاق و مشکلات دیگر از همین نقطه شروع می‌شود.

هدف استانی دولت؛ احیای واحدهای صنعتی

آنچنان که در استان قزوین مشاهده می‌کنیم و از سخنان و اقدامات استاندار قزوین، فریدون همتی و فرماندار البرز، رضا عسگری و فرماندار قزوین، سیدعلی موسوی، برای هر ذهن پژوهشگری روشن می‌شود؛ اولویت اصلی دولت استانی در استان قزوین «ایجاد اشتغال از طریق احیای صنایع نابود شده در دولت سابق» است. پرسش اولی که ایجاد می‌شود، سوال مخالفان دولت است؛ اینکه «چرا احیای صنایع و نه احداث صنایع؟»

پاسخ به پرسش نخست چندان هم سخت نیست؛ به این دلیل ساده که اگر برای احداث صنایع باید 100 تومان هزینه کنیم و یک سال زمان بگذاریم، برای احیای صنایعی در همان قد و قواره با یک دهم یا گاهی یک صدم همین هزینه و زمانی بسیار کمتر از آن می‌توان در آن حد اشتغالزایی کرد. این پاسخی است که نیاز چندانی به گشتن ندارد و می‌توان با پرس و جو از صاحبان صنایع در اندک زمانی به آن دست یافت.

دشواری‌های احداث و احیا

«یک اصل بسیار مهم در جهان حکم فرماست؛ همیشه ویران کردن و نابودی یک لحظه است و تلاش اندکی می‌خواهد. اما ساختن و ترمیم آن ویرانی نیاز به سال‌ها تفکر و تلاش و زحمت دارد.» این را مهندس خط تولید یک شرکت قطعه‌ساز در شهر صنعتی البرز به ولایت می‌گوید و ادامه می‌دهد: به عنوان مثال ساختن یک کارخانه نیاز به هزاران و شاید میلیون‌ها ساعت ـ نفر تلاش و تفکر و زحمت و عرق ریختن دارد؛ نقشه‌کشی ساختمانش تا سوله و تاسیسات و آب و برق و دستگاه‌ها و... یک طرف و مدیریت و تصمیم اینکه چه چیزی را از کجا بیاورد و با آن چه چیزی با چه قیمت و کیفیتی تولید کند و کجا با چه قیمتی بتواند بفروشد و چقدر کارگر داشته باشد و با نیروی کار خودش چطور برخورد کند و حق و حقوق این نیروی کار را چگونه بدهد و... یک طرف که هر کدام از این طرفین خودش کارستانی است و از عهده هر کسی برنمی‌آید. یک شرکت با این همه تلاش و مشقت طی سالیان دراز ساخته می‌شود و به راه می‌افتد اما نابود کردن همین شرکت به یک ماه و حتی یک هفته بند است. یک باره می‌بینی همین کالایی که ما تولید می‌کنیم با حجم انبوه و زرق و برق بسته‌بندی و تبلیغات تلویزیونی می‌آید و در کمتر از یک هفته یک شرکت ورشکست و صدها کارگر بیکار می‌شوند.

سخنان رضا عسگری، ‎فرماندار شهرستان‌البرز را هم شاید بتوان هم راستا با سخنان آن مهندس خط تولید دانست، وقتی تاکید کرده بود: حفظ واحدهای‎‏صنعتی موجود، رفع موانع ‎تولید، حفظ نیروی‎کار و رسیدن واحدهای صنعتی به حداکثر ظرفیت اسمی تولید ازجمله اولویت‎های تحقق شعار سال در عرصه صنعت است.

رضا عسگری درخصوص اقدامات‎لازم برای فرهنگ‎سازی و تحقق سیاست‎های اقتصاد مقاومتی به «ندای البرز» گفت: برای اجرایی‎شدن اقتصادمقاومتی نباید به نصب‎بنر، برگزاری جلسات بدون ‎نتیجه و انجام اقدامات سطحی اکتفا کرد؛ بلکه برای تحقق شعار سال در ابتدا باید ضمن فرهنگ‎سازی، شرایط ‎لازم برای انجام تعهد قانونی افراد در دستگاه‎های خدمت‎رسان را فراهم‎ آورد تا مدیران و کارکنان بدون وجود نهادهای نظارتی هم وظایف خودرا به نحو شایسته‎ای به انجام برسانند.

اندوه آفرینی و عصبانیت از شادی مردم

پرسش بعدی که پیش می‌آید اندکی دشوارتر است. اشتغالزایی کار نیکویی است که طبعا هر عقل سلیمی در هر کسوت و منصبی از آن حمایت می‌کند، با دیدن تلاش دولت برای اشتغالزایی و موفقیت‌های نسبی‌اش در این مسیر شاد می‌شود و از ایجاد شغل برای جوانان استقبال می‌نماید. اما وضع به گونه‌ای دیگر است و برخی از افراد و گروه‌ها در استان و کشور از تلاش دولت برای ایجاد اشتغال ناراحت می‌شوند و در مقابل آن می ایستند.

به نوشته «ساعت 24» اندوه‌سازان وقتی به چشم می‌بینند که شهروندان و افکار عمومی از پیشرفت دولت برای بازگرداندن اعتبار ایران در مناسبات جهانی شادند و امیدوارند که با ورود سرمایه و نشاط، رکود ناشی از تحریم‌ها و ناکارآمدی‌های دولت قبل از اقتصاد ایران رخت بربندد؛ بر شدت رفتارهای اندوه‌سازی خود افزوده‌اند. اندوه‌سازان و رنج‌آفرینان در این کار خود آنقدر حرف‌های عجیب می‌زنند که دست آنها را برای شهروندان رو می‌کند و مردم می‌فهمند که اندوه‌سازان چگونه کم آورده و بر طبل ناکارشناسی می‌زنند. بطور مثال می‌گویند که قرارداد با کارخانه اتومبیل ساز فرانسوی به نفع آنها شده است گویی که این کمپانی وظیفه دارد برای خوشامد این گروه زیان کند. بیهوده گویی در مسیر ناشاد کردن مردم راه به جایی نمی‌برد؛ اما برای شهروندان ایرانی که می‌خواهند شاد و سرخوش باشند که روزهای بد اقتصاد می‌روند، اندوه به بار می‌آورد. حیف است با شهروندان بردبار ایرانی رفتاری کرد که به جای لبخند، ابروهای‌شان درهم شود.

اسحاق جهانگیری معاون اول رییس‌جمهور چندی پیش در جمع مدیران ارشد بانک مرکزی به کسانی اشاره کرد که از شادی مردم ناراحت هستند و با استناد به اخبار کذب، پیشرفت‌ها را شکست جلوه می‌دهند.

این نکات در سخنان چند روز پیش معاون اول رئیس جمهور هم تکرار شد. وقتی جهانگیری در جمع مسئولان وزارت صنعت، معدن و تجارت با اشاره به اهمیت و جایگاه این وزارتخانه در پیشرفت و توسعه صنعتی کشور، تکمیل و بهره‌بردای 5400 طرح با پیشرفت فیزیکی بالای 60 درصد را مثبت دانست و گفت: سرمایه‌گذاری 17 هزار میلیارد تومانی و ایجاد چند هزار شغل در طرح‌های نیمه تمام کاری بزرگ است که باید برای مردم اطلاع‌رسانی شود.

جهانگیری با اشاره به افتتاح چندین طرح ملی در سفرهای استانی خود، گفت: تاکنون 18 طرح بزرگ صنعتی و ملی از مجموع 32 طرح بزرگ که بر عهده وزارت صنعت، معدن و تجارت بوده به بهره‌برداری رسیده و هزاران شغل ایجاد کرده است که باید در این زمینه از هماهنگی وزارت صنعت، معدن و تجارت و بانک ها که با انرژی برای پیشبرد طرح‌های اقتصاد مقاومتی حاضر شده‌اند؛ قدردانی کرد.

وی در بخشی از سخنانش با ابراز تعجب از اینکه پیشرفت کشور عده‌ای را آزار می‌دهد؛ گفت: وقتی اعلام می‌شود کشور در جایی رشد و پیشرفت داشته متاسفانه برخی دچار غصه و عزا می‌شوند؛ زیرا فکر می‌کنند این موفقیت‌ها به اسم کسانی نوشته خواهد شد که مسئولیت دارند و کشور را اداره می‌کنند.

این گفته معاون اول رییس جمهور پاسخی به پرسش ابتدایی گزارش ما بود و البته همچنان که اوایل گزارش تصریح شد، در علوم انسانی یک پرسش معمولا بیش از یک پاسخ دارد. برای یافتن پاسخ‌های بیشتر به برجام و کسادی کار کارسبان تحریم رسیدیم.

برجام؛ خط بطلان بر کاسبی تحریم

سر عقل آمدن بازیگران قلدر جهانی و اولویت دادن تکریم بر تهدید در گفتمان آنان در جریان برجام در حالی بود که بعضی از قدرتمداران در هر دو طرف همچنان بر طبل جنگ و خشونت می‌کوبند؛ چرا که حیات سیاسی [و به خصوص اقتصادی] خود و حامیان‌شان را وابسته به جنگ و تنش و درگیری می‌بینند. آن سوی میدان، لابی صهیونیستی آیپاک و سناتورهایی که اکثرا حامیان مالی‌شان کارخانجات عظیم اسلحه‌سازی است، برای تداوم رونق تجارتشان به ایران هراسی و جنگ و تنش در منطقه برای فروش سلاح‌هایشان به قیمت‌های نجومی نیاز دارند و این سوی میدان هم برخی افراد برای تداوم رانت‌های حاصل از دور زدن تحریم‌ها و قرار داشتن کشور در محاصره‌ی اقتصادی خواهان ادامه واردات پورشه با ارز دولتی اختصاص یافته به داروهای سرطان و... اند و گرچه دو طرف، سخنان متفاوتی می‌گویند؛ اما این سخنان در ژرف ساخت معنایی تا حد زیادی از یک آبشخور یعنی منافع اقتصادی و سیاسی سرچشمه می‌گیرد.

فرارو در تحلیل این وضعیت نوشته بود: تجارت غیررسمی به شکل رسمی در شرایط تحریم سبب شد که برخی فرصت کاسبی و کسب سودهای کلان پیدا کنند؛ لذا اکنون‌ که با لغو تحریم‌های اقتصادی این فرصت را از دست خواهند داد؛ از توافق هسته‌ای ناخشنود و به قول رییس‌جمهور عصبانی هستند.

ضرر مردم در گرو سود کاسبان تحریم

رییس جمهور، حسن روحانی هم چندی پیش در این باره در گفتگویی تلویزیونی بابیان اینکه به دلیل تحریم‌ها، ما جنسی را که وارد کشور می‌کردیم گاهی 20 درصد، گاهی 25 درصد و حتی 30 ‌تا 40 درصد نیز داشتیم که گران‌تر می‌خریدیم؛ گفت: اگر فرض 100 میلیارد جنس و کالاهای ضروری نیاز بود وارد این کشور شود؛ حداقل حدود 25 میلیاردش تلف می‌شد.

وی افزود: این از جیب مردم می‌رفت البته این کار برای کاسبان تحریم خیلی سود داشت و کاسبان تحریم در دبی، در اروپا، چین و در تهران بودند و همه‌جا این کاسبان تحریم بودند و آنها از این توافق عصبانی‌اند اما مردم ما هزینه پرداخت می‌کردند.

سودهای کاسبان به نام دور زدن تحریم‌ها و به کام خودشان

هادی حق‌شناس کارشناس مسایل اقتصادی در این خصوص به فرارو گفت: همیشه در شرایطی که امکان انجام معاملات رسمی به هر دلیلی فراهم نباشد؛ معاملات به شکل غیررسمی انجام می‌شود و کسانی فرصت پیدا می‌کنند که روی قیمت‌ها اثرگذاری داشته باشند.

وی افزود: بخش عمده کاسبان تحریم یا کسانی که تحریم به نفع آنها تمام شد کسانی بودند که در امر تجارت و کانال واردات و صادرات فعال بوده و با اجازه مسئولان دولتی و به شکل رسمی فرصت یافتند که تجارت غیررسمی انجام دهند. این همان اصطلاح دور زدن تحریم‌ها است که از آن استفاده می‌کردیم.

به گفته‌ی نماینده پیشین مجلس، دور زدن تحریم‌ها توسط افرادی انجام شد که در بخش تجارت فعال بودند و به خاطر مشکلات دوران تحریم مانند بسته بودن مسیر مبادله ارزی سویس و ... از تجارت سودهای کلانی بردند. نمونه‌ی مشهور این کاسبان بابک زنجانی است که هنوز میزان اموال او مشخص نشده است.

حق‌شناس ادامه داد: این به معنی آن نیست که همه‌‌ی کسانی را که به خاطر منافع ملی کشور در شرایط تحریم برای رفع نیازهای کشور تلاش کردند؛ متهم کنیم؛ زیرا در آن شرایط چاره‌ای غیر از دور زدن تحریم نبوده است. به ‌عنوان مثلا وزارت نفت در زمانی که مشکل فروش نفت داشتیم برای نقل ‌و انتقال ارزی ناگزیر بود که از این شیوه استفاده کند لذا اکنون نباید گفت که همه‌ی افرادی که در این امر مشارکت داشتند کاسبان تحریم بودند اما طبیعی است که بخشی از آن‌ هم به خطا رفته و بابک زنجانی‌هایی را ایجاد کرده است.

ریشه‌های فساد مالی

وی در پاسخ به این پرسش که آیا از میان رفتن تحریم‌ها منجر به حذف رانت‌های اقتصادی و کاسبی‌های حاصل از آن خواهد شد؛ گفت: همیشه و در همه بخش‌های اقتصاد رانت وجود دارد اما برخی شرایط زمینه بهتری را برای استفاده از رانت ایجاد می‌کند.

به ‌عنوان‌ مثال وقتی می‌گوییم که 20 درصد فرار مالیاتی داریم یعنی رانت در بخش مالیات. این در حالی است که اگر نظام مالیاتی ما کارآمد باشد؛زمینه‌ی این رانت از بین می‌رود.

این کارشناس مسایل اقتصادی همچنین گفت: در شرایط تحریم زمینه‌ی ایجاد فساد اقتصادی بیش از هر وقت دیگری فراهم بود. به‌ عنوان مثال همین‌که امروز بخشی از پول ما در چین است و ما به تجار می‌گوییم که برای بازگرداندن این پول کالای چینی وارد کنید و در این وسط برخی برای بخش‌های دولتی از فاینانس چینی استفاده می‌کنند و دولت هم نمی‌تواند به مساله ورود کند؛ ناشی از فراهم بودن زمینه‌ی فساد در دوران تحریم است. به همین خاطر از میان رفتن شرایط تحریمی اگرچه رانت و فساد را از اقتصاد کشور حذف نمی‌کند؛ اما می‌تواند در کاهش آن نقش قابل‌توجهی داشته باشد.

سخنان یک کاسب تحریم

برای یافتن پاسخ‌های بومی‌تر به پرسش ابتدایی گزارش گشتی در بازار قزوین زدیم و البته به دلیل گستردگی پهنه موضوع، حوزه را به بازار «قطعات یدکی خودرو» محدود کردیم که استان قزوین 10 سال پیش یکی از قطب‌های تولیدی آنها بود. جالب این بود که در آن بازار هم کاسبی تحریم یکی از چندین پاسخ یافته شده بود و البته تکان‌دهنده‌ترین پاسخ!

یکی از این کاسبان که تهدید کرد اسمی از او نیاوریم؛ اما با لطف و مرحمت اجازه داد سخنانش را نقل کنیم، درباره مخالفت‌ها و سنگ‌اندازی‌هایش در مسیر احیای صنایع استان قزوین به ولایت گفت: ما این دولت را چه در استان و چه در کشور زمین خواهیم زد؛ چون همین آقای استاندار و همان آقای روحانی راه نان ما را بسته‌اند. کسی هم که نان ما را ببُرد، امانش را می‌بُریم و در این مساله هم هیچ تعارفی با کسی نداریم.

از او می‌پرسم دولت و استاندار چگونه راه نان شما را بسته‌اند؟ جواب می‌دهد: من واردکننده قطعات یدکی خودرو هستم. هر چه املاک و دارایی و... داشتم همه را به پول تبدیل کرده و قراردادهای کلان با شرکتهای چینی، پاکستانی، ویتنامی و... بسته‌ام که مدت‌دار است. یعنی گفته‌ام من تا 5 سال 100 هزار سری قطعات جلوبندی پراید می‌خواهم و اینطوری تخفیف حسابی هم گرفته‌ام. اما بر اساس قراردادی که بسته‌ایم، اگر هر یک از طرفین در این 5 سال زیر قرارداد بزند، باید به طرف مقابل خسارت کلانی بدهد.

می‌پرسم ربط این قضیه به دولت و استاندارش در قزوین چیست؟ می‌گوید: اگر مغز کاسب داشته باشی، می‌فهمی استانداری که در حال راه‌اندازی مجدد شرکت‌های قطعه‌سازی در شهرصنعتی است؛ دارد به ریشه‌های من و امثال من تیشه می‌زند. وقتی جنس داخلی تولید شود، در بازار قطعات یدکی دست زیاد می‌شود و مشتریان من کم می‌شوند. وقتی مشتری کم شد من مجبور می‌شوم سود کمتری بخورم و ارزان‌تر بفروشم. اگر هم نتوانم بفروشم آن طرف باید خسارت معامله به اجنبی‌ها بدهم.

می‌گویم: اما احیای شرکت‌های صنعتی، باعث اشتغال جوانان مردم می‌شود که تعدادشان از شما بیشتر است. جواب می‌دهد: جوانان مردم مگر حتما باید بروند کارخانه قطعه‌‌سازی؟ (می‌زند زیر خنده) هزار تا شغل دلالی و واسطه‌گری در بازار هست. بیایند زیر دست خودم بازاریابی کنند. پورسانت خوبی هم می‌گیرند و یکی دو ساله خودشان را می‌بندند.

به حالت تحقیرآمیزی با پوزخند می‌گوید: شما تحصیلکرده‌ها و خبرنگاران فقط ظاهر قضایا را می‌بینید؛ اما مسایل پیچیده تر از اینهاست. به ما می‌گویید کاسب تحریم؛ کاسبی عار نیست و ما از هر چیزی بخواهیم کاسبی می‌کنیم. اگر بخواهیم، صد تا استاندار و فرماندار بزرگتر از اینها را زمین می‌زنیم. بنشین و ببین همین رفیق شما [رضا] عسگری را چنان مشغول حاشیه می‌کنیم که نتواند تکان بخورد. لب باز کند قیامت به پا می‌کنیم. قدم از قدم بردارد زیر پایش را خالی می‌کنیم. حالا این که چیزی نیست. الان پول یعنی قدرت و هر کس داشته باشد می‌تواند هر کاری دلش بخواهد بکند و به هر جایی دلش بخواهد تاثیر بگذارد. الان ماهی 10 میلیون به حساب هر کس بریزی، هر حرفی تو بخواهی می‌زند. ما در همه جا رفیق داریم که لب‌تر کنیم جان می‌دهند. شما برو همین‌ها را بنویس تا بدانند پشت من و امثال من گرم است. با ما نمی‌توانند مچ بیندازند. بنویس تا بفهمند که با این اداهای سوسولی احیای صنایع و... پا روی دم من و امثال من نگذارند. کاری که ما بخواهیم نگذاریم؛ نمی‌گذاریم انجام شود. ماها هنوز داریم با این دولت مدارا می‌کنیم؛ اما در ماه‌های بعدی خواهید دید پول ما چه‌ها می‌کند. باور نمی‌کنی؟ امتحانش مجانی است؛ جرات داری اسم از من ببر تا یک چشمه‌اش را ببینی (به قهقهه می‌خندد) و ادامه می‌دهد: سلام برسان! عزت زیاد!

از دفتر کار مجلل او بیرون می‌آیم. تابحال کاسبان تحریم کم ندیده‌ام؛ اما این یکی دیگر در صراحت و... نوبر است. روحانی و همتی و عسگری با اینها چه خواهند کرد؟ خدا می‌داند!

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

حسین آذربایجانی
عضو انجمن زبانشناسی شناختی آلمان (Deutsche Gesellschaft für Kognitive Linguistik)
صاحب امتیاز و مدیرمسئول هفته نامه آوای چیستا
عضو هیات رییسه انجمن کان ذن ریو کاراته استان قزوین
عضو هیات مدیره کانون آوای چیستا (حوزه فعالیت: تحکیم بنیان خانواده)
پژوهشگر نورومارکتینگ، عصب شناسی زبان، رسانه و ارتباطات
دانشجوی دکترای تخصصی زبانشناسی شناختی پژوهشکده علوم شناختی IRICSS
(موضوع پایان نامه: نورومارکتینگ، سیستم لیمبیک مغز و تاثیر تبلیغات و پروپاگاندا
استاد راهنما: پروفسور حسن عشایری
استاد مشاور: پروفسور رضا نیلی پور)
کارشناسی ارشد زبانشناسی علامه طباطبایی تهران 88 تا 90
(موضوع پایان نامه: استعاره در مطبوعات فارسی زبان
استاد راهنما: دکتر کورش صفوی
استاد مشاور: دکتر یونس شکرخواه)
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 83 تا 87
عضو انجمن علوم اعصاب ایران
عضو انجمن زبانشناسی ایران
مدرس روانشناسی شناختی، زبان انگلیسی، مکاتبات اداری، بازاریابی و تبلیغات، زبانشناسی و فنون ترجمه 89 تا کنون در دانشگاههای غیرانتفاعی و پیام نور و آموزشگاههای مختلف عمدتا تهران و قزوین
مترجم آزاد در حوزه متون ادبی و علوم انسانی 84 تا کنون
خبرنگار و نویسنده ستون «زیر سقف قزوین» هفته نامه تابان از 87 تا کنون
دبیرکل انجمن مترجمان جوان ققنوس 84 تا کنون
دبیرکل انجمن علمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور قزوین 85 تا 87
دبیر گروه سیاسی هفته نامه حدیث قزوین 85 تا 87
خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایسنا قزوین 85 تا 86
عضو تحریریه ویژه نامه «حدیث نو» قزوین 85 تا 86
همکاری نامنظم به عنوان مترجم افتخاری ستون «گشتی در دنیای خبر» روزنامه ولایت قزوین از 79 تا 81
تماس:
Mail: zsqazvin(at)gmail(dot)com
Tel: 9354821851
مدیر وبلاگ : .

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان